برای مطالب بیشتر روی این لینک اشاره کنیدhttp://kabuli.tchatcheblog.com /

برای مطالب بیشتر روی این لینک اشاره کنیدhttp://kabuli.tchatcheblog.com  /

دولت افغانستان و حقوق بشر: تعارض یا تعامل؟
شهروندان افغان بدین باورند که دولتشان و جامعه جهانی همکار در این کشور، تا هنوز نتوانسته اند رعایت استاندارد های حقوق بشر را ضمانت نمایند. این در حالیست که جو نامطمئن امنیتی در سال های اخیر بستر گسترده ای داشته، که بیشتر از هر زمینه دیگر فضای حاکمیت قانون و رعایت اصول آزادی بیان و حقوق بشر درین کشور را به شدت تحت فشار قرار داده است.حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان زمانی با گلوی پر از غصه با همایشی پرشکوه از “روز ملی تجلیل از قربانیان جنگ” در کابل قدردانی می کند، که براساس گزارش ها در یک سال پیش نزدیک به چهارهزار تن از غیر نظامیان در خشونت ها کشته شده اند. این در حالی است که ضعف مدیریت دولتی، قدرت گیری فرماندهان محلی و افزایش مواد مخدر، حاکمیت ملی را نشانه گرفته و نقش قانون و رعایت استانداردهای حقوق بشر را بیشتر از هرزمان دیگر پامال نموده است. فعالین حقوق بشر و نهادهای پاسبان این حقوق با این سووال برخورد می کنند، که شعار پاسبانی از حقوق بشر با ساختار تشکیلاتی دولت افغانستان در تعارض قرار دارد یا تعامل؟

مرحله نوین جنگ

 جامعه جهانی و نهاد های دولتی، افغانستان را کشوری پس از جنگ می دانند. اما فعالین حقوق بشر و مدافعین آزادی بیان، کاربرد این واژه را نا درست می خوانند.در عین حال با توجه به نگرانی سازمان ملل و فعالین حقوق بشر از رفتار نیروهای افغان و بین المللی در جریان برخوردهای نظامی با شورشیان که موجب کشته شدن غیر نظامیان می گردد، اصل قانون مداری و رعایت استانداردهای حقوق بشر درین کشور بیش از هر زمان دیگر کمرنگ به نظر می رسد. بازداشتگاه یا شکنجه گاه؟ در حال حاضر دو دسته بازداشتگاه در افغانستان وجود دارند. دسته اول آنهایی هستند، که در اختیار دولت قرار دارند. گروه دوم، بازداشتگاه های نیروهای خارجی مستقر در افغانستان می باشند. براساس گزارش های مدافعین حقوق بشر، در هردوی این بازداشتگاه ها حتی ابتدایی ترین حقوق انسانی برای زندانیان در نظر گرفته نمی شود. عدم دسترسی فعالین حقوق بشر به بازداشتگاه های امنیت ملی افغانستان و بازداشتگاه های آمریکاییان در بگرام و قندهار، مردم را به دور از اطلاع رسانی از وضعیت زندانی قرار داده است. نادر نادری سخنگوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، در این پیوند می گوید: “ما در بررسی بازداشتگاه هایی که تحت نظارت مستقیم اداره امنیت ملی افغانستان است، مشکل داریم. چراکه به مواردی بر خورده ایم که افراد شکنجه شده اند، اما به دلیل عدم همکاری این اداره نتوانسته ایم قضایا را به موقع و به صورت لازم بررسی کنیم. به همین سبب در ارتباط با زندان های امنیت ملی افغانستان و سوء رفتار و شکنجه در این زندان ها نگرانیم”. این در حالیست که سازمان های جهانی دفاع از حقوق بشر هم از نبود دسترسی به اطلاعات کافی در مورد زندانیان بازداشتگاه های آمریکاییان در بگرام و قندهار، شاکی هستند.

حاکمیت ضعیف دولتی

گسترش بستر ناامنی در افغانستان و تحت شعاع قرار گرفتن حاکمیت قانون ازین ناحیه، زمینه نقض حقوق بشر و عدم پیگرد و مصونیت برای مجرمان را بیشتر از پیش مساعد نموده است. حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان در همایش “روزملی تجلیل از قربانیان جنگ” به صراحت تمام اعتراف کرد، که دولت تحت رهبری وی در شش سال فاقد ظرفیت و توانایی لازم برای پیگرد متخلفین از قانون و ناقضین حقوق بشربوده است. کرزی همچنین اعتراف نمود که دولت افغانستان سوای مناطق تحت حاکمیت طالبان، حتی در مناطقی که تحت اداره ی نمادین وی قرار دارد نیز، ناتوان است. این در حالیست که رفتارهای فرا قانونی نیروهای آیسف و ائتلاف در برخورد با آسیب دیدگان، مرکزگریزی فرماندهان محلی، وجود فساد گسترده با شاخه های مافیایی در دولت افغانستان، عدم موفقیت این کشور در زمینه ی مهار تولید، قاچاق و ترافیک مواد مخدر، جایگاه دولت را نزد شهروندان به حداقل تنزیل داده و کمرنگ ساخته است. همچنین وجود زندان های خصوصی در افغانستان که گاه گاهی حتی از موجودیت آن در مرکز کشور در چند کیلومتری ارگ ریاست جمهوری سخن می رود، از مواردیست که مشکل در دستگاه دولت افغانستان را وارد مرحله بحران کرده است. حقوق زنان و کودکان حقوق زن و حق تقدم برای کودکان افغانستان، از مواردیست که تنها بر روی پرده ی تلویزیون ها از آنها سخن گفته می شود. چراکه ترور فعالین زن و تهدیدهای مسلسل برای زنانی که خارج از خانه کار می کنند، به حد اکثر رسیده است. ازدواج اجباری و تبادل دختران برای تسویه حسابها و پایان بخشیدن به نزاعها در افغانستان، تا هنوز امری معمول است. شکایت در مورد تجاوز جنسی از جانب زنان ضریب این فشار را دوچندان می کند. زنان و دختران در افغانستان روزانه به اتهام آنچه بدنام کردن خانواده ها خوانده می شود، قربانی می گردند. زیرا به اتهام ارتکاب جرایمی مانند فرار از خانه، زنا و یا روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج، زندانی می شوند. در بعضی موارد زنانی در زندان ها به سر می برند، که بخاطر فرار از مواجهه با بدرفتاری در خانه به آنجا پناه گزین شده اند. بنابراین فعالین حقوق زن بدین باروند که برجسته کردن نقش زنان در تشکیلات دولتی تا عضویت در شورا، وزارت و ولایت، که مشخصا دستاورد دولت افغانستان محسوب می شود، بیشتر به انگیزه استفاده ابزاری از آنان می باشد.آزادی بیان آزادی بیان که تنها دستاورد دولت افغانستان و جامعه جهانی درین کشور خوانده می شود، با گذشت هر روز محدود شده و دستخوش بازی های سیاسی دولتمداران گردیده است. تشدید خشونت طالبان و همچنین رفتار فراقانونی حکومت در برابر روزنامه نگاران، بیش تر از هر مورد دیگر آزادی بیان در کشور را تهدید می کند. چراکه سلب حق اطلاع رسانی به حدی رسیده است، که استادان دانشگاه و مقامات دولتی از اشتراک در نشست های سیاسی در رسانه ها بازداشته شده اند. ارسال سانسور نامه از جانب اداره ی امنیت ملی افغانستان و تعیین خطوط نشراتی برای رسانه ها (حتی تا این درجه که فلان رخداد باید به عنوان خبر درجه چندم نشر شود)، و خاموشی جامعه جهانی درین مورد، همه و همه عقب نشینی ابهام انگیز دولت افغانستان در برابر آزادی بیان را نشان می دهد.عدالت قربانی مصلحت

پروژه عدالت انتقالی در سال ٢٠٠۵ (١٣٨٤) پی ریزی شد، و با استقبال گرم جامعه جهانی و مردم افغانستان روبرو گردید. اما اکنون با گذشت دوسال ازین طرح، از جانب دولت افغانستان کوچکترین گامی برای تحقق اهداف آن برداشته نشده است. سرانجام حامد کرزی در سخنانی که درهمایش مورد اشاره ایراد کرد، به صراحت تمام بدین ناکامی خود اعتراف نمود و دلیل ناکامی آن را عدم تمایل شخص خودش برای تطبیق عدالت انتقالی در افغانستان خواند. وی گفت که برای اینکه کشور بیشتر به سوی بی ثباتی نرود، مانع تطبیق این پروژه گردیده است. کارشناسان سیاسی بدین باورند که کرزی عدالت را درین کشور، قربانی مصلحت ساخته است.این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

                                  موسی قلعه، سرنخ گمشده روابط لندن و کابل 

“هلمند را گرفتند، درهم و برهمش کردند و تمامش را به طالبان سپردند. خارجیان، القاعده و (بلاوبتر) به صورت آزادانه در آنجا رفت و آمد می کنند. همکاران باید به ما گوش دهند، نظر ما را بشنوند و به آن عمل کنند”. این سخنان حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان است، که در همایشی خطاب به فرماندهان امنیتی این کشور ایراد گردید.سخنان کرزی به معامله انگلیس ها در موسی قلعه اشاره داشت، که در اکتبر (مهرماه) سال گذشته طی یک تعامل مناطق تحت کنترل خود را به بزرگان محل واگذارکردند. پس از این واگذاری و در ماه فوریه (بهمن) طالبان به آنجا هجوم بردند، و موسی قلعه به پایگاه تروریستان چچین، ازبیک، پنجابی و عرب مبدل گردید. به همین سبب گرچه موسی قلعه شهری درشمال استان هلمند است، ولی حضور گسترده شورشیان دراین شهر باعث گردید که طالبان چندین استان مجاور را نیز با استفاده از پشت جبهه آن دوسال تمام در تصرف خود داشته باشند.

 ماموریت ابهام انگیز

 پس از استقرار نیروهای بریتانیایی درافغانستان، بحث های زیادی در مورد نحوه ی ماموریت این نیروها مطرح گردیده است. نیروهای بریتانیایی ماموریت خود را کمک به تامین امنیت در افغانستان و تقویت حاکمیت ملی در این کشور اعلام کردند. اما پس از معامله موسی قلعه که عملآ مناطق تحت نفوذ بریتانیا را به طالبان واگذار کرد، شک و تردیدهای در صداقت نیروهای نامبرده برای مبارزه در برابر طالبان بلند گرفته است. آنها این معامله را ضعف بزرگ انگلیس در مبارزه با هراس افگنی اعلام نمودند. دولت انگلیس در واکنش به این انتقادات خواستار زمان کافی برای روشن شدن معامله موسی قلعه گردید، و فرماندهان ارشد بریتانیایی گفتند موفقیت در آن نقطه نیاز به زمان کافی دارد. ولی حالا که زمان کافی ازین معامله می گذرد، چنان به نظر می رسد که انگلیس ها شکست طرح شان در موسی قلعه را پذیرفته اند. پیش ازین نیز نیروهای انگلیس به دلایل دیگر مورد انتقادات شدید قرار گرفته بودند. از جمله این دلایل می توان به کمبود امکانات و تجهیزات برای نیروهای جنگی این کشور در افغانستان، و تمرکز توجه به استان هلمند بدون پرداختن به وضعیت سایر استان ها ازجمله کابل و قندهار، نام برد. یعنی استان هایی که از حساسیت بیشتری برخوردار هستند. سهم اندک در روند بازسازی وعدم اشتراک در فراهم آوری زمینه اشتغال برای جمعیت انبوهی از بیکاران، فقدان راهبرد منسجم و هماهنگ در عملیات نظامی بر اساس وحدت فرماندهی، عملیات و اقدامات خارج از چوکات تصمیم گیری های پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، وارد معامله شدن با شورشیان که حتی در برخی موارد از تفاهمات پشت پرده نیز گزارش شده است، از دیگر مواردی هستند که در تعارض با دیدگاه ناتو برای مبارزه با تروریسم در افغانستان قرار داشته، و بارها مورد انتقاد قرار گرفته اند. در برخی موارد گزارشاتی مبنی براینکه فرماندهی عملیات نظامی ارتش بریتانیا در افغانستان جدا از چوکات نظامیان ناتو درین کشور تنظیم می شود هم، به گوش می رسد. به گفته کارشناسان سیاسی عدم توافق و نبود وحدت فرماندهی نیروهای انگلیس با آمریکا و سایر کشورهای عضو ناتو و فقدان همکاری در زمینه بازسازی، باعث سردرگمی نیروهای خارجی مستقر در افغانستان و دولت این کشور در جنوب گردیده، و در نتیجه افغانستان را دراعماق بحران امنیتی فروبرده است.


مبارزه با مواد مخدر

“تونی بلیر” نخست وزیر پیشین بریتانیا پایان دادن به قاچاق و تولید هیرویین را در کنار ساقط کردن حاکمیت طالبان در افغانستان، دومین گام دولت کشور خود در برابر افغانستان خوانده بود. اما پس از استقرار نیروهای بریتانیایی در جنوب افغانستان نه تنها اقداماتی در زمینه از بین بردن مواد مخدر درین کشور انجام نپذیرفته، بلکه در واقع رکورد جدید تولید هیرویین در جهان را نیز به خود اختصاص داده است. این نا کارآیی و عدم صداقت نظامیان انگلیس در اجرای تعهداتشان در برابر افغانستان، از جانب اعضای کمیته لیبرال دمکرات کشورشان هم مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. به طوری که این کمیته تا حالا چندین بار درین مورد خواهان وضاحت بیشتر از جانب حکومت شده است. اما دولت انگلیس در هیچ یک ازین موارد، پاسخی نگفته است. اعضای کمیته مذکور همچنان از بریتانیا برای عدم تأمین منابع وعده شده برای مبارزه با مواد مخدر نیز، انتقاد کرده است. وعده ای که در اویل فروپاشی رژیم طالبان به افغانستان داده شده بود. این درحالیست که پانزده سازمان بین المللی و محلی در زمینه مبارزه با مواد مخدر در این کشور فعالیت دارند. اما بریتانیا که مسوولیت همآهنگی این سازمان ها را برعهده دارد، به این مسوولیت خود عمل نکرده است. همچنین مقامات ارشد بریتانیایی مستقر در افغانستان بارها اعلام کرده اند که در کار مبارزه با کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر دخالت نخواهند کرد. این در حالیست که مجموع پول بمصرف رسیده از سوی نهاد های زیر نظارت انگلیس برای محو کشت خشخاش، حدود دوصد میلیون پوند گزارش داده شده است.از دیگر مواردی که در سیاست های بریتانیا در افغانستان مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفته است، مساله تهاجم نظامی ارتش بریتانیا در برابر شورشیان است. در بیشتر موارد نظامیان انگلیسی مستقر در جنوب در زمانی که خشخاش کشت و تا زمانی که حاصلاتش نیز برداشته می شود، بیشترکوشش می کنند تا از راه مفاهمه و مذاکره با طالبان پیش روند. این راهبرد نظامیان نامبرده در جنوب افغانستان، حتی به گونه ای غیر مستقیم مورد انتقاد رییس جمهوری اسلامی افغانستان نیز قرار گرفته است.

برنامه جدید

پس از بازدید دو مقام ارشد بریتانیایی یعنی “گوردون براون” و “دز براون” از افغانستان و به ویژه سفر این دو به استان ناآرام هلمند، نخست وزیر بریتانیا همزمان با برگشت به کشورش در نشستی با پارلمان این کشور، از اعلام مستقیم ناکامی راهبرد سیاست های کاری کشورش در جنوب افغانستان خود داری کرد. ولی با ارائه طرحی جدید، به گونه ای غیر مستقیم به ناکارایی سیاست های کشورش اعتراف نمود. یا این همه باید گفت که محور سیاست های پیشین بریتانیا در افغانستان گفتگو و برگرداندن طالبان به قدرت بود، و مقامات ارشد بریتانیایی بارها در مصاحبه هایشان براین نکته تاکید داشته اند که گفتگو و سهیم ساختن طالبان در قدرت برخی از سیاست های این کشور در افغانستان است. به حدی که زمانی دز براون وزیر دفاع بریتانیا، طالبان را با جنبش مقاومت اسلامی حماس مقایسه کرد. اما حالا نخست وزیر بریتانیا در مجلس این کشور تاکید می نماید، که کشورش در سیاست جدید خود تلاش خواهد کرد تا به دولت افغانستان کمک کند که مسوولیت های بیشتری در کشور داشته باشد. گوردون بروان به صراحت تمام در تعریف آنچه راهبرد جدید کشورش در افغانستان خوانده می شود، به پارلمان بریتانیا اعلام کرد: “هدف بریتانیا در راهبرد جدید ریشه کن کردن و منزوی ساختن طالبان بوده، و به هیچ وجه با آنها مذاکره نخواهد کرد. “بروان تاکید کرد که در سیاست جدید، هیچ دلبستگی به پیشنهاد مذاکره با طالبان ندارد. وی در کنار ضمانت حضور دراز مدت هفت هزار و هشتصد نظامی این کشور در افغانستان، همچنان از اختصاص ٤۵٠ میلیون پوند کمک تدارکاتی به نیروهای بریتانیایی مستقر در افغانستان نیز خبر داد. او در تعریف راهبرد کشورش در مورد مبارزه با مواد مخدر گفت که باور دارد باید با در نظر گرفتن کشت بدیل برای آنانی که دست به کشت خشخاش می زنند، جلوی پرورش آن را گرفت.کارشناسان سیاسی بدین باورند که اگر بریتانیا به آنچه از آن به عنوان برنامه جدید نام برده می شود عمل نماید، بدون شک در کوتاه مدت تغیرات جدی در زمینه های بازسازی، برگشت امنیت و مبارزه با مواد مخدر در افغانستان، رونما خواهد گردید.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

خمیازه های کشدارکرزی

“مراقب باشید رهبر نا مناسب انتخاب نکنید” این گوشه ی از سخنرانی 8 دقیقه و 48 ثانیه ای زلمی خلیلزاد نماینده دایم آمریکا در سازمان ملل متحد میباشد که حین ماموریتش در افغانستان ،درست در روز پایانی کمپاین کاندیدان نخستین انتخابات ریاست جمهوری درین کشور در بیانیه ی رادیویی ماهانه خود “افغانستان شما” برای مردم افغانستان گفت،خلیلزاد در کنار، قدردانی برای ده میلیون از افغانهای که برای رای دهی ثبت نام نموده بودند، در باره گذر از نظام دیکتاتوری به دیموکراسی سخن میگفت، اضافه نمود:” لحظه موعود فرا رسیده است، و اینچنین لحظات خیلی نادراست”. خلیلزاد برای افغانها توصیه کرد که باید آن رهبری را انتخاب کنند که افغانستان را به سوی رفاه و دیموکراسی سوق دهد، در بخش دیگر ازین سخنرانی که خلیلزاد در مورد نحوی رای دهی برای افغانها صحبت میکرد، گفت که انتخاب شما باید دقیق باشد زیرا آینده کشور شما در این انتخابات پیوند خورده است، خلیلزاد با تکرار درین بیانیه گفت :” روز 9 اکتوبر2004 یا 18 میزان (مهر ماه) 1383 روزشماست(افغانها) “.

آیا خلیلزاد اشتباه کرده بود؟

درست سه سال پس از انتخاب حامد کرزی به عنوان نخستین رییس جمهور منتخب در افغانستان، زلمی خلیلزاد سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد و نماینده با صلاحیت سابق اینکشور در افغانستان در یک سخنرانی که در جمع از بازرگانان افغان و آمریکایی صحبت میکرد گفت که فساد در دولت افغانستان در حدی رسیده است که برای دولت ایالات متحده آمریکا به عنوان متحد استراتیژیک افغانستان غیر قابل باور میباشد. کارشناسان سیاسی بدین باورند که شاید این نخستین انتقاد یک مقام عالی رتبه دولت آمریکا از ضعف حکومت کرزی نباشد، ولی لحن شدید خلیلزاد در برابر دولت کرزی با شدت بیسابقه ای همراه بوده است. از آنجاییکه در به قدرت رسانیدن حامد کرزی به عنوان نخستین رییس جمهور منتخب در افغانستان زلمی خلیلزاد به عنوان نماینده ویژه رییس جمهور بوش نقش برجسته ی داشته است با انتقاد از کرزی چنان به نظر میرسدکه آمریکا خود درانتخاب رهبر مناسب برای آینده افغانستان دچار مشکل بوده است و از ناچار برکرزی اعتماد نموده بود.در عین حال پس از اظهارات زلمی خلیلزاد در مورد فساد گسترده در دولت افغانستان، حامد کرزی در نشست وزرابه اظهارات زلمی خلیلزاد در مورد دولتش پرداخت و گفته میشودکه برخی از وزرای کابینه و معاون اول ریاست جمهوری سخنان زلمی خلیلزاد را در پیوند با اظهارات رییس جمهور که درست یک هفته قبل ازین اظهارات دریک سخنرانی شماری از اعضای کابینه و نمایندگان پارلمان را به زر اندوزی مورد انتقاد قرار داده بودخواندند،ولی در مورد اینکه چه دلایلی در تغییر دیدگاه ایالات متحده در برابر کرزی نقش کلیدی داشته است به موارد زیر اشاره میشود.

ناتوانی کرزی در مهار مجاهدین

قدرت گیری فرمانده هان محلی در افغانستان و برخورد سلیقه ای حامد کرزی برای حذف این فرماندهان به عنوان رییس جمهوری اسلامی افغانستان یکی از موارد انگشت شمار از نارضایتی غرب در برابر دولت حامد کرزی به شمار میرود،فرماندهانی که پس از فروپاشی نظام طالبان در افغانستان به قدرت رسیدند،ایالات متحده آمریکاطرحی برای حذف سیستماتیک این فرماندهان از دستگاه دولتی با برنامه های دایاک، دی دی آر و پی آر آر راپی ریزی نمود. ولی برخوردشتاب آلود رییس جمهور برای حذف زودهنگام این فرماندهان و برخوردهای سلیقه ای دربرچیدن بساط شان از دولت باعث آن گردید که این فرماندهان از اقدامات حامد کرزی احساس خطر نموده و با تشکیل جبهات و ائتلاف ها، کرزی را برای طرح ها یش در انزوا قرار دهند،سیاست های ناکارایی کرزی در حذف این فرماندهان در حدی بود که حتی ژنرال عبدالرشید دوستم وفرمانده عطامحمد که از مخالفین شدید یک دیگر بودند راپس از سلب صلاحیت چهارمعاون ریس دولت،کاهش اختیارات ژنرال عبدالرشید دوستم به عنوان مشاور رییس دولت در امور نظامی و برکناری اسماعیل خان از فرماندهی نظامی هرات دریک ردیف قرار دهد.

کرزی دربرابر رسانه ها و سازمان های غربی

پس از سال 2005 اداره افغانستان به رهبری حامد کرزی زیرانتقاد شدید رسانه ها ، سازمان ها و نهادهای که در راستای دفاع از حقوق بشر ، آزادی بیان و امنیت فعالیت دارند قرار گرفته است. اداره ای که پس از شکست طالبان چهارسال تمام بوسیله همین رسانه ها و نهادها مورد ستایش قرار گرفته بود و تقدیرمیشد به یک بارگی خود را در برابر غول های رسانه ی جهان که بیشتر زیر نفوذ دولت آمریکا و انگلیس قرار دارنددید،این انتقاد درحدی رسید که چندین بار حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان به واکنش در برابر موضوعات نشرشده در باره وضعیت افغانستان پرداخت،به عنوان نمونه دولت افغانستان در برابر یک گزارش نشر شده روزنامه نیویورک تایمز که فعالیت های پلیس افغانستان در زمینه اجرای قانون در کشور را مورد انتقاد قرار داده بود، به واکنش پرداخت و سخنگوی رییس جمهور افغانستان گفت برخی نشریات غربی مقالات و گزارشهای منتشرمی کنند که “موجب تشویش اذهان عامه” میگردد،درعین حال همزمان با اینکه دولت افغانستان تاکید بر رعایت ارزش های دموکراسی و استاندردهای جهانی حقوق بشر دارد، از سوی سازمان دیدبان حقوق بشرمورد انتقاد شدید قرار گرفت ،حامد کرزی رییس جمهورافغانستان گزارش دیدبان حقوق بشر در مورد رسیدگی به جرایم جنگی در افغانستان را نادرست و به دور از واقعیت خواند،دیده بان حقوق بشر که خواستار ایجاد دادگاه ویژه برای رسیدگی به پرونده های جنگی در سه دهه ی اخیر درافغانستان شده بود،و به نامبردن از برخی ازرهبران معروف جهادی به عنوان ناقضین حقوق بشر خواستار محاکمه ی آنان شده بودبا واکنش رییس جمهورکرزی روبرو گردید وگزارش های اینچنینی را در مخالفت با شرایط جاری در افغانستان دانست، کرزی انتشار گزارش دیدبان حقوق بشر را در جهت تضعیف پایه های نظام دانست و برای دیدبان حقوق بشر توصیه نمود تا از انتشار چنین گزارشاتی خود داری ورزند.

کرزی در برابر محافظین صلح

در سومین همایش ملی مبارزه با مواد مخدرحامد کرزی قاچاق مواد مخدر را کار خارجی ها و مبارزه با آنرا نیز کار جامعه جهانی خواند. اشاره کرزی درست به استان نا آرام هلمند است که بیشتر زیر نفوذ نیروهای انگلیسی قرار دارد،و در سال روان 17 در صد کشت خشخاش در هلمند افزایش داشته است،کرزی درین همایش کوشید تا با استفاده از شدیدترین الفاظ نیروهای خارجی مستقر در افغانستان را که در کارمبارزه با مواد مخدر کوتاهی کرده اند مورد انتقاد قراردهد. درین سخنرانی که کرزی بیشتر مناطق زیر نفوذ نظامیان انگلیس را نشانه گرفته بود گفت:”فرمانده هلمند هیچ کاری کرده نمیتواند،زیرا هلمند را به طالبان و القاعده سپردند”. همچنان کرزی درین سخنرانی به فرماندهان کشورش هشدار دادکه اگر از اوامرنیروهای خارجی و تیمهای بازسازی ولایتی یا (پی آر تی ) فرمان بگیرند، مورد خشم دولت قرارخواهند گرفت.کرزی گفت که خارجی فقط در بخش تامین امنیت با دولتش همکار هستند واین دولت افغانستان است که صلاحیت اداره کشور را دارد.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید 

افغانستان،بحران در مدیریت بحران

انکشافات اخیردر مجلس نمایندگان افغانستان به این سوال پاسخ مثبت میدهد،که چرا این مجلس از عدم کارایی لازم به شدت رنج میبرده است. درحالی که هر دو اطاق پارلمان افغانستان سعی در حل خطرناک ترین مشکلی که ثبات در افغانستان و مشروعیت نظام درینکشور را نشانه گرفته است میکنند.اما هیچ دست آوردی درین راستا وجود نداشته است.اما چنان به نظرمیرسدکه جامعه جهانی و دولت افغانستان به این نکته دل خوش کرده است که وجود نام پارلمان از نبودش بهتر است.

اعلان جنگ زرگری

سرانجام محمد یونس قانونی رییس پارلمان افغانستان همراه با جمعی از نمایندگان در اعتراض به آنچه بی توجهی حکومت به تصمیم های مجلس درباره حادثه تروریستی 15 عقرب (آبان) در بغلان خوانده شد مجلس را ترک نمودند و به حامد کرزی هشدار دادند تا وظیفه مسوولان دست اول بغلان تا روشن شدن نتیجه تحقیقات به تعلیق در آورده نشود آنها به مجلس نخواهند آمد.این تصمیم از جانب رییس مجلس نمایندگان افغانستان که در عین حال از برجسته ترین اعضای جبهه ملی که در حادثه بغلان سخنگوی خود را از دست داده است میباشد برای نخستین بار اعلان گردیده است، هر چند قبل بر این نیز هشدار هایی برای بستن دروازه های پارلمان افغانستان در اعتراض به بی توجهی حکومت به تصمیمات شورا داده شده بود.اما تا این دم هرچیز در چوکات شایعات مطرح میگردید، از همین رو رسانه های نزدیک به حکومت، پارلمان افغانستان و در راس یونس قانونی را به دور از چنین جرئتی برای ترک ریاست یکی از ارکان اساسی دولت میدانستند. طرفداران حکومت با توجه به گذشته جنگ های داخلی قدرت در کابل و حضور یونس قانونی در یکی از جریانات دخیل در جنگ استدلال به عدم تمایل رییس مجلس برای ترک امتیاز ریاست میکردند. اما با اعلام ترک مجلس از جانب قانونی،حکومت و رسانه های حکومتی با یک دست وپاچه گی این عمل را برای مردم افغانستان نا ثواب خواندند.

نشست صلح

پس از اقدام تکان دهنده رییس پارلمان افغانستان که حکومت را در دست و پاچگی قرار داده است نشست صلح میان پارلمان و حکومت در ارگ ریاست جمهوری با اشتراک شماری از نمایندگان مجلس و شخص رییس جمهوری در خصوص آخرین وضعیت پیش آمده میان این دو رکن اساسی دولت برگزار شد،و در آن موضوعاتی چون تعلیق خدمت هفت تن از مسوولان دست اول بغلان شامل فرماندار، فرمانده پلیس،رییس امنیت ملی،رییس معارف، مدیرجنایی پلیس و دوتن دیگر از مقامات محلی تا مشخص شدن نتیجه تحقیقات، پایان روحیه ی جنگی میان این دو قوه و برخی از کشیدگی های دیگر نیز مورد بحث قرار گرفتند، یک روز پس ازین نشست سخنگوی رییس جمهوری در یک نشست خبری به خبرنگاران گفت که حکومت به همه تصامیم پارلمان افغانستان احترام میگذارد اما، وی اقدام رییس پارلمان افغانستان به حکومت را یک عمل به دور از انتظار خواند.

آغاز یا انجام؟

کارشناسان سیاسی بدین باورندکه اکنون زمان مناسبی است تا بتوان در زمینه حل مشکلات میان این دورکن اساسی دولت که در نبود هر یک آن مشروعیت نظام زیر سئوال میرود، وارد عمل شد، زیرا برخی از نمایندگان به شدت از آنچه بی اعتنای از جانب حکومت بر تصمیم های شان میخوانند،نومید شده اند. ولی بیش از هر چیز اکنون صلح میان پارلمان و حکومت تنها نیازمند یک عزم سیاسی قوی است تا بتوان به یک توافق صلح دست پیداکرد، اما همین عزم سیاسی قوی همان چیزی است که بین پارلمان و حکومت افغانستان وجود ندارد، حامد کرزی به عنوان رییس دولت افغانستان در برخی موارد چنان عمل میکند که، به برداشت برخی از نمایندگان مجلس، جانبداری وی از حکومت را نشان میدهد . در حالی که رییس جمهور در راس هر سه رکن دولت قرار دارد. در عین حال ازنخستین روز کار پارلمان، بلندی دست اپوزیسیون و شکست حکومت در به قدرت رسانیدن حامیانش در پست ریاست پارلمان آقای کرزی میخواهد همیشه از قدرت نمایی پارلمان در برابر خود جلوگیری کرده و تنها به وجود ظاهری و تشریفاتی تا نبود مجلس اکتفا میکند، در عین حال با توجه به حضور گسترده نارضایان از حکومت در پارلمان که پیشتر در سمت های حکومتی بوده اند در برخی از موارد پارلمان هم عقده ی وارد عمل میشود. که این ضعف های هر دو جانب خطر جدی در برابر صلح احتمالی میان این دوقوه میگردد.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

                                      پاکستان: سکوی پرش یا پرتگاه سقوط؟

با پیوند خوردن نام پاکستان در قاموس جغرافیایی جهانی به عنوان یک کشور مستقل، آمریکا به مثابه بزرگترین قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی، بی درنگ ازین هویت ساختگی حمایت کرد. چراکه در جستجوی جای پا برای نزدیک شدن به آسیای مرکزی بود، که در مجاورت حریف دیرینه اش قرار داشت. بنابراین گسترش دامنه ی کمونیسم در منطقه و نظام های تحت حمایت شوروری، باعث گردید که آمریکا برای جلوگیری از گسترش این دامنه به آبهای گرم، با علاقه ای وافر از پاکستان به عنوان نماینده ی خود در منطقه حمایت کند. به همین منظور بر پاکستان فرصت داد تا با تبدیل شدن به یک قدرت هسته ای، آینده ی خود در جغرافیای جهانی را تضمین کند. با عضویت پاکستان در پیمان هایی نظیر سیتو وسنتو، مهر تایید بر دوام حمایت ایالات متحده بر این کشور حک گردید.

 مبارزه در برابر کمونیسم

محمد علی جناح که به عنوان” پدر ملت” پاکستان شناخته می شود حتی قبل از بدست آوردن استقلال این کشور از بریتانیا، برای مقامات رسمی آمریکا گفته بود که ممالک اسلامی برای ایستادگی و مقاومت در برابر تهاجم قشون سرخ، به حمایت آمریکا نیاز دارند.با عقد موافقتنامه ٣۵ ساله آمریکا برای مقابله با بحران غذایی پاکستان در سال ١۹۵٠(١٣٢۹) و همچنین موافقتنامه کمک های دفاعی در سال ١۹۵٤(١٣٣٣) با این کشور، پاکستان به عنوان خط اول مبارزه در برابر کمونیسم شناخته شد.  با ارسال نخستین کمک میلیارد دالری آمریکا برای پاکستان که بیشتر در عرصه ی نظامی برای این کشورتهیه دیده شده بود، “ژنرال ایوب خان” فرمانده ارتش پاکستان گفت که کشورش در منطقه به عنوان “بزرگترین متحد آمریکاست” و این اتحاد پایدار خواهد ماند. کمک های تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا برای پاکستان تا زمانی ادامه پیدا کرد، که هند و پاکستان در جنگ کشمیر در سال ١۹٦۵ (١٣٤٤) به جان هم افتادند. همزمان با آغاز این جنگ، آمریکا تحریمات تسلیحاتی خود بالای هند و پاکستان را وضع کرد. این موضوع سبب شد، که روابط ایالات متحده و پاکستان برای زمان کوتاهی به حالت رکود درآید.همزمان با قطع کمک های تسلیحاتی از جانب ایالات متحده آمریکا برهند، این کشور با یک چرخش کمک های اتحاد جماهیرشوروی به خود را جلب کرد. این اقدام موجب آن گردید، که آمریکا در پی حمایت دوباره از پاکستان برآید. یعنی کشوری که در د ست نظامیان و آبستن حوادث بود.

  از دست یابی به سلاح، تا مسابقه تسلیحاتی پاکستان

در سال ١۹٧٤ (١٣۵٣) هندوستان با یک آزمایش اتمی، آغازگر نخستین مسابقه تسلیحات اتمی در جنوب آسیا شد. این درست زمانی بود که پاکستان اقدام به دست یابی به سلاح اتمی را بوسلیه ی عبدالقدیر خان -که به عنوان پدر بمب اتم در پاکستان شناخته می شود-، در برابر رقیب منطقه ای خود ا آغاز کرده بود. لذا زمزمه های دست یابی این کشور به بمب اتم، به گوش می خورد. در سال ١۹٧٩ (١٣۵۸) با نشر گزارش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در مورد تلاش پاکستان برای دست یابی به سلاح اتمی، ایالات متحده کمک ۸٠ ملیون دالری خود برای آن کشور را قطع کرد. اما قطع کمک ها مقطعی بود. چراکه پس از تجاوز اتحاد جماهیرشوروی بالای افغانستان، رییس جمهور کارتر پیشنهاد کرد که کمک ها بر پاکستان از سر گرفته شود.این کمک ها تا زمان به قدرت رسیدن رونالد ریگن در سال ١٩۸١ (١٣٦٠) ادامه پیدا کرد. تا اینکه بر اثر ازدیاد کمک های تسلیحاتی ایالات متحده و عربستان سعودی برای سازمان استخبارات پاکستان که مصروف کمک به نیروهای می شد که در برابرقشون سرخ می جنگیدند، اتحاد جماهیرشوروی مجبور به ترک افغانستان گردید. حکومت آمریکا این مساله را تا زمانی نادیده گرفت، که کنگره این کشور خواستار قطع کمک ها برای پاکستان گردید. کنگره برای کاخ سفید نوشت “پاکستان در دو قدمی دستیابی به بمب اتم قرار دارد”، و باید جلویش را گرفت. با این حال رییس جمهور ریگن برای کنگره تضمین داد که پاکستان تا ختم دوره ریاست جمهوری وی، به بمب اتم دسترسی پیدا نخواهد کرد. درست در میانه های سال ١٩٩٠ (١٣٦٩) بود که ایالات متحده با اطلاع از دسترسی پاکستان به فناوری تسلیحاتی از چین، روابط خود با پاکستان را سردترنمود. در سال ١۹۹٨ (١٣٧٧) در پی یک سری آزمایش های هسته ای هند، پاکستان نیز نخستین آزمایش هسته ایش را انجام داد. دولت ایالات متحده به رهبری کلینتون به این دو کشور هشدار جدی داد، و دستور تحریم آنها را صادر کرد. اما بعدا از برخی ازین تحریم ها چشم پوشی نمود. این اقدام مورد انتقاد شدید مخالفین آمریکا قرار گرفت. اما دولت کلینتون از عملکرد خود دفاع کرد. در این پیوند “فیلیپ جی کرولی” مشاور ویژه رییس جمهور کلینتون در امنیت ملی خاطرنشان کرد، که رفتار ایالات متحده در زمان صدور تحریم ها علیه پاکستان اجباری بود. وی گفت: “اگر تحریم ها ادامه یابد ما نسل جدیدی را که در آینده رهبری ارتش پاکستان را برعهده خواهد داشت، از دست خواهیم داد” 

 نسل جدید ناخلف

چنان به نظر می رسد که محاسبه ی دولتمردان آمریکایی برای سپردن قدرت برای نسل جدید ارتش که پرویز مشرف از برجسته ترین ستون های آن می باشد، دقیق و حساب شده نبوده است. این اشتباه راهبردی در حال حاضر آمریکا را در قبال متحد سنتی اش، در وضعیت دست پاچگی قرار داده است. چراکه چنان به نظر می رسد که نسلی که آمریکا برای رشد آن در بدنه های ارتش و ساختار نظام قربانی های زیادی را پذیرفت، مشتری سودای خامی بوده است. زیرا حالا پرویز مشرف در بیانیه خود می گوید: “من از طرفداران سرسخت گذار آرام به سوی دموکراسی در پاکستان هستم. ولی هر کس یا کشوری که با این کار مخالفت کند، در مقابلش قرار خواهم گرفت.” دیگر که سفر “جان نگروپونته” معاون وزیر خارجه ی آمریکا به پاکستان، نشانگر برآشفتگی بوش بر مشرف می باشد. ولی مشرف به پونته فهماند که وضعیت فوری که از سوم نوامبر (دوازدهم آبان) در پاکستان اعلام گردیده، شریست که خیر خودش در آن می باشد. لذا در حالی که ایالات متحده گمان می کرد با پیاده شدن “بینظیر بوتو” به خاک پاکستان توانسته با موفقیت قدرت را میان او و مشرف تقسیم کند، اما به نظر می رسد که اینک از به نتیجه رسیدن پیوند جدید نومید شده است. این در حالیست که جو ضد آمریکایی حالا در میان نخبگان پاکستانی هم رخنه کرده است. از سوی دیگر گزینه کنار آمدن مشرف با “مولانا فضل الرحمن” و همدستانش که از امارت اسلامی سخن می گویند، برای این ژنرال یکه تاز باقی مانده است. یعنی گزینه ای که مشرف در مورد حفظ آن برای امروز خود، هزینه ی زیادی را به مصرف رسانیده است. چراکه با وجود اینکه برای مبارزه با هراس افگنی (تروریسم) هزینه مالی هنگفتی از آمریکا دریافت کرده، اما با گذشت هر روز پایه های بنیاد گرایی درآن کشور را تقویت نموده است. کارشناسان سیاسی بدین باورند که با کنار گذاشتن مشرف به عنوان یک فرد و جلب حمایت توده ها در پاکستان از جانب آمریکا، پاکستان در سکوی پرش قرار خواهد گرفت. اما در صورت کنار آمدن آمریکا برای ادامه ی کار با وی به عنوان رییس جمهور پاکستان که لبه بران دیکتاتوری اش را به نمایش بگذارد، این کشور به پرتگاه سقوط خواهد رفت.

  این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید                       

از پیاده شدن نخستین سرباز تا حضور دومین نخست وزیر آلمان در افغانستان

  درست در آغازین ساعات بامداد ۸ ژانویه ٢٠٠٢ (١۸ دی ماه ١٣۸٠) بود، که نخستین واحد هفتاد نفری از نیروهای آلمانی در چوکات آیسف یا نیروهای حافظ صلح وارد فرودگاه بگرام در شمال افغانستان گردید. این پیش قراولان نخستین نیروی خارجی در چوکات توافقات بن بودند، که وارد این کشور می شدند. البته افغانستان قبل براین، حضور نظامیان خارجی را تجربه کرده بود. اما ورود نیروهای مورد اشاره با توافق سازمان ملل، در نوع خود بی سابقه محسوب می شد. از آن هنگام تاکنون افغانستان میزبان دو نخست وزیرآلمان از احزاب رقیب بوده، که قدرت را در این کشور به دست آورده اند.

بگومگوهای کرزی و شرودر؛ نخستین باخت وبرد

هر چند حامد کرزی رییس دولت موقت افغانستان در سفر به آلمان از روابط حسنه دیرینه با این کشور سخن گفت، اما دولت آلمان روشن ساخت که رهبری نیروهای بین المللی تامین کننده امنیت در افغانستان را بر عهده نخواهد گرفت. بنابراین کرزی در واقع در متقاعد ساختن آلمان برای بر عهده گرفتن رهبری نیروهای بین المللی حافظ صلح یا آیسف، یک شکست دیپلماتیک خورد.  این نخستین شکست دپلماتیک او در روابط بین المللی بود. اما کرزی پس از تغییر موقعیت خود، توانست از تدوام این شکست ها پیش گیری کند. چراکه موفق شد دید آلمان نسبت به افغانستان را، با یک تغییر صد و هشتاد درجه ای بچرخاند. یعنی کشوری را برای ماموریت های دشوار آماده سازد، که درمورد گسترش نیروهای نظامی خود فراتر از مرزهای کابل تردید داشت.

نخستین ماموریت نظامی خارج از کابل

نخستین محل ماموریت نظامیان آلمانی در خارج از پایتخت افغانستان، کندز در شمال این کشور ذکر گردید. شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کرد، که نظامیان آلمانی تا روزهای پایانی سال ٢٠٠٣ (اوایل دی ماه ١٣۸١) وارد کندز خواهند شد. تصمیم شورای نامبرده از جانب پارلمان آلمان تائید گردید، و این نیروها برای نخستین ماموریت خارج از کابل به آن استان فرستاده شدند. استان های شمالی از امن ترین مناطق در افغانستان شمرده می شوند. اما با حضور نظامیان آلمانی در کندز، این نیروها هدف شورشیان و آماج حمله کنندگان انتحاری قرار گرفته اند که در برخی موارد شماری از آنها جان خود را از دست داده اند. این درحالیست که نظامیان آلمانی در افغانستان جدا از ماموریت های امنیتی، در آموزش و تجهیز پلیس ملی این کشور نیز نقش برازنده ای را بر عهده گرفته و تعدادی از خودروها و جنگ افزارها را نیز برای این نیروها سپرده اند.

کنفرانس برلین و نقش آلمان

کنفرانس برلین که با اشتراک برخی از کشورهای کمک دهنده برای افغانستان دایر گردیده بود، دستاورد بزرگی برای جلب کمک های بیشتر برای بازسازی، برقراری امنیت و توسعه سیاسی برای این کشور بوده است. در مراسم افتتاحیه این کنفرانس که میزبان آن کشور آلمان بود، گرهارد شرودر نخست وزیر این کشور گفت که بازسازی افغانستان باید شتاب بیشتری یابد. آقای شرودر در جریان سخنرانی درین کنفرانس از پرداخت ٣٢٠ میلیون یوروی وعده داده شده درکنفرانس توکیو یاد آور شد، و از جامعه جهانی خواست تا در اجرای کمک ها به افغانستان شتاب بخشند.

شرودر و وزیران آلمانی کرزی

گرهارد شرودر درست دو روز پس از انجام نخستین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، وارد کابل پایتخت این کشور گردید. آقای شرودر زمانی به این شهر رسید، که هنوز نتایج انتخابات به درستی روشن نبود.  او در دیدار با مقامات افغان گفت، که اطمینان دارد حامد کرزی برنده نخستین دور انتخابات خواهد بود. این اظهارات آقای شرودر از جانب سایر نامزدهای مقام ریاست جمهوری که در رقابت با آقای کرزی قرار داشتند، نوعی جانبداری آلمان از نامزد مشخص پنداشته شد. با اعلام نتایج انتخابات و پیروزی آقای کرزی، برای استقبال گرم از شرودر رنگین دادفر سپنتا، محمد امین فرهنگ، سهراب علی صفری و اعظم دادفر یعنی چهار وزیر آلمانی افغانی تبار آقای کرزی، به کابینه ی انتخابی راه یافتند. این چهار وزیر همه در شهرهای معروف آلمان زندگی داشته و در تبعید به سر می برده اند.دوستان اندک رنج در پی کشته شدن سه سرباز آلمانی در نتیجه ی یک انفجار در کابل، به یکباره زمزمه های خروج نیروهای آلمانی از افغانستان در میان شهروندان آلمانی بلند گرفت. این زمزمه ها در حال حاضر سبب فاصله دیدگاه ها در میان شهروندان و دولتمردان این کشور گشته است. چراکه دولتمردان آلمان خواستار حضور و اشتراک در عملیات نظامی علیه ترور به رهبری آمریکا هستند. اما بر اساس نظر سنجی مجله آلمانی “فوکوس” و موسسه تحقیقاتی “اینفراتست”، دو سوم شهروندان این کشور مخالف ادامه حضور نظامی کشور خود در افغانستان می باشند. براساس گزارشات سازمان های گوناگون، با گذشت هر روز این مخالفت ها رنگ تازه ی بخود می گیرد. چراکه دولت آلمان خروج نیروهای نظامی کشورش از افغانستان را، افتادن این کشور به دام تروریستان می داند. مثلا ولفگانگ شویبله وزیر کشور آلمان، بدیلی در مقابل تمدید ماموریت ارتش و پلیس این کشور در افغانستان نمی‌بیند. از نظر وی صلح و امنیت بایستی از طریق تمهیدات نظامی در این کشور برقرار شود.فرانک والتر اشتین‌مایر وزیر خارجه آلمان (از حزب سوسیال دمکرات) نیز، از جمله خواهان مشارکت بیشتر کشورش در آموزش ارتش افغانستان می باشد. اما ادموند اشتویبر نخست ‌وزیر ایالت بایرن (از حزب سوسیال مسیحی)، مخالفت خود را با استقرار بیشتر سربازان آلمانی در افغانستان اعلام کرد. وی گفت در این حوزه کشورهای دیگر اولویت دارند. در عین حال یورگن تریتین رییس فراکسیون حزب سبزها تصریح کرد، که دولت آلمان فرصت مهمی را برای تغییر راهبرد (استراتژی) خود از دست داده است. وی از میزان افزایش بودجه آلمان‌ در حد ۲۵ میلیون یورو برای کمک به بازسازی افغانستان انتقاد کرد، و گفت که این بودجه به هیچ وجه برای انجام چنین کاری کافی نیست.

مرکل و تجدید پیمان در کابل

 با انتخاب خانم آنگلا مرکل نخستین نخست وزیر زن آلمان و با توجه به دیدگاه وی، روابط این کشور با ایالات متحده بیشتر و بیشتر گردید. او همچنین با حمایت از سیاست خارجی آمریکا، همکاری کشورش با ایالات متحده در افغانستان را سرعت بیشتری بخشید. مرکل برای دولت افغانستان و حامیان غربی این کشور وعده داد که هیچ یک از نظامیان آلمان را از افغانستان خارج نخواهد کرد. به این ترتیب او در واقع خواستار همکاری های بیشتر برای از میان برداشتن ترور و دهشت افکنی در افغانستان گردید. در عین حال اعلام آمادگی آلمان برای اشتراک در عملیات جنوب افغانستان، در واقع خبر خوشی برای رهبران آمریکا بود. چراکه این کشور همزمان با اعلام این خبر، یکی از متحدین نظامی خود یعنی ژاپن را از دست داد.این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

                                           پس لرزه های یک انفجار 

بزرگترین انفجار در افغانستان که بیشترین رقم کشته ها و زخمی شدگان را داشت، ساعت چهار و نیم عصر به وقت محلی در نزدیکی کارخانه قند بغلان روی داد. به گفته مقامات دولتی درین انفجار دست کم ۵٠ تن به شمول شش نماینده مجلس افغانستان که برای یک بازدید رسمی عازم آن استان گردیده بودند، جان هایشان را از دست داده اند. همچنین براساس آمار های رسمی، دست کم ۱٠۵ زخمی به بیمارستان های شهر منتقل شده اند.پارلمان افغانستان شام روز سه شنبه ۱۵ عقرب/آبان (٦ نوامبر)، در یک نشست فوری خواستار اعلام ماتم ملی در سراسر کشور گردید. حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان نیز بلافاصله ساعت ده و بیست دقیقه صبح روز چهارشنبه ۱٦ عقرب/آبان (٧ نوامبر)، سه روز ماتم ملی در سراسر کشور اعلام نمود.
شک وتردیدها
 مصطفی کاظمی رییس کمیسیون اقتصاد ملی مجلس نمایندگان که در عین حال یک تن از رهبران قدرتمند اپوزیسیون و رهبر “حزب اقتدار ملی” بود نیز، در این رخداد کشته شده است. شورای رهبری حزب نامبرده، با انتشار اعلامیه ای خواستار تحقیق بیشتر در مورد این رویداد می باشد. چراکه از جانب برخی از نمایند گان این حزب، شک و تردیدهای در مورد انتحاری بودن این عمل مطرح گردیده است.در اعلامیه ی مورد اشاره آمده است، “ما این توطئه را مشکوک و قابل بررسی جدی تر دانسته، تاکید می کنیم که باید این حادثه تکان دهنده و دردناک توسط هیئت بی طرف زیر نظر ناظران بین المللی بررسی شود. اما حامد کرزی نیز در کنفرانسی خبری گفت: “قضیه برای تحقیقات بیشتر نیاز دارد، تا دیده شود که آیا ضعف در ارگان های امنیتی، و یا بخش های دیگر است. پس از تحقیقات درین مورد، برای شما نتیجه را اعلام می کنیم”
سود جویی طالبان

سخنگویان شورشیان طالب در تماس با رسانه ها دست داشتن این گروه در رویداد بغلان را رد نموده، و این عمل را کار حکومت می دانند. اینها همان افرادی هستند که در گذشته حتی شلیک یک گلوله را که باعث کشته شدن چند تن می شد، به خود نسبت می دادند. اما حالا با رد دست داشتن شان درین رویداد، می خواهند درزهای رونما شده میان جبهه ی ملی و حکومت را برجسته کنند. هدف آنها از این فرصت طلبی، انداختن فاصله بیشتر میان دو نهاد ذکر شده می باشد. فاصله ای که با گذشت هر روز، رنگ تازه ای بخود می گیرد. اهمیت این عملکر طالبان زمانی بهتر معلوم می شود، که بدانیم در واقع پارلمان افغانستان زیر نفوذ جبهه نامبرده قرار دارد. یک روز پس ازین رویداد، جبهه ی ملی با یک اجلاس فوق العاده خواستار برکناری استاندار، فرمانده امنیه و مدیر امنیت بغلان، و یا به تعلیق در آوردن وظایف آنان گردید. پروفسور برهان الدین ربانی رهبر این جبهه، با اعضای شورای رهبری آن در یک نشست خبری شرکت کرد. او در این نشست گفت که این رویداد تحقیقات بیشتری می خواهد، و مواردی وجود دارد که شک وتردید ها را تقویت می بخشد.محمد نعیم فراهی رییس کمیته ی اجرایی جبهه مذکور نیز، درین نشست گفت که تا هنوز به درستی معلوم نیست که آیا این انفجاری انتحاری و یا یک بمبگذاری بوده است.رییس کمیته اجرایی جبهه ی مورد اشاره همچنان از اصابت چند گلوله به سینه سید مصطفی کاظمی خبر داد، و افزود که در اجساد همه محافظین سید مصطفی کاظمی نشانه های گلوله موجود هست، که این خود مبنایی برای بررسی های بیشتر خواهد بود.از موارد دیگری که مورد انتقاد جبهه ی ملی قرار گرفت، عدم حضور استاندار، فرمانده امنیه و مدیر امنیت ملی استان بغلان بود. این جبهه با انتقاد از عدم حضور این مقامات دولتی در محل پذیرایی از هیئت اعزامی مجلس نمایندگان، بر بی اعتنای مقامات دولتی تاکید داشته و خواستار تحقیقات درین مورد شده است.گفته می شود با هئیت مجلس افغانستان که به استان بغلان سفرکرد، قرار بود تا سه تن از وزیران کابینه آقای کرزی نیز شرکت داشته باشند. اما پس از اعلام عدم شرکت این وزیران، سه تن از معاونان وزرای مذکور معرفی شدند. ولی هیچ یک ازین معاونان نیز، در محل وقوع این رویداد حضور نداشته اند. این در حالیست که یک تن از نزدیکان آقای کاظمی سید فاضل سنچارکی، از هشدار های قبلی رسیده بر شخص مصطفی کاظمی نیز خبر می دهد.
دشمنان تازه
 برخی از کارشناسان سیاسی بدین باورند که اگر طالبان در رویداد مورد اشاره دست نداشته باشند و این رخداد به حزب اسلامی افغانستان به رهبری گلبدین حکمتیار نسبت داده شود، این امر در واقع اعلام دشمنانی تازه برای دولت افغانستان خواهد بود. باید دانست که حزب اسلامی گلبدین حکمتیار که در صف مخالفین دولت افغانستان قرار دارد و خواستار خروج نیروهای خارجی از این کشور می باشد، از قبل اعلام جهاد نموده است. ولی این نخستین حمله انتحاری از جانب حامیان این حزب خواهدبودکه در عین حال با توجه به نفوذ این گروه در مناطق شمالی کشور، در واقع این عملیات نخستین نشانه های بروز نا امنی توسط حامیان گلبدین حکمتیار در این مناطق خواهد بود. مهم این است که در واکنش های جهانی نیز، در هیچ موردی به دست داشتن طالبان درین عمل اشاره نشده است. چراکه در واکنش های مورد اشاره، این اقدام را کار دشمنان افغانستان خوانده اند. استفاده ازین واژه به گونه تصادفی نخواهد بود. در آمریکا، دانا پرینو سخنگوی کاخ سفید این حمله را اقدامی شرم آور و بزدلانه توصیف کرد، و آن را به تندروهایی سیاه دل نسبت داد که مردان، زنان و کودکان مسلمان را هدف قرار می دهند.بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد این بمب گذاری را محکوم دانست، و نسبت به نا امنی در افغانستان ابراز نگرانی کرد. سفیر بریتانیا در کابل ضمن ابراز همدردی، گفت که چنین عملیاتی بهیچوجه قابل توجیه نیست. وی افزود که دشمنان مردم افغانستان هرگز اجازه نخواهند یافت به پیروزی دست یابند. دولت آلمان هدف این عملیات را ایجاد هراس و جلوگیری از کمک های بین المللی برای ادامه بازسازی افغانستان دانست، و آن را به شدت محکوم کرد. نخست وزیر ایتالیا این حمله را یک اقدام تروریستی مذموم توصیف کرد، و دولت کانادا از آن به عنوان “تهاجم علیه دموکراسی” نام برد.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

دست آورد جرگه امن یا اجلاس صلح کابل از ۱۸ مرداد تا ۱۷ مهر


دست آورد جرگه امن یا اجلاس صلح کابل از
۱۸ مرداد تا ۱۷ مهر (۹ اوت الی ۹ اکتبر) سال جاری، ۱۷ حمله انتحاری، ۵ حمله انفجاری، ۵٠۸ کشته، ۱٤٦ زخمی، ۱۵ درگیری، ۱٢ بازداشت، ٢ ترور، و ٢ آدم ربایی بوده است.
“حامد کرزی” امنیت افغانستان را در گرو جرگه امن یا اجلاس صلح کابل دانسته بود. او در دیداری که به تاریخ ٢٤ سپتامبر ٢٠٠٦ (٢ مهر ۱٣۸۵) از واشنگتن داشت، با پا در میانی جرج دبلیو بوش رییس جمهور ایالات متحده رضایت طرف پاکستانی را برای شرکت درین اجلاس تضمین کرد. اما اکنون با گذشت دوماه از دایر شدن این اجلاس، چنان به نظر می رسد که این نشست عملا در جهت مخالف آروزهای متحدین غربی آقای کرزی در حرکت است. چراکه تنها دستاوردی که این اجلاس داشته است، مطرح شدن گروه طالبان به عنوان یک نیروی سیاسی و شریک ساختن این گروه در ساختار تشکیلات دولت افغانستان می باشد. کمااینکه دوماه پس از این اجلاس، پیکار جویان طالب عملا توان به چالش کشیدن دولت و نیروهای خارجی مستقر در افغانستان را پیدا نموده، و این کشور را برای جامعه جهانی به عراق دومی مبدل کرده است.  کابل: ۱ حمله انفجاری،۵ حمله انتحاری، ۵۸ کشته، بیش از ٤٣ زخمی، بازداشت ٨ نفر و ترور یک فرد دیگر۱۵اوت (٢٤ مرداد): کشته شدن سه آلمانی بر اثر انفجار بمب انفجار یک بمب کنار جاده ای در شرق کابل جان سه آلمانی را گرفت، که در حال عبور ازین ساحه بودند. به گفته شاهدان درین انفجار یک خودروی نظامی این افراد از جاده اصلی منحرف شده، و کاملآ منهدم گردید. طالبان مسوولیت این حمله را بر عهده گرفتند.

۱۵اوت (٢٤ مرداد): ترور یک شهروند انگلستان

یک شهروند بریتانیایی که گفته می شود برای شرکتی امنیتی در کابل کار می کرده است، در مقابل سفارت کشورش در کابل توسط یک حمله کننده به قتل رسید. هویت این مهاجم معلوم نیست.

۱٦اوت (٢۵ مرداد): بازداشت یک گروه تبهکارمقامات ریاست امنیت ملی افغانستان می گویند یک گروه هشت نفری از تبهکاران را بازداشت کرده اند، که در حال انجام فعالیت های تبهکارانه در شرق شهر کابل بوده اند. رهبری این گروه را یک تن از فرماندهان وقت طالبان برعهده داشته است.
٣
۱ اوت (۹ شهریور): فرودگاه بین المللی کابل آماج انتحار کننده

یک حمله کننده انتحاری با خودرو مملو از بمب، خود را در مقابل درب ورودی فرودگاه بین المللی کابل منفجر ساخت. در نتیجه این انفجار سه نظامی ارتش افغانستان کشته، و چهار نظامی دیگر به شمول دو فرد ملکی زخم برداشتند. مسوولیت این حمله را شورشیان طالب برعهده گرفتند.

٢۱ سپتامبر (٣٠ شهریور): حمله انتحاری به کاروان نیروهای فرانسوی

یک انتحار کننده با خودرو نوع کرولا که مملو از مواد منفجره بود، خود را در میان کاروان نیروهای فرانسوی کمک به امنیت یا آیسف منفجر ساخت. در این حادثه یک نظامی فرانسوی کشته شد، وشش غیر نظامی افغان زخم برداشتند. این حمله همزمان با تجلیل روز جهانی صلح صورت گرفت، که از جانب نمایندگی سازمان ملل در افغانستان روز بدون خشونت خوانده شده بود.

٢۹ سپتامبر (۷ مهر): یک روز بغدادی در بس افسران ارتش

یک انتحار کننده وارد بس (اتوبوس) حامل افسران ارتش ملی افغانستان گردید، و خود را در یکی از ساحات پر ازدحام کابل منفجر ساخت. بر اساس گزارشات رسمی در پی این اقدام، دست کم سی و پنج نفر کشته و بیش از بیست نفر زخم برداشتند. طالبان مسوولیت این حمله را برعهده گرفته و انتحار کننده را یکی از شهروندان افغان خواندند.  درین انفجار که انتحار کنند وارد بس شد و خود را منفجر ساخت، دست کم یازده تن کشته و هشت تن دیگر که شامل غیر نظامیان نیز می شود، زخم برداشتند. شورشیان طالب مسوولیت این حمله را برعهده گرفتند.

٦ اکتبر (۱٤ مهر): نظامیان آمریکایی آماج انتحارکننده

پنج غیر نظامی افغان زمانی کشته و پنج تن دیگر زخم برداشتند، که حمله کننده انتحاری با نزدیک کردن خودرو حامل خود به کاروان نظامیان آمریکایی، خودش را منفجر ساخت. این کاروان که در حال عبور از جاده منتهی به فرودگاه بین المللی کابل بود، در زودترین فرصت ساحه زیر نظارت شدید نظامیان آمریکایی قرار گرفت. گفته می شود درین حمله دو تن از نظامیان آمریکایی کشته شدند.

قندهار: ٢ حمله انفجاری،٣ حمله انتحاری،۱٢۹ کشته، بیش از ۸ زخمی و یک درگیری خونین

۱۷ اوت (٢٦ مرداد): کشته شدن یک مقام دولتی

یک حمله کننده انتحاری با حمله بر منزل فرماندار ژیری استان قندهار، این مقام حکومت افغانستان را با یک دختر و دو پسرش به قتل رسانید. مقامات امنیتی این حمله را به طالبان نسبت دادند.

۱٨ اوت (٢۷ مرداد): انفجار در نزدیکی نهاد امنیتی آمریکایی

پانزده تن از محافظان امنیتی زمانی کشته و شماری از غیر نظامیان به شمول زنان و کودکان زخم برداشتند، که یک خودروی بمب گذاری شده در نزدیکی یک نهاد امنیتی آمریکایی در شهر قندهار منفجر گردید.

٢٣ اوت (اول شهریور): کشته شدن نظامیان کانادایی

در پی انفجار یک بمب کنار جاده، دو تن از نظامیان کانادایی مستقر در قندهار کشته شدند. در اعلامیه ای که از جانب نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) درین شهر به نشر رسیده، آمده است که یک خودرو این نیروها تخریب شده و دوتن از خبرنگارانی که با این نظامیان بودند نیز شدیدآ زخم برداشتند.

٢۵ اوت (٣ شهریور): کشته شدن هشت مامور پلیس

زمانی هشت مامور پلیس افغان کشته، دو نفر زخمی و یک فرد دیگر مفقود گردیدند، که مین جا گذاری شده در کنار جاده، با عبور کاروان ماموران پلیس افغان با کنترل از راه دور منفجر ساخته شد. درین حادثه هشت مامور پلیس کشته شد.
٢
۹ اوت (۷ شهریور): نبرد شدید ائتلاف با شورشیان

بر اساس بیانیه نیروهای ائتلاف درپی حمله شورشیان طالب بر نیروهای ائتلاف در منطقه ی شاه ولی کوت قندهار و عکس العمل نظامیان ائتلاف به این شورشیان، دست کم یکصد نفر از شورشیان کشته شدند. بر مبنای این بیانیه درین عملیات به نظامیان خارجی آسیبی نرسیده، ولی از کشته شدن یک مامور امنیتی افغان و زخمی شدن سه نظامی ائتلاف و سه نظامی افغان خبرداده شده است.  این درحالی است که سخنگویان شورشیان مذکور، ادعا کرده اند که چهار سرباز ناتو را کشتنه اند.

۱٩ اوت (٢۸ مرداد): حمله انتحاری جان چهار پلیس را گرفت

درپی هدف قرار دادن کاروان نیروهای پلیس افغان توسط یک انتحار کننده، چهار پلیس این کشور جان باختند و سه تن دیگر مجروح شدند. درعین حال از کشته شدن یک سرباز ناتو در استان نا آرام هلمند نیز خبر داده شده است.

٢٣ اوت (اول شهریور): کشته شدن غیرنظامیان پلیس افغان گفت که در پی انفجار یک مین در بازار گرشک استان هلمند، سه تن از غیرنظامیان کشته و چهار نفر دیگر زخم برداشتند. پلیس همچنین اعلام کرد که مین در یک دوچرخه جاسازی شده بود، و زمانی که کاروان نیروهای پلیس از آنجا می گذشت منفجر ساخته شد. اما به این نیرو ها آسیبی نرسید.

٢٤ اوت (٢ شهریور): کشته شدن نظامیان بریتانیایی

وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرد که سه نظامی این کشور در جریان عملیات نظامی در هلمند کشته شده، و دو نظامی دیگر نیز زخم برداشته اند. بیشتر واحد های نظامی بریتانیا در استان نا آرام هلمند جابجا هستند، که گاه و ناگاه با کمین و عملیات شورشیان طالب روبرو می شوند.

٣٠ اوت (۸ شهریور): نبردهای سنگین

وزارت دفاع افغانستان با انتشار اعلامیه ای از وقوع نبردهای شدیدی در استان هلمند خبرداد، و ادعای کرد یکی از فرماندهان مشهور طالبان به نام “ملا بردار” را کشته است. گفته می شود درین نبرد ها شمار زیادی از افراد طالبان کشته شده اند، اما ارقام دقیقی از آنها به نشر نرسیده است.

اول سپتامبر (۱٠ شهریور): نبردهای خونین

در پی شدیدترین نبردها در استان های نا آرام جنوبی افغانستان، نیروهای ارتش آمریکا با انتشار اعلامیه ای از کشته شدن دست کم چهل شورشی خبر داده اند. در این اعلامیه همچنان آمده است، که این عملیات در سه استان جنوبی افغانستان جریان داشته و بیست تن از کشته شدگان در استان هلمند بوده اند. در مقابل سخنگویان شورشیان طالب ادعا کرده اند، که کشته شدگان همه غبر نظامی می باشند.

۸ سپتامبر (۱۷ شهریور): تلفات نظامیان بریتانیایی

وزارت دفاع بریتانیا از کشته شدن دو نظامی این کشور در استان هلمند افغانستان خبرداد. در خبرنامه این وزارتخانه از سربازان کشته شده به اسامی “دامین رایت” و “بن فودرد” نام برده شده است.  
۱۱ سپتامبر (٢٠ شهریور): بیست وهشت کشته در نتیجه حمله انتحاری

پلیس افغان با انتشار اعلامیه ی از کشته شدن بیست و هشت شهروند این کشور خبر داد. به گفته مقامات پلیس زمانی که انتحار کننده می خواست خود را نزدیک یک مسئول محلی استان هلمند برساند منفجر گردید، و حدود شصت نفر درین حمله زخم برداشتند. به گفته مقامات مذکور، همه زخمی ها غیر نظامی هستند.

۱۱ سپتامبر (٢٠ شهریور): دو حمله در یک روز

هلمند در یک روز شاهد دو حمله انتحاری بود، که در حمله دوم دست کم دونفرکشته و هشت تن دیگر زخم برداشتند. انتحار کننده چهار تانکر تیل را هدف قرار داد، که در نتیجه این چهار خودرو کاملآ از بین رفتند. همچنان که گفته شد درست چند ساعت پیش ازین حمله، بیست و هشت تن در نتیجه یک حمله ی انتحاری دیگر جان خود را از دست داده بودند.

۱۷ سپتامبر (٢٦ شهریور): پلیس افغان آماج انتحار کننده قرار گرفت

یک بمب گذار انتحاری با منفجر ساختن خود در یک پاسگاه پلیس در هلمند، دست کم هشت تن را کشت. درین حادثه خود بمب گذار هم کاملآ از بین رفت. سخنگوی وزارت امور داخله افغانستان گفته است که سه تن از کشته شدگان این رخداد، غیر نظامی و چهار تن دیگر ماموران پلیس بوده اند.

۱۹ سپتامبر (٢۸ شهریور): حمله انتحاری بر نیروهای گشتی پلیس

یک حمله کننده انتحاری که مواد انفجاری را بر بدن خویش بسته بود، با رسیدن به نزدیکی نیروهای گشتی پلیس افغان خود را منفجر ساخت. در نتیجه، هشت تن شدیدآ زخم برداشتند. طالبان مسوولیت این حمله را برعهده گرفتند. در عین حال در منطقه گرشک استان هلمند نیز، از ترور یک شخصیت متنفذ خبرداده شد. مقامات پلیس گفتند که “حاجی میراجان” شب هنگام از سوی افراد نا شناس به قتل رسید.

٢۱ سپتامبر (٣٠ شهریور): کشته شدن چهل شورشی در روز بین المللی صلح

همزمان با تجلیل از روز صلح در افغانستان، نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده در یک عملیات گسترده در جنوب این کشور دست کم چهل شورشی طالب را از بین بردند.

۸ اکتبر (۱٦ مهر): کشته شدن حامیان خارجی طالبان و دولت افغانستاندر یک عملیات مشترک نیروهای افغان و ناتو، بیش از شانزده شورشی تحت امر “طاهر یولداش” از معروف ترین فرماندهان ازبک تبار حامی طالبان کشته و شماری زخم برداشتند. همچنان در یک حادثه دیگر با وقوع یک حمله انتحاری در استان هلمند که به هدف نیروهای ناتو در آن استان صورت گرفت، سه غیر نظامی افغان و شماری از خارجی ها کشته شدند. هرات: بازداشت یک حمله کننده انتحاری، ربوده شدن دو نظامی خارجی، و زخم برداشتن دوتن

٢۹ اوت (۷ شهریور): بازداشت یک حمله کننده انتحاری یک حمله کننده انتحاری که قصد هدف قرار دادن کاروان نیروهای ارتش ملی افغانستان در یکی از نقاط مزدحم شهر هرات را داشت، قبل از انجام عمل توسط نیروهای امنیت ملی این کشور شناسایی و بازداشت گردید. گفته می شوداین فرد ساکن ایالت سند کشور پاکستان می باشد.

٢٤ سپتامبر (٢ مهر): ربوده شدن دو سرباز ایتالیایی و رهایی آنان

دو سرباز ایتالیایی که در چوکات نیروهای کمک به امنیت در استان هرات افغانستان مصروف فعالیت های نظامی بودند، توسط حامیان طالبان در آن استان ربوده شدند. با وارد عمل شدن مستقلانه نظامیان ایتالیایی در استان نامبرده، این سربازان رها گردیده و در جریان عملیات زخم برداشتند. گفته می شود که این دو به استان فراه در غرب افغانستان منتقل گردیده بودند، و پس از عملیات در آن استان دوباره رها شدند. ایتالیا در افغانستان حدود دوهزار سرباز در چوکات نیروهای کمک به امنیت دارد، که بیشتر در استان های غربی این کشور مستقر هستند.
غزنی :
٢ درگیری و ۱۷ کشته ۱٤ سپتامبر (٢٣ شهریور): کشته شدن سه فرمانده شورشی سه نفر از فرماندهان معروف طالبان در استان غزنی زمانی کشته شدند، که با آغاز عملیات پاکسازی از سوی نیروهای افغان در آن استان، به مقاومت در برابر این عملیات پرداختند. پس از پایان درگیری، یک تن از شهروندان غیرنظامی به اتهام همکاری با نیروهای آمریکایی در این عملیات از سوی طالبان به قتل رسانیده شد.

۱۸ سپتامبر (٢۷ شهریور): کشته شدن سیزده شورشی

در نتیجه یک حمله هوایی در استان غزنی، دست کم سیزده شورشی طالب به شمول یک تن از فرماندهان مشهور این گروه کشته شدند. مقامات پلیس افغان گفته اند که درمیان کشته شدگان از فرماندهانی که در گروگانگیری شهروندان کره ای نقش داشته اند نیز، شامل می باشند. مقامات افغان همچنین خاطر نشان کرده اند، که درین عملیات هیچ آسیبی به غیر نظامیان نرسیده است.

خوست:

٢ حمله انتحاری، ۹ کشته و بیش از ۷ زخمی

۱٣ اوت (٢٢ مرداد): حمله انتحاری بر سربازان خارجی

بر اساس اظهارات مقامات افغان یک انتحار کننده خودرو بمب گذاری شده خود را زمانی منفجر کرد، که کاروان نیروهای خارجی مستقر در استان خوست در حال گذر از آن محل بودند.  گفته می شود درین حمله هشت سرباز ائتلاف کشته شدند.

٢٢ اوت (٣۱ مرداد): حمله انتحاری به جان استاندار خوست

یک بمب گذار انتحاری با نزدیک شدن به خودروی حامل “آقای ارسلا جمال” استاندار خوست، خود را منفجر ساخت. ولی به استاندار هیچ آسیبی نرسید. به گفته مقامات درین حمله فرد مهاجم کشته و هشت تن دیگر زخم برداشته اند.

پکتیکا:

٣ درگیری، ٤ کشته، ۱ زخمی و ٢ تن بازداشت

۸ اوت (۱۷ مرداد): کشته شدن مقام دولتی درپی حمله شورشیان طالب به فرماندار خوشامند استان پکتیکا، این مقام دولتی همراه با راننده اش کشته شدند. پلیس دو تن از طالبان را که گمان می رود درین حمله دست داشته اند، بازداشت نمود.

٢۷ اوت (۵ شهریور): کشته شدن سربازان ناتو

ناتو با انتشار اعلامیه ای گفت که در حملات جداگانه شورشیان در جنوب و شرق افغانستان، یک نظامی نیروهای این پیمان در اثر انفجار یک بمب کنار جاده کشته شد. درین اعلامیه در باره هویت و محل کشته شدن این سرباز، چیزی گفته نشد. در عین حال در درگیری با شورشیان در استان پکتیکا نیز، یک سرباز دیگر این نیروها کشته شد و یک نظامی آنها هم زخم برداشت.
کنر:
۱٠ کشته و ۱ درگیری
١٦ اوت (٢
۵ مرداد): فرار خانواده های افغان

در پی عملیات گسترده نظامی در منطقه ی توره بوره توسط نیروهای ناتو و ائتلاف، گزارش ها می رساند که ده خانواده افغان وادار به فرار از منطقه شده اند. سخنگویان ائتلاف و ناتو گفته اند که درین عملیات به هیچ غیرنظامی آسیبی نرسیده است.

٢سپتامبر (۱۱ شهریور): درگیری های خونین

در پی درگیری نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا با شورشیان طالب، دست کم ده نفر کشته شدند. طالبان گفتند که کشته شدگان غیر نظامی هستند. گفته می شود درین عملیات از نیروی هوایی نیز کارگرفته شده، که شماری از غیرنظامیان را هلاک نموده است. اما نظامیان آمریکایی این ادعا را رد کرده اند.  

پلیس با کشف مواد منفجره جاگذاری شده در گاری، از حامل گاری خواستند تا خود را تسلیم نماید. ولی بمب گذار با منفجر ساختن خود، سبب کشته شدن ماموران پلیس گردید.

۸ اکتبر (۱٦ مهر): حمله انتحاری بر نیروهای خارجی

سه سرباز آلمانی گروه بازسازی استانی نیروهای مستقر در شمال زمانی زخمی شدند، که یک حمله کننده انتحاری با نزدیک شدن با کاروان خودروهای این نیروها خود را منفجر ساخت. گفته می شود این سه سرباز در حال گشت زنی در یکی از جاده های شهر بودند.

بادغیس:

۱ درگیری، ٢٤ کشته

٢٠ سپتامبر (٢۹ شهریور): درگیری پلیس با شورشیان

گزارش شد که در درگیری نیروهای ائتلاف و افغان با شورشیان طالب، چهار مامور پلیس و دست کم بیست تن از شورشیان مذکور کشته شدند. این درگیری زمانی آغاز شد، که شورشیان بر پاسگاه پلیس حمله کردند. همچنان از قول یک تن از فرماندهان بریتانیایی گزارش شد که در نخستین روز عملیات این نیروها درین استان، بیش از شصت تا یکصد تن از نیروهای طالبان در اثر بمباردمان های سنگین کشته شدند.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید.

دموکراسی پیرسالار

 افغانستان یکی ازکشورهای جوان منطقه آسیاست که بر مبنای گزارش ها از مجموع ٢۵ میلیون نفر جمعیت آن، ۱٠میلیون در سنین ۱۵ تا ٣۵ سالگی قرار دارند. از آنجایی که سه دهه جنگ همه دارو ندار این کشور را به باد نیستی سپرده است، نسل جوان افغان درین سال ها قربانیان اصلی جنگ، درگیری، بحران های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بوده اند. لذا با توجه به وضعیت جوانان افغان، نظریه معروف آینده هر کشوری به نسل جوان آن تعلق دارد، تصویرخوبی از آینده این کشور را به نمایش نمی گذارد. چراکه ملت در کنار نیاز به تدبیر حکیمانه خردمندان، به بازوان توانا و افکار شفاف و روشن جوانان هم احتیاج دارد. جوانانی که در بستر آموزش وپرورش، رشد یافته و تکامل نمایند.جوامع بين المللی، آموزش و پرورش سراسری را بزرگترين دستاورد و موفقيت افغانستان بعد از طالبان عنوان می کنند. اما واقعیت این است که، بنیادی ترین مشکل جوانان در افغانستان مشکل آموزش وپرورش در سطح ابتدایی وعالی می باشد. کمااینکه در برخی از استان ها و به ویژه استان های جنوب، تقريبا نصف مکاتب يا سوزانده شده اند، و يا خود آموزگاران از ترس، مکاتب شان را بسته اند. چراکه درین مناطق اوضاع به طور قابل ملاحظه ای خاطرات رژيم طالبان را در ذهن ها زنده می کند. زیرا حمله به مکاتب و جلوگیری از آموزش و پرورش، یکی از اهداف دايمی طالبان می باشد. کمااینکه به منظور ايجاد ترس در مردم، شبنامه های تهديدآميز پخش می شود.  

کوتاهی حکومت

با وجود کمک های جامعه جهانی و حضور این نیروها در صحنه بازسازی و حمایت از دولت نوپای افغانستان، سالانه هزاران جوان متقاضی از راهیابی به دانشگاه های این کشور بازمی مانند. مثلا امسال نزدیک به ۶۰ هزار داوطلب در آزمون ورودی دانشگاه ها (کنکور) شرکت کرده بودند. اما پس از اعلام نتایج مشخص شد که تنها ۲۲ هزار تن توانستند به دانشگاه ها راه یابند، و نزدیک به ٣۸ هزار نفر دیگر از امکان دسترسی به تحصیلات عالی بازماندند. “اعظم دادفر” وزیر تحصیلات عالی افغانستان می گوید، دلیل اینکه بیش از نیمی از دانش آموزان نتوانستند به دانشگاه ها راه یابند این نیست که آنها توانایی کامیابی نداشته اند. بلکه سبب اصلی این است، که نهادهای تحصیلات عالی ظرفیت جذب این تعداد داوطلب را ندارند. در حال حاضر در افغانستان ۴۰ هزار دانشجو در ۱۳ دانشگاه و ۶ مؤسسه عالی تربيت معلم مشغول تحصیل هستند، که ۲۲ در صد آنها را دختران تشکيل می دهند. بيش از ۱۱ هزار تن از دانشجويان در خوابگاه به سر می برند. لذا “وزارت تحصيلات عالی” مجبور است برای آنها غذا نيز تهيه کند. این در حالی است که بودجه سالانه وزارتخانه مذکور، کمتر از يک در صد کل بودجه کشور است.

کیفیت پایین

مواد درسی که هم اکنون به عنوان مطالب اصلی در نهادهای تحصيلات عالی افغانستان تدريس می شود، دست کم ۲۰ سال پيش تهيه شده اند. در عین حال، اینک سطح تحصيلات بيش از ۶۰ در صد استادان دانشگاه ها در افغانستان بالاتر از ليسانس نيست. بنابراین دانشجويان نهادهای تحصیلات عالی پس از فراغت، دارای مهارت های لازم نیستند. لذا این سطح پایین و کهنه دانش این فارغ التحصیلان است، که در بیشتر موارد تنها دلیل عدم جذب آنها به نهاد های مسلکی می شود. کمااینکه هم اکنون در بيشتر موسسات دولتی و غيردولتی در افغانستان، از شهروندان خارجی به عنوان نيروی متخصص و کارشناس استفاده می شود.

آموزش دربدل پول

در حال حاضر چند دانشگاه خصوصی از وزارت تحصیلات عالی افغانستان مجوز کار اخذ نموده، و فعالیت خود را آغاز کرده اند. این دانشگاه ها که با سرمایه گذاری افغان ها ایجاد شده، در این کشور تجربه ای نو شمرده می شوند. نخستين دانشگاه خصوصی در افغانستان، به نام “کاردان” گشایش یافته است. درحال حاضر دانشگاه های خصوصی تنها در رشته “مديريت و حسابداری” فعاليت می کنند، و مسئولان آنها می گويند ظرف سال های آينده بخش های جدیدی را ایجاد خواهند کرد. دانش آموزان برای ادامه تحصیل درین دانشگاه ها نیاز به پول و امکانات پیشرفته دارند. چراکه در حال حاضر شهریه ماهانه برای هر دانشجو، ۱۵٠ دلار تعیین گردیده است. اما برای شهروندان افغان که ماهانه ٢٠٠٠ افغانی معادل ٤٠ دلار درآمد دارند، چنین هزینه ای بس بالا می باشد. صاحبان این مؤسسات دلیل بلند بودن شهریه را، آموزگاران خارجی این دانشگاه ها می دانند.

برنامه توسعه

 “اشرف غنی احمدزی” رييس دانشگاه کابل روز چهارشنبه ٣ اوت ٢٠٠۵ (۱٢ مرداد ۱٣٨٤) گفت، که طرح جديدی را به منظور “ارتقای کيفيت” اين دانشگاه آماده کرده است. آنگونه که وی می گويد، اين برنامه دو بخش دارد که بخش اول آن شامل بازسازی ساختمان دانشگاه، احيای سيستم آب رسانی، تامين انرژی برق و تجهيز دانشگاه به سيستم “کيبل نوری”، و تجهيز تالارهای دانشگاه و اتاق های خوابگاه به شبکه تلويزيونی، می شود. بخش دوم طرح آقای احمدزی شامل ارتقای ظرفيت استادان، تهيه مواد آموزشی استاندارد و استخدام شماری از استادان دانشگاه های خارجی در دانشگاه کابل می باشد. جزء دیگر این بخش ايجاد تواميت (ارتباط) ميان بخش های مختلف این دانشگاه با سایر دانشگاه های جهان است، که هدف از آن ارتقای ظرفيت دانشگاه کابل می باشد. دکتر اشرف غنی احمدزی همچنين گفت که تغيير سيستم درسی و دگرگونی اساسی نظام آموزشی، تقاضای تمامی دانشجويان افغان و به ويژه دانشجويانان دانشگاه کابل است. این رييس دانشگاه افزود که برای اجرای این طرح، از کشورهای کمک کننده خواهد خواست که هزینه مالی آن را تأمین کنند. اما درحال حاضر که دو سال از طرح آقای غنی برای استاندارد ساختن دانشگاه کابل می گذرد، تنها بخش اجرا شده ازین طرح بلند کردن دیوار های دانشگاه کابل و جدا ساختن دروازه دخول و خروج خانم ها و آقایان می باشد.

 بی سرنوشت

پرسش اینست که کسانی که از ادامه تحصیل باز می مانند، با چه سرنوشتی مواجه می شوند؟ در حالی که بیکاری یکی از عوامل بی ثباتی حکومت افغانستان به شمار می رود و تحکیم پایه های حکومت در ولایات را شدیدآ تهدید می کند، با پیوستن این خیل عظیم از بی سرنوشتان و بازماندگان دانشگاه های افغانستان، این مشکل فراگیر تر خواهدشد. چراکه براساس پیش بینی وزارت تحصيلات عالی، ده سال دیگر تعداد داوطلبان آزمايش ها برای راه يافتن به تحصيلات عالی، سالانه به يک ميليون نفر خواهد رسید. در حالی که نهادهای تحصيلات عالی تنها توانايی جذب ۱۰۰ هزار نفر را خواهد داشت. با اين حساب می توان گفت هر سال ۹۰ هزار تن از راه يافتن به دانشگاه ها و ديگر نهادهای مربوطه، محروم خواهند ماند. این افراد به نوبه خود، چالشی جدی در برابر دولت خواهند بود.

 این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

« مطلب‌های قدیمی‌تر