تجلیل از صلح کاغذی

 ”هربرت کومارکوزه” فیلسوف وجامعه شناس معروف آلمانی-آمریکایی آرامش موجودیت انسانی را صلح تعریف میکند،صلح واژه ی ست دوست داشتنی که برای بشریت بی بدیل خوانده شده است. همه ساله روز 21 سپتامبر را در سراسرجهان به عنوان روز صلح تجلیل و در پیوند با آن محافلی را برگزار مینمایند.ولی در تعبیر، تجلیل و موجودیت آن نزد شهر وندان هر کشوربرداشت های متفاوتی وجود دارد.برای شهروند افغانستانی صلح یعنی روز بی انتحار وانفجارتا بتواند با خاطر آسوده لقمه نانی برای خانواده اش تهیه نمایند ، که قطعآ با تعبیر یک شهروند دنیای متمدن وپیشرفته با معیار های امروزی تفاوت کلی دارد زیرا شهروندان دنیای متمدن صلح را فراتر ازین تعبیر نموده و به گفتگو میان تمدن ها می اندیشند.  

  یکروز صلح 

 سازمان ملل متحد با صدور اعلامیه ی از تمام جناح های درگیر درافغانستان خواست تا 21 سپتامبر(30شهریور) را به عنوان روز جهانی صلح احترام گذاشته و دست کم این روز را بدون خونریز به پایان برسانند.این سازمان امسال در پیوند با روز جهانی صلح  درافغانستان مراسمی بمناسبت گرامیداشت ازین روز  برپا کرد تا هر چه بیشتر این واژه را بر اذهان شهروندان افغان حک کند،به همین سبب کبوتران صلح در فضای پر از باروت کابل به پرواز در آورده شدند و شهروندان خسته از جنگ افغانی نغمه های صلح را سر دادند، اما آیا برپایی چنین هیاهو برای صلح خواب افغانهای خسته از جنگ را به واقعیت شیرین صلح مبدل خواهد کرد؟درخواست سازمان ملل برای یکروز بدون کلاشینکوف وخمپاره  از جانب نیروهای درگیر درافغانستان لبیک گفته نشد.چراکه همزمان با تجلیل این روز، جنوب افغانستان یکبار دیگر شاهد سوختن و آواره شدن ده ها شهروند اینکشور بود. حتی کابل را هم برای یکروز صلح نگذاشتند و بمبگذار انتحاری با انفجار خودروی حامل خود با گرفتن جان چند شهروند افغان ویک  نظامی فرانسوی، هدیه این روزتقدیم کرد،او با این کارخود و مردمی راکه فقر وهراس از سیمای شان هویداست،را حتی برای یکروز با ایده های آرمانگرایانه ورومانتیکی (تجلیل از صلح کاغذی)تنها  نگذاشت.  شهروندان کابل میپرسندکه که صلح برای چه کسی جشن گرفته میشود؟ چهارراه ها برای کی با پرچم های صلح مزین میشوند؟ ملیارد ها دالر برای چه به عنوان تجلیل ازین روز هزینه میشود؟ اگر این همه برای آن افغانی که گرد و غبار جنگ از ظاهر تنیده اش هویداست وسالهاست که محروم صلح شناخته شده ،دریک کلام چنین امری بی معنی و مبتذل خواهد بود.دست کم در شهر کابل که پایتخت افغانستان است و در مقایسه با شهرهای دیگر مردمان تحصیل کرده ای درآن زیست مینمایند، مردم با تجلیل از چنین روزی بی میلی نشان میدهند،درعین حال بیشترینه افرادی هستند که  از موجودیت روزی به عنوان صلح با خبر نیستند. تنها چیزی که در مورد این روز میدانند پیام “جود لاو” بازیگر هالیوود است که از ورای پرده های تلویزیون های شان دیده وشنیده اند که میگوید” من جودلاو سفیر پیس ون دی هستم”  در پایان روز با تنی چند از شهروندان پایتخت در مورد احساس شان درین روز پرسیدم. که این کابل نشینان با همدردی با سایر شهروندان افغان به ویژه مناطق جنوب کشور که در آتش جنگ میسوزند، برایم چنین گفتند :”روز صلح یعنی چی ؟”چرا که آنها با یاد  باشنده گان  استان های هلمند، زابل، قندهار وسایر استان های نا امن که در آتش باروت میسوزند و با بازگشت به منازل خود درین روز به  یاد نزدیکان از دست رفته شان می افتند، و یا در فکر تهیه  نان شام و فردای کودکان شان هستند میگویند:” در چنین وضعیتی ، معنی حقیقی این روز برای همیشه از میان میرود. “ 

 تحفه ی ناتو وائتلاف 

 سازمان ملل با تاکید از همه جناحهای درگیر در افغانستان به ویژه از نظامیان ناتو وائتلاف، خواست تا یکروز را برای صلح به دور از خشونت سپری نمایند.اما نیروهای ائتلاف زیرفرمان آمریکا درولسوالی گرمسیر ولایت هلمند در جنوب افغانستان دست کم جان چهل تن را گرفتند،که به ادعای آنهاشورشیان طالب بوده اند. ولی باشنده گان محل وشاهدان عینی به رسانه ها گفتند، که نیروهای ائتلاف درین عملیات بیش از بیست غیر نظامی را به هلاکت رسانیده اند.  همچنین همزمان با نشر این خبر و تجلیل از روزجهانی صلح در کابل، رسانه ها از کشته شدن ده تن در عملیات نیرو های ناتو در روستای زمبلی استان هلمند خبردادند .که به گفته شاهدان عینی نظامیان ناتو پس از بمباردمان محل را محاصر نموده و اجازه  بیرون کردن کشته شدگان غییر نظامی از زیر آوار ها را نمیدادند. اما ناتو با نشر اعلامیه ی همه کشته شدگان را شورشیان طالب خوانده، و از کشته شدن غییر نظامیان اظهار بی اطلاعی میکند، ناتو ادعا دارد پس از آنکه مورد حمله پیکار جویان طالب قرار گرفت نیروهایشان دست بکار شده و پیکار جویان رااز بین بردند. با این حال تحفه ی ناتوو ائتلاف در روز بین المللی صلح برای افغان ها، به خاک وخون کشانیدن دست کم پنجاه تن بوده است . لذانظامیان ناتو وائتلاف با این اقدام شان یکبار دیگر بر موقف سازمان ملل به عنوان نهاد معتبر وقابل اعتماد بین المللی، خدشه وارد کردند.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

صدای گام های تغییر و توفان

………………….

  درسـت شــش ســـال پیـش تاریـخ افـــغانسـتان در ۱۱ سپــــــتامبر ٢٠٠۱   (٢٠ شهریور ۱٣٨٠) ورق خورد. یعنی روزی که حامیان طالبان برج های نیویورک و پنسلوانیا را هدف قرار داده، و ٣٠٠٠ شهروند آمریکایی را در یک روز به خاک وخون کشاندند. اما این اقدام آن حامیان در آن سوی کره خاکی، سبب تغییر نظام طالبانی دراین سوی آن یعنی هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای آمریکا گردید.ولی حالا با گذشت شش سال از سرنگونی رژیم طالبان، در همین روز و در همین هفته خبر بازگشت آنها به قدرت مطرح می گردد. چراکه در هفته ای که دولت افغانستان آن را به نام شهید مسمی کرده است، اعلام کردند که حاضرند تا با این دولت وارد مذاکره شوند.

اختلاف در دولت

حامد کرزی رییس جمهور افغانستان از آغازین روزهای به قدرت رسیدنش در صدد تفاهم، مذاکره و سهیم ساختن طالبان در قدرت بوده است. اما برخی از حلقات شامل حکومت و همکاران نزدیک  وی در دولت، به شدت مخالف این گفتگو و سهیم ساختن بوده اند. این افراد اینک با بلند گرفتن شایعه برگشت طالبان به قدرت، به فکر از دست دادن موقف سیاسی خود افتاده و به مخالفت با این اقدام برمی خیزند. این موضع گیری و مخالفت، باعث فاصله گرفتن رییس جمهورازین حلقات  شده است.حذف چهره های مطرح این دسته ها از رده های مهم دولتی نیز، به نحوی سبب آرامش خاطر طالبان را فراهم نموده است.
فاصله گرفتن رییس جمهور از گروه هایی که مخالف حضور طالبان در صحنه ی سیاسی کشور هستند، فضا را برای گفتگو و برگشت طالبان تا حد زیادی مساعد نموده است. درعین حال متحدین حکومت آقای کرزی که  به طرح رییس جمهور برای کنار راندن چهره های برجسته ی شان پی برده اند، بی تفاوت ننشسته و به سنگ اندازی در راه تطبیق طرح های دولت افغانستان پرداخته اند.

متحدین سابق،صف آرایی جدید

در نخستین واکنش پس از شایعه برگشت طالبان به قدرت، متحدین دولت افغانستان با یک برگشت صدوهشتاد درجه ای، دست به تشکل جدیدی زده اند. به نحوی که آقای کرزی را در تنگنای تصمیم گیری قرار دادند. به این مفهوم که با تشکیل “جبهه ی ملی” و جذب نزدیکترین همکاران آقای کرزی از جمله معاون اول وی، به قول معروف دست او را از پشت بستند. دولت در نخستین واکنش به تشکیل جبهه ی ملی ای که خواستار تغییر نظام و وارد آوردن تغییرات در قانون اساسی می باشد، دست بیگانه ها از جمله کشورهای همسایه را دخیل دانست. لذا با صراحت تمام اعلام کرد که سازمان های جاسوسی کشورهای منطقه، در پشت چنین تشکیلاتی قرار دارند. کشورهایی که نمی خواهند افغانستان به رفاه و امنیت دست یابد.رییس جمهور کرزی که تازه از سفر خارج برگشته بود، در پاسخ به سوأل خبرنگاری که می خواست احساسش از پیوستن نزدیکترین همکار یعنی معاون اول خود به این جبهه را بپرسد، گفت: “تا هنوز مطمئن نیستم او (احمد ضیا مسعود) عضویت این جبهه را کسب کرده باشد.”این اظهارات رییس جمهور بیانگر یأس و دلهره گی شدید وی از همکارانی بود، که خود آنها را برای تیم کاری اش گزیده بود.پس از آن وزارت عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان در دومین اقدام، از صدور جواز فعالیت برای جبهه ی ملی خود داری کرد و منابع مالی و ساختار تشکیلاتی آن را زیر سوأل قرار داد. این در حالی است که طبق قانون اساسی، فعالیت سیاسی برای احزاب و گروه ها مجاز می باشد. هر چند سخنگوی جبهه ی ملی این اقدام دولت را در جهت مخالف قانون اساسی و آزادی احزاب در افغانستان دانست، اما دولت بر موقفش هر بیشتر تأکید کرد.

 پارلمان پایگاه جدید 

در واقع همه ی اعضای جبهه ملی و یا بیشترشان، در مجلس نمایندگان افغانستان عضویت دارند. لذا با تاکید رییس جمهور کرزی به مذاکره و سهیم ساختن طالبان در قدرت و کنار رانده شدن این اعضا از رده های حکومتی، آنها نیز با استفاده از نفوذ گسترده خود در مجلس، پایگاه جدیدی ساخته و از مجرای قوه قانونگزاری بر فشار خود بر رییس جمهور افزودند. قوه ای که جزء دولت افغانستان می باشد .به این مفهوم که مجلس نمایندگان که بیشترینه تحت نفوذ جبهه ی ملی قرار دارد، در نخستین اقدام دو وزیر کابینه آقای کرزی را استیضاح نمودند. سپس بلافاصله با دادن رای عدم اعتماد، صلاحیت این دو را رد کردند. این اقدام تا حد زیادی بر تفکیک قوا و محدودیت صلاحیت های رییس جمهور انجامید. ولی رییس جمهور این اقدام مجلس را جدی نگرفت، و با تاخیر در اجرا و کمرنگ جلوه دادن اقدامات این نهاد، به نحوی از قدرت نمایی مجلس در برابر حکومت کاست.پس از آن رویارویی جبهه ی ملی با رییس جمهور شدت بیشتر یافت، و هر اقدام از جانب این مجلس با واکنش حکومت رد و یا غیر قابل قبول پنداشته می شود. بحران بی اعتمادی میان دو قوه دولت جمهوری اسلامی افغانستان، در حدی رسیده است که شنبه ٨ سپتامبر( ١۷شهریور) رییس مجلس نمایندگان هشدار داد که اگر حکومت به تصامیم مجلس توجه نکند، آنها دروازه های مجلس را خواهند بست.

  مصالحه بدتر از مقابله

با اعلام آمادگی طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان و استقبال رییس جمهورازین اقدام، دولت دچار مشکل درونی گردیده و شاهد صف آرایی ها و موقف گیری های جدیدی در برابر مصالحه و سهیم ساختن طالبان در قدرت گردیده است.احمد ضیا مسعود معاون اول رییس جمهور در کنفرانس بین المللی مسعود شناسی که به مناسبت تجلیل از ششمین سالروز شهادت احمدشاه مسعود در کابل برگزار گردیده بود، حین سخنرانی در برابر اقدامات دولت و تصمیم گیری های آن موقف ناملایمی گرفته و از معاملات و مذاکرات پنهان دولت با مخالفین انتقاد کرد.وی از دولت خواست تا در معاملات با گروه های مخالف، حتما مردم و ملت در جریان باشند و هیچ تصمیمی پنهانی در رابطه با سرنوشت ملت گرفته نشود. این نخستین باریست که او پس از پیوستن به جهه ی ملی، با این شدت از تصامیم حکومت انتقاد می کند.سخنان مسعود زمانی ایراد می شود، که رسانه های غربی از مذاکرات پنهان نمایندگان سازمان اطلاات مرکزی آمریکا (سیا) و گروه طالبان در شهر کویته پاکستان خبرداده اند.براساس این گزارش ها سازمان استخبارات آمریکا برای طالبان در بدل قطع رابط از القاعده، وعده سهیم ساختن در ساختار تشکیلات دولت افغانستان را داده است. در عین حال یک روز پس از سخنرانی شدیداللحن معاون اول رییس جمهور، مارشال محمد قسیم فهیم مشاور ارشد رییس جمهور نیز در سالروز تجلیل شهادت احمدشاه مسعود در ورزشگاه غازی شهر کابل، دولت را هشدار داد که تنها راه حل بحران فعلی در افغانستان قوت بخشیدن نقش مجاهدین در ساختار تشکیلات دولتی خواهد بود.مارشال فهیم حذف چهره های جهادی از رده های دولتی را، کمرنگ ساختن نقش مجاهدین در دولت افغانستان دانسته است. همچنین سازمان ها ونهادهای جهانی را نیز به دلیل نشر تبلیغات زهرآگین در برابر مجاهدین افغانستان، هشدار داد. او با اشاره به کشورهای هلند و ژاپن که قرار است کتابی در مورد گروه های جهادی در افغانستان به نشر برسانند، گفت که عواقب بعدی چنین اقداماتی به دوش کشورهایی است که در صدد بد نام کردن مجاهدین هستند.پس از مارشال فهیم، حامد کرزی در سخنرانی کوتاه اش با اشاره به بیانات وی، به شمارش حضور مجاهدین و همسنگران آقای فهیم در ساختار تشکیلات دولت پرداخت. او از راه یابی چهره های جدید جهادی درین ساختار نیز، یادآوری نمود. کرزی به دلیل هرج و مرج و بی نظمی در مراسم، خیلی زود سخنانش را به پایان رسانید. اما پس از چاشت ٩ سپتامبر( ١٨شهریور)  در ارگ ریاست جمهوری، بار دیگر از اعلام آمادگی طالبان برای مذاکره استقبال کرد، و با تاکید موقف دولت افغانستان درین مورد، آن را واضح و روشن دانست. کارشناسان سیاسی بدین باورند که بحران فعلی درون دولت افغانستان با نزدیک شدن زمان مذاکرات احتمالی با طالبان چاقتر شده، و سبب بروز مشکلات جدیدی در درون این دولت خواهد شد.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید.

  آرزوی صلح منفی با اتحاد نامقدس

شش سال از حملات القاعده به آسمانخراش های نیویورک، و واشنگتن می گذرد. اما متفکران برجسته ی جهان از جمله اندیشمندان انگلیسی و آمریکایی بدین باورند که با گذشت این سال ها از حوادث يازدهم سپتامبر، ثابت شده است که سياست مبارزه با هراس افکنی (تروریسم) غرب در پيگرد “تروريست ها ” در خاک خودشان و مراکزی که آموزش می بينند، آفت زا و غیر سازنده بوده است.اکنون دولت های غربی و در رأس آنها ایالات متحده بدین نتیجه رسیده اند که با توجه به توليد انبوه هرويين در افغانستان، تلفات نيروهای ناتو در جنوب این کشور، و انتقادهايی که از وجود فساد در دولت کابل می شود، سبب شده  به جای اینکه افغانستان به دموکراسی دست یابد، دستخوش کلیپوکراسی شدید شود. به طوری که در برخی از حلقات غربی و داعیان مبارزه با هراس افکنی، این فکر قوت بیشتری گرفته که غربیان هرچه زودتر اين کشور را ترک کنند و بگذارند مردم آن سرنوشت خود را در دست بگیرند.

 چراغ سبز 

 رئیس جمهور کرزی چند سال قبل در همایشی در دادگاه عالی افغانستان، از بعضی از رهبران طالبان به نیکویی یاد کرد و میان طالبان خوب و بد خط فاصل کشید. این نخستین چراغ سبز برای گروهی بود که در آن زمان تازه از زیر آوارهای بمب افکن های ب-۵٢ سر برمی داشتند، و هنوز به عنوان نیرویی مطرح نبودند که نظامیان خارجی مستقر درافغانستان رابه چالش بکشند.  کرزی با دومین چراغ سبز بر طالبان، یک کمیسیون مستقل برای تفاهم با ناراضیان را اساس گذاری کرد. این کمیسیون توانست در مدتی جمعی از ناراضیان را که در صفوف حزب اسلامی یا طالبان قرار داشتند، به آشتی فرا خواند. دراین میان کسانی از طریق کمیسیون تفاهم به دولت پیوستند، که در زمان حاکمیت طالبان دارای مقام های بلند دولتی بوده  وحتی نام شان در فهرست سیاه قرار دارد. 

 معافیت قضایی 

آقای کرزی با اشک و اندوه آغاز برنامه عدالت انتقالی را در کشورش اعلام کرد. برنامه ای که حقيقت يابی و مستند سازی جنايات ضد بشری و نقض حقوق بشر در افغانستان، بخشی از آن است. اما سرانجام و پس از دو هفته تأخیر، مصوبه مجلس نمايندگان این کشور را تحت عنوان “مصالحه ملی” توجیح کرد. بر اساس این مصوبه جناح های درگير در جنگ های داخلی کشور، از پيگرد قضايی در امان خواهند بود.ماده سوم این مصوبه می گوید “تمامی جناح های سیاسی و طرف های متخاصم که قبل از ایجاد اداره موقت به نحوی از انحا باهم درگیر بوده اند، به منظور آشتی بین اقشار مختلف جامعه، تحکیم صلح و ثبات، و آغاز زندگی نوین در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، مشمول مصالحه ملی و عفو عمومی بوده، از تمامی حقوق قانونی خویش مستفیدند، و مورد تعقیب عدلی و قضایی قرار نمی گیرند.بر اساس این ماده نه جرائم جنگی و نه جنایات ضد بشری، صورت گرفته است. از این رو حتی طالبان نیز نمی توانند محکوم و متهم گردند. باز هم و در تمامی این موارد، دولت هیچ مسئولیت و مکلفیتی بر دوش ندارد و نباید انتظار داشت که به تعقیب جنایتکاران جنگی بپردازد، و یا ناقضین حقوق بشر را مورد بازخواست قرار دهد. این امر به نوبه خود برای تامین عدالت در افغانستان، یک گام به عقب پنداشته می شود.

 آمادگی ناتو 

نخستین علایم از تسلیم ناتو در برابر شورشیان طالب در افغانستان و موضوع مشارکت در عمليات پاسداری از صلح و امنيت در این کشور، به اختلاف نظر ميان اعضای سازمان پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو) انجاميد. چراکه در نشست ناتو که در برلين پايتخت آلمان برگزار شد، “دونالد رامسفلد” وزيردفاع (وقت) آمريکا از نمايندگان دولت های عضو سازمان خواست که پس از برگزاری انتخابات سراسری افغانستان، به این کشور نيرو بفرستند. هدف از این درخواست جايگزينی نیروهای مذکور به جای شماری از نظاميان آمريکايی، و جبران کاهش نفرات ارتش آمريکا در افغانستان بود. اما اين خواسته با مخالفت فرانسه، اسپانيا و آلمان مواجه شد. دولت هایی که اعتقاد دارند بايد ميان مأموريت ناتو در افغانستان که پاسداری از صلح و امنيت در آن کشور می باشد، و مأموريت ارتش آمريکا که مقابله با گروه های تروريستی است و “عمليات آزادی پايدار” نام گرفته، تمايز قائل شد. پس از آن ناتو در دومین گام از عقب نشینی خود در برابر شورشیان طالب گفت در صورتی که مردم و مسئولان دولتی رضايت نشان دهند، اين نيروها حاضرند از برخی از مناطق اين کشور بيرون شوند و مسئوليت تأمين امنيت آن را به سربازان افغان بسپارند.  اين آمادگی يک روز پس از آن اعلام شد، که نيروهای بريتانيايی ولسوالی موسی قلعه ولايت هلمند را ترک کرده و تامين امنيت آن را به نيروهای محلی سپردند. دراین میان “کلاودیه فاس” سخنگوی ناتو در افغانستان نیز، از آمادگی این سازمان برای گفتگو با طالبان سخن گفت. وی خاطر نشان کرد در صورتی که دولت این کشور گفتگو با طالبان را راهی برای کاستن از میزان خشونت ها تشخیص دهد و با آنها وارد گفتگو شود، ناتو از چنین اقدامی استقبال خواهد کرد.

 آمادگی سازمان ملل 

پس از آنکه ناتو آمادگی اش را از گفتگو با شورشیان طالب در افغانستان اعلام کرد، سازمان ملل متحد نیز به منظور پايان دادن به نا امنی های کنونی در این کشور، حمايت خود را از گفتگو و مذاکره با شورشيان مخالف دولت اين کشور اعلام نموده است. “ادرين ادوارد” سخنگوی سازمان ملل متحد در يک کنفرانس خبری در کابل گفت که اين سازمان از هر تلاشی که به حل “مسالمت آميز” نا امنی ها در افغانستان منجر شود، حمايت می کند. ولی تاکيد کرد که اين اقدامات بايد در تضاد با قوانين جاری در افغانستان نباشد. اما در اين مورد که آيا گفتگو با مخالفان دولت، سران گروه طالبان و حزب اسلامی را نيز شامل می شود، پاسخ روشنی نداد. 

 نخستین مذاکره رسمی

 پس از ربوده شدن شهروندان کره ای در افغانستان، مقامات دولتی این کشور گفتند حاضرند تا برای آزادی آنها با طالبان معامله کنند. اما شورشیان طالب اعلام کردند که در مورد رهایی گروگان های خود، فقط با نمایندگان دولت کره جنوبی مذاکره خواهند کرد. به تاریخ ٦ اوت ( ١۵ مرداد) در مورد سرنوشت نوزده گروگان کره ای که در اسارت گروه طالبان قرار داشتند، مذاکرات رسمی بین این گروه و مقامات سفارت کره جنوبی در افغانستان آغاز گردید. ولی دور اول مذاکرات بدون هیچ نتیجه ی به پایان رسید. سپس به تاریخ ۱٦ اوت ( ٢۵ مرداد) دوره تازه ای از مذاکرات رودررو میان طالبان و هیأت ویژه کره جنوبی آغاز گردید. “ملا بشیر” و “ملا نصرالله” مذاکره کندگان طالبان گفتند، در مورد رسیدن به یک راه حل در این زمینه خوشبین هستند. بالاخره پس از چند دور مذاکره، گروگانان آزاد گردیده و به کشور شان بازگشتند. اما آنچه از آن قضیه باقی ماند، آنکه دیگر طالبان به عنوان جنبشی در درون افغانستان مطرح گردید، که ظرفیت مذاکره و گفتگو را در مناطق تحت تسلط دولت این کشور دارد. بنا بر گزارش “هرالد تريبون”، کره جنوبی “يکی از تهاجمی ترين ارتش های تبلیغی (ميسيونری) مسيحی را در جهان دارد”. چراکه به گفته يک مقام “کليسای انجیلی” (اوانجليست)، تنها ۱۷ هزار مبلغ (ميسيونر) کره ای این کلیسا در ١۷٣ کشور جهان فعاليت می کنند. به نوشته نشریه نامبرده فقط ايالات متحده است که با اعزام بيش از ٤٦ هزارمبلغ، در این زمینه از کره جنوبی پيش گرفته است. در گزارش مذکور آمده است کليسای محافظه کاری که مبلغین گروگان گرفته شده را به افغانستان اعزام کرده بود، برنامه ای ارائه داده است که تا سال ٢٠٣٠ (١٤٠٩) تعداد مبلغین اعزامی خود به جهان را به ١٠٠ هزار برساند. “بائه” کشيشی که توسط طالبان به قتل رسيد، در سال ٢٠٠١ يعنی فقط ٦ سال پيش کار خود را در يک شرکت رها کرد، و بطور تمام وقت در خدمت کليسا در آمد. او درعرض مدت کوتاهی در رأس يک گروه ٣٠٠ نفری گمارده شد. براساس گزارش مورد اشاره، بيشتر اعضای گروه وی جوانانی بين ٢٠ تا ٣٠ ساله بودند که فقط يک دوره کوتاه در کليسا می دیدند و سپس برای بسيج لشگر مسيحی به دور و بر جهان فرستاده می شدند. بائه نیز مرتب به کشورهای مختلف اعزام می شد. آخرين سفر او قبل از افغانستان، مسافرتی تبلیغی به بنگلادش بود. 

  دومین مذاکره پنهان 

هفته نامه ی آلمانی”اشپیگل” در شماره ٢٠ اوت (٢٩ مرداد) خود فاش کرده است،که بین نمایندگان سازمان امنیت آلمان وافرادی از گروه طالبان ملاقات های محرمانه ومتعددی در سوییس انجام گرفته است.درحال حاضربین دو حزبحاکم آلمان،یعنی”سوسیال دموکرات” ودموکرات مسیحی”،اختلاف شدیدی برسر چنین گفتگوهایی با تروریست ها درجریان است.گفته می شودعلاوه بردولت آلمان، آمریکایی ها وفرانسوی ها نیز ازاین ملاقات ها باخبربوده اند.چرا که اشپیگل در ادامه مینویسد”گفتگو با طالبان با هماهنگی دولت آلمان صورت گرفت.اضافه برآن سازمان امنیت آمریکا وبعضی از کشور های اروپایی مانند فرانسه هم از این ملاقات ها باخبر بودند.این نشریه یاآوری میکند که این اولین بار نیست که سازمان امنیت آلمان(ب.ان.د) با این نوع گروه ها تماس محرمانه برقرار می نماید.چراکه پیش از این با حزب الله وخمرهای سرخ نیز، ملاقات هایی صورت گرفته بود.علاوه برآلمان، نیروهای بریتانیایی نیز در سپتامبر ۲۰۰۶  (شهریور-مهر ۱٣٨۵)،در افغانستان نشست هایی با شورشیان طالبان داشته اند حتا خود آمریکایی ها هم به طرق مختلف ، درصدد برقراری رابطه بوده اند.


  وبالاخره 

گروه طالبان برای نخستین بار آمادگی خود را برای مذاکرات رسمی با دولت افغانستان اعلام کرده است. تنها پیش شرط قید شده ازجانب آنها برای این گفتگوها، تضمین (امنیت) گروه مذاکره کننده می باشد. اما تا حالا جزییات بیشتری در موردچگونگی برگزاری این گفتگوها و اینکه چه مسایلی در آن مطرح خواهد بود، از سوی طالبان واضح نشده است.ولی چنان به نظر می رسد که دیگر بازی با نام مبارزه با هراس افکنی، در حال پایان یافتن است. چراکه مذاکره با طالبان بیانگر ضعف نیروهای خارجی مستقر در این کشور می باشد، که به بهانه مبارزه با هراس افکنی در آن حضور دارند. کارشناسان سیاسی بدین باورند که با تفاهم میان دولت افغانستان و شورشیان طالب و سهیم ساختن این گروه در ساختار تشکیلات دولت این کشور، دیگر بهانه مبارزه با هراس افکنی پایان یافته است. به طوری که بعد از مشارکت این گروه، خروج نیروهای خارجی از افغانستان بعنوان یکی از خواسته های گروه مذکور، مطرح خواهد بود.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

افغانستان و تاجیکستان:

                 دو همپیمان در عصر آشوب همسایگان

پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ٢٠٠۱ (٢٠ شهریور ۱٣٨٠) در نیویورک، حضور نظامی و سیاسی آمریکا و متحدین غربی این کشور در افغانستان باعث بلند بردن اهمیت و جایگاه این کشور در سطح منطقه شد. به طوری که آن را در محراق توجه کشورهای جهان و منطقه قرار داده است. استقرار ثبات نسبی در افغانستان باعث گردیده تا فصل تازه ای از روابط را با کشور های جهان، منطقه و همسایه خود داشته باشد. درین میان روابط کشور های افغانستان و تاجیکستان به عنوان دو کشور فارسی زبان که در جوار هم قرار دارند، هموار تر شده و گسترش چشمگیری داشته است.

روابط سیاسی

تاجیکستان به عنوان دوست و متحد افغانستان در روند بازسازی و تحکیم حاکمیت ملی در این کشور، در مقایسه با کشورهای همسایه آن گام های مثبتی برداشته است. زیرا موقعیت جغرافیایی و اهمیت افغانستان در سطح منطقه باعث گردیده که همسایه های این کشور نسبت به ترقی و پیشرفت در آن بدبین بوده، و همواره در پی تحقق اهداف راهبردی درین کشور باشند.درین میان تاجیکستان تنها کشوریست که به دور از سلطه منطقه ای و دید خصمانه به افغانستان، در طول مبارزه با طالبان و روند دموکراتیزه شدن این کشور، از آن حمایت کرده است.”حامد کرزی” رییس جمهوری اسلامی افغانستان چند بار به تاجیکستان سفر نموده، و باری هم “امامعلی رحمان” از افغانستان دیدار کرده است.

دوشنبه  ۱٣ سپتامبر ٢٠٠٤ (٢٢ شهریور ۱٣٨٣)

حامد کرزی به منظور شرکت در نشست سران کشورهای عضو “سازمان همکاری های اقتصادی” (اکو)، وارد شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان شد. درین سفر جمعی از مقامات عالیرتبه ی حکومتی آقای کرزی را همراهی می کردند. کرزی گفت: “خوش شدیم که به تاجیکستان آمديم، انشا الله این جلسه به نفع افغانستان انجام یابد.”

چهارشنبه ٢۷ آوريل ٢٠٠۵ (۷ اردیبهشت ۱٣٨٤)

امامعلی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان نخستین رهبر خارجی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان، به طور رسمی از این کشور دیدار کرد. دو رهبر درین دیدار چند موافقت نامه دوستی و همکاری از جمله پیمان دوستی، همکاری و همسایگی نیک، سازشنامه آموزش پرورش، فرهنگ، علم و فناوری، و موافقت نامه های همکاری در بخش های صنایع و انرژی امضا کردند.در پایان این دیدار امامعلی رحمان به خبرنگاران گفت، که تمام “امکانات و ذخایر” برای گسترش همکاری ها در همه عرصه ها میان این دو کشور وجود دارد، و جانب ها آماده اند از این امکانات به نفع بازسازی افغانستان استفاده کنند.

شنبه ۱۸ ژوئن ٢٠٠۵ (٢۸ خرداد ۱٣٨٤)

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان، برای یک دیدار رسمی وارد شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان شد. درین سفر، رهبران دو کشور در یک نشست خبری بر ضرورت گسترش همکاری های اقتصادی تاکید کردند.همچنین دو رئیس جمهور در یک مراسم با گذاشتن نخستین سنگ بنای یک پل ارتباطی میان این دو کشور در “ناحیه مرزی پنج” تاجیکستان، به ساختمان این پل آغاز بخشیدند. هزینه ساختمان این پل ارتباطی را که بر فراز “رودخانه پنج” بنیاد می شود، دولت آمریکا پرداخت خواهد کرد.

سه شنبه ٢۵ ژوئيه ٢٠٠٦ (٣ مرداد ۱٣٨۵)

حامد کرزی برای شرکت در نشست سه جانبه کشورهای تاجيکستان، ايران و افغانستان، وارد دوشنبه شد. “يادداشت تفاهم همکاری های اقتصادی سه جانبه، اساسنامه شورای هماهنگی بين دولتی در مورد مسيرهای حمل و نقل بين المللی، يادداشت تفاهم در خصوص گسترش روابط فرهنگی، علمی و آموزشی، موافقتنامه همکاری در زمينه جلوگيری از قاچاق مواد مخدر و مبارزه با هراس افکنی (تروریسم)”، از جمله اين تفاهم نامه های امضا شده میان سه کشور فارسی زبان اعلام شد.درین دیدار رؤسای جمهوری ایران، تاجیکستان و افغانستان، خواستار اجرای سریع پروژه هایی در زمینه راه و ترابری و انرژی میان سه کشور، و با جلب سرمایه داخلی و خارجی شدند.

شنبه ٢۵ اوت ٢٠٠۷ (٣شهریور ١٣٨٦)

در آخرین دیدار آقای حامد کرزی از تاجیکستان، تولید برق از نیروگاه های آبی، استفاده از منابع مشترک آبی، حمل و نقل، ارتباطات مخابراتی و همکاری های فرهنگی و آموزشی، به عنوان محورهای گفتگوی رؤسای جمهور افغانستان و تاجیکستان اعلام گردید.درین دیدار، آقای کرزی در مراسم افتتاح پل روی رودخانه پنج شرکت کرد. پلی که دو کشور نامبرده را به یکدیگر پیوند می دهد. کار ساختن این پل، از دو سال پیش آغاز شده بود.

روابط هنری

 بدرآمدن دو کشور همسایه از جنگ های داخلی و نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی، تنها در عرصه سیاست نبود که بازگشای فصل تازه ای از روابط میان این دو کشور همزبان با فرهنگ مشترک شد. بلکه در عین حال در عرصه فرهنگی نیز، تحولات چشمگیری در روابط آنها رونما گردید.کمااینکه سفر هنرمندان تاجیک به افغانستان و برگزاری کنسرت ها در پایتخت و ولایات این کشور، از بی سابقه ترین رویدادهای هنری در طول سه دهه در افغانستان بوده است. “منیژه” نخستین آوازخوان زن تاجیک بود که به رغم تهدیدهای برخی دشمنان صلح در افغانستان و آنهایی که مخالف تحکیم روابط تاجیکستان با افغانستان هستند، به این کشور سفر کرد. او با برگزاری کنسرت هایی در کابل و ولایت شمالی مزار شریف، هلهله و شور جوانان افغان نسبت به هنرمندان و آوازخوانان تاجیک را برانگیخت. این در حالی بود که هنر آوازخوانی و موسیقی تاجیک در خارج از آن کشور و به خصوص در میان جامعه فارسی زبان جهان، به گونه گسترده معرفی نشده است. اما مردم در هر کوچه و بازار افغانستان با نام آوازخوانان تاجیکی آشنا بوده، و از دل و جان به آنها گوش می دهند. مثلا “شبنم ثریا” ستاره موسیقی تاجیکستان است، که در افغانستان هواه خواهان بیشماری دارد. به طوری که حتی در میان ده آهنگ برتر در رسانه های دیداری افغانستان، چندین بار مقام اول را برای خودش اختصاص داده است. درین میان آواز خوانان و هنرمندان افغانی نیز، در بین تمامی اقشار تاجیکستان هواخواهان و دوستدارن خود را دارند. به طوری که “احمد ظاهر” هنرمند نامدار افغانستان، برای آواز خوانی الهام بخش بیشترهنرمندان تاجیک بوده است. چراکه هنرمندان یاد شده، ازین ستاره موسیقی افغانستان تاثیر پذیر بوده و وی را استاد خطاب می کنند.اینک دوستداران موسیقی افغانی در تاجیکستان در آرزوی دیدار آوازخوان های مشهور افغانی چون “فرهاد دریا”، “احمد ولی”، “هنگامه”، “هماهنگ”، “وحيد قاسمی”، “رحیم مهریار”، “پرستو”، “امیرجان صبوری”، “صدیق شباب”، “ظفر شامل”، و دیگران هستند.

روابط فرهنگی

طی هفت سال اخیر، روابط فرهنگی کشورهای افغانستان و تاجیکستان رشد و بالندگی چشمگیری داشته است. این روابط در حدیست که چندین بار در شهر دوشنبه، مراسم فرهنگی افغانستان برگزار شده است. در چهارچوب این مراسم فیلم های افغانی، برنامه های کنسرتی و نمایشگاه های  آثار نقاشی و صنایع دستی افغان ها به نمایش در می آید.همچنین مراسمی در گرامیداشت از هنرمندان و بزرگان اهل شعر و ادب افغانی نیز، در تاجیکستان برگزار می شود. در این پیوند شماری از دانشمندان و پژوهشگران تاجیک روز ٤ سپتامبر ٢٠٠٦ (۱٣ شهریور ۱٣٨۵) ضمن معرفی کتابی از “خلیل الله خلیلی” در فرهنگستان علوم تاجیکستان، به بررسی روزگار و آثار این شاعر فقید افغان پرداختند.این شاعر، روزنامه نگار، سیاستمدار و شخصیت سیاسی و فرهنگی افغانستان که در قرن گذشته زندگی کرده، سفرهایی به اتحاد جماهیر شوروی (سابق)، از جمله جمهوری وقت تاجیکستان هم داشته و در میان فرهنگیان تاجیک از محبوبیت ویژه ای برخوردار است.

روابط اقتصادی و تجاری

به گفته مقامات دولت تاجيکستان، میزان فعلی مبادلات تجاری اين کشور با افغانستان “قانع کننده نيست.” “حکیم صالحف” وزیر اقتصاد تاجیکستان در حالی که تجارت خارجی میان تاجیکستان و افغانستان را ناکافی می داند، می گوید: “تجارت مرزی باید به راه بيفتد. مبادلات کالا میان تاجیکستان و افغانستان در سال ۱٩٩۱ (۱٣۷٠) بیش از یک میلیون دلار بود. این رقم سال گذشته به ۱۵ میلیون دلار رسیده است، که برای دو کشور همسایه در روابط اقتصادی و بازرگانی خیلی ناکافی می باشد.” افغانستان در حال حاضر در پی انتقال برق و گاز تاجیکستان به کشور خود بوده، و درین راستا تلاش هایی نموده است. مثلا روز ٢۱ فوریه ٢٠٠٦ (٢ اسفند ۱٣٨٤) وزیران انرژی تاجیکستان، ایران و افغانستان در شهر دوشنبه در زمینه احداث خطوط بلندشدت انتقال نیروی برق میان این کشورها، یک سند همکاری به امضا رساندند.طبق مفاد این سند پس از احداث خطوط برق از جنوب تاجیکستان تا مرز ایران از طریق قلمرو افغانستان، کشورهای منطقه امکان دریافت برق تولیدی نیروگاه های آبی “سنگتوده ۱”، “سنگتوده ٢” و “راغون”، واقع در جنوب و شرق تاجیکستان را پیدا خواهند کرد. از سوی دیگر روز ٣ اوت  (۱٢ مرداد) سال جاری، دو سند همکاری در بخش انرژی میان تاجیکستان و افغانستان به امضا رسید. بر اساس توافق حاصل شده میان “وزارت انرژی و صنایع تاجیکستان” و “وزارت انرژی و آب افغانستان”، روند کارهای ساختمانی برای احداث خطوط انتقال نیروی برق موسوم به “سنگتوده-پل خمری” از جنوب تاجیکستان به مرز افغانستان، تسریع خواهد شد. به گفته “آقای گل” وزیر انرژی تاجیکستان، هم اکنون در این کشور در فصل تابستان بیش از یک میلیارد کیلووات ساعت برق اضافی تولید می شود. اما به علت نبودن خطوط انتقال نیروی برق بلند شدت میان تاجیکستان و برخی از کشورهای همسایه، تنها دو سوم آن به خارج از این کشور صادر می گردد. این در حالیست که” محمد اسماعیل خان” وزیر انرژی و آب افغانستان نیاز این کشور برای وارد کردن نیروی برق از کشورهای همسایه و به ویژه تاجیکستان را، مورد تاکید قرار داد. درحال حاضر در تمام طول سال توسط شرکت “برق تاجیک” ساعتی  ۸ مگاوات نیروی برق به برخی از نواحی شمال افغانستان صادر می شود. قرار آمارهای رسمی در شش ماه آخر سال  ٢٠٠٤ (تابستان تا پاییز ۱٣۸٣)، میزان داد و ستد کالا و مواد میان افغانستان و تاجیکستان به هفت و نیم ملیون دلار رسید. به گفته کارشناسان اقتصادی، این میزان در روابط ميان این دو کشور پیشرفت چشمگيری محسوب می شود.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

جشن استقلال افغانستان از دو چشم انداز

صبح زود یکشنبه ٢۸ اسد/مرداد (١٩ اوت ) آقای “حامد کرزی” برای شرکت در مراسم رسمی تجلیل از هشتاد و هشتمین سالروز استقلال افغانستان، به “ورزشگاه غازی” شهر کابل می رفت. اما هنوز خودروی حامل وی به ورزشگاه نرسیده بود، که متن بيانيه رهبر شورشیان طالب از سوی “ذبيح‌الله مجاهد” از سخنگويان اين گروه، از طريق تلفن در اختيار خبرنگاران قرار گرفت. 

جشن طالبانی

ملا عمر درست شش سال پیش برای آخرین بار در افغانستان، با رژه نظامی در شهر کابل از هشتاد و دومين سالروز استقلال اين کشور تجليل کرد. در آن سال پیام او در ورزشگاه غازی، به عنوان “امیرالمومنین” قرائت گردید. اما پیام امسال وی از مکانی مجهول و با استفاده از شماره تلفنی در اختیار رسانه ها قرار گرفت، که به درستی مکان آن را مشخص نمی ساخت. درین پیام، ملا عمر آمريكا را به ايجاد تفرقه در جامعه افغان‌ها متهم كرد، و تنها راه برون رفت از وضعيت فعلی را جهاد و مبارزه بر ضد نيروهای خارجی اعلام داشت. او در پیام خود گفته است: “مقاومت به پيروزی نزديك است، متحدان آمريكا از آن فاصله می ‌گيرند، و اين كشور(آمریکا) در افغانستان تنها خواهد ماند.” طالبان پنج سال تمام در چنين روزی، در کشور مراسم نظامی و فرهنگی برپا می کردند. آخرین رژه نظامی در سالروز استقلال افغانستان، يکیِ از فرصت های نادر برای قدرت نمایی آنها به شمار می رفت. درآن مراسم به استثنای ملا عمر رهبر ارشد طالبان، ساير مقامات برای مشاهده رژه روز استقلال گرد آمده بودند. در اين رژه تانکها، موشک اندازهای کاتيوشا و تعدادی سلاح های سنگين ضد هوايی روسی حرکت می کردند، و جت های جنگنده و هلی کوپترهای نظامی برفراز محل مراسم در پرواز بودند. این صحنه خاطرات رهبران کرملین در دوره جنگ سرد را، در یاد ها زنده می کرد.آخرین تجلیل از استقلال افغانستان توسط طالبان در زمانی صورت می گرفت، که نفوذ اين گروه آشکارا رو به افزايش بود. آنها از مراسم سالروز استقلال برای تاکيد بر اين نکته استفاده کردند، که چگونه توانسته اند صلح و امنيت را برای مردم افغانستان به ارمغان بیاورند. ملا محمدعمر رهبر طالبان شخصآ در مراسم حضورنمی داشت، ولی از مرکز اصلی اش یعنی شهر قندهار پيام می فرستاد. وی در آخرین پیام خود در دوره سلطه طالبان، از مسلمانان جهان خواسته بود که از دولت طالبان حمايت کنند، چون “اين دولت حافظ اسلام و مدافع استقلال افغانستان است.” ولی در تمام دنيا فقط سه کشور عربستان، پاکستان و امارات متحده عربی، امارت طالبان را به رسمیت می شناختند. اکنون پنج سال پس از فروپاشی نظام طالبانی در افغانستان، ملا عمریکبار دیگر در آخرین پیامش از مسوولان، نمايندگان مجلس و شورای ولايات، و ماموران و نظاميان دولت افغانستان خواسته است برای آزادی کشور تلاش كنند. ملا عمر در اين بيانيه افزوده است که “دولت افغانستان در حالی اين روز را جشن می ‌گيرد، كه كشور از سوی بيگانگان اشغال شده و منازل افغان‌ها بمباران و آتش زده می ‌شود.”

هشتادوهشتمین جشن استقلال

یکشنبه ٢۸ اسد/مرداد ١٣۸٦(١٩ اوت ٢٠٠٧ )
طی مراسم ويژه ای در کابل پايتخت افغانستان، از هشتادو هشتمین سالروز استرداد استقلال این کشور تجليل شد. در اين مراسم حامد کرزی رئيس جمهوری اسلامی افغانستان و اعضای کابينه او، سفرا و برخی از اعضای هیئت های سیاسی کشورهای دیگر، مهمانان خارجی و شماری از رهبران جهادی حضور داشتند.
در خلال اين مراسم که در آن هزاران شهروندافغان نيز شرکت داشتند، در اطراف ورزشگاه غازی تدابير بسيار شديد امنيتی به اجرا در آمده بود. به طوری که هيچ کسی بدون داشتن کارت دعوت، حق ورود به محل جشن را نداشت.حامد کرزی که در اين مراسم سخنرانی داشت، گفت اکنون کشورش وارد مرحله جديدی شده است و حالا زمان جهاد در راه بازسازی است. او افزود: “دشمان افغانستان هنوز خاک ما را مورد حمله قرار می دهند، و نمی خواهند مردم ما پیشرفت داشته باشند.”وی با اشاره به حمایت خارجی از دشمنان افغانستان، اظهار داشت: “امروز مردم افغانستان دشمن خود را می شناسند، و می دانند که آنان از کجا آب می خورند.”آقای کرزی خطاب به جوانان کشور گفت، که آزادی افغانستان حاصل خون هزاران جوان اين سرزمين است. او نگهداشت از استقلال افغانستان را مسئولیت مردم کشورش، و به ویژه جوانان دانست. وی همچنین اظهار داشت که تنها از راه بلند بردن ظرفیت ها و افزایش دانش است، که می توان استقلال کشور را حفظ کرد. در آغاز مراسم، منسوبان ارتش ملی از مقابل جايگاهی که در آن مقامات دولت و مهمانان قرار داشتند، عبور کردند. جريان مراسم جشن و رسم گذشت، به طور مستقیم از راديو و تلويزيون افغانستان پخش می شد. دانش آموزان و دانشجويان دختر و پسر در جشن استقلال کشور حضور گسترده داشتند، و بيشتر آنها را اعضای باشگاه های ورزشی تشکيل می دادند. مردان محلی شمشیرباز، و چوب بازان متعلق به قوم هندو در حال انجام (رقص ) و چوب بازی از مقابل جايگاه مقامات می گذشتند. گروه های ورزشی که از ولايات به کابل آمده بودند، يکی پی ديگر صف به صف از مقابل جايگاه عبور می کردند. شماری از شرکت کننده ها از بزرگداشت هشتادوهشتمین سالروز استقلال کشورشان استقبال کرده، و می گفتند که امسال ما جشن استقلال را به معنی واقعی آن تجليل کرديم. اما عده ای ديگر می گفتند آزادی واقعی زمانی خواهد بود، که افغانستان از نظر اقتصادی، نظامی و فرهنگی به پای خود بایستد.در عین حال حضور مقامات دولتی، شاگردان مکاتب و گروه هايی به نمايندگی از برخی وزارتخانه ها، اين روز را بيشتر به يک جشن دولتی بدل کرد.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

کرزی، دو تربوزدر یک دست

.روابط ما با ایران “بسیار بسیار خوب، و بسیار بسیار نزدیک می باشد.” این جمله ای (از آقای کرزی) است، که در سفر منطقه ای احمدی نژاد پای او را به افغانستان کشاند.برخلاف انتظار مقامات آمریکایی، سفرحامد کرزی به واشنگتن برمیل و نفع تهران تمام شد. هرچند گفتگوهای آقای کرزی و همتای آمریکایی اش درباره موضوع هايی مانند مبارزه با طالبان و القاعده، افزايش تلفات غيرنظامی عمليات نيروهای ناتو در افغانستان، و روابط اين کشور با همسايگانش بود، اما نقطه برجسته و محوری درین گفتگوها، نگرانی واشنگتن از افزايش نفوذ ايران در افغانستان بوده است.

سفر با اهمیت

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران درست زمانی به افغانستان سفر می کند، که تبلیغات رسانه ها و دول غربی ابرهای پراکنده ای در روابط افغانستان و ایران را رونما کرده است. چراکه رسانه ها و مقامات بلند رتبه اروپا و آمریکا ایران را متهم به تجهیز شورشیان مسلحی می کنند، که در پی سرنگونی رژیم کابل به حمایت آمریکا هستند. هر چند این اظهارات از جانب مقامات استانی در افغانستان تائید شده است، اما مقامات رهبری حکومت این کشور به این ادعاها توجه نکرده اند.دولت افغانستان خارج از علایق متحدان غربی خود، بر حسن همجواری، به رسمیت شناختن استقلال و تمامیت ارضی، و منافع ملی همسایه ها، تاکید کرده است. این نخستین سفر آقای احمدی نژاد به افغانستان، در موقف رییس جمهوری ایران می باشد.

اشغالگر

احمدی نژاد نیروهای خارجی مستقر در افغانستان را اشغالگر خوانده، و بارها خواستار خروج این نیروها شده است. رییس جمهور ایران در ٢٦ نوامبر (۵ آذر) سال گذشته، در یک سخنرانی گفت: “بايد دست به دست هم بدهيم، به ملت عراق، فلسطين، افغانستان و لبنان کمک بکنيم. امروز ما می توانيم با ياری يکديگر بساط اجنبی را از منطقه خود برچنيم.”

نگرانی

حضور پررنگ غربی ها به ویژه نظامیان آمریکایی در افغانستان، سبب دغدغه مقامات عالی رتبه ی حکومتی در ایران می باشد. کما اینکه امضای موافقتنامه راهبردی (استراتژیک) میان ایالات متحده و افغانستان، و آزادی استفاده از پایگاه های نظامی در این کشور، این نگرانی را به حد اکثر رسانیده است. با بلند گرفتن شایعه حمله نظامی آمریکا به ایران، پايگاه هوایی “شيندند” کانون گمانه زنی ها درباره (محل) عمليات احتمالی ايالات متحده آمريکا بر عليه ايران است. یعنی پایگاهی که تنها ۸۰ کيلومتر آن طرفتر (از ایران) واقع شده است. چراکه شيندند که از اوت سال ٢٠٠٤ (مرداد ۱٣۸٣) به کنترل آمريکايی ها درآمده است، محتمل ترين نقطه آغاز حمله بر ایران تلقی می شود.

خطرناک

کارشناسان سیاسی بدین باورهستند که موضع گیری های حکومت افغانستان به ویژه درین اواخر، پیامد خوبی برای دولت این کشور نخواهد داشت. زیرا نزدیکی روابط تهران و کابل به حدی رسیده، که سبب تقابل دیدگاه های بوش وکرزی درین مورد شده است. از دید این کارشناسان، این حد از نزدیکی می تواند خطر ناک پنداشته شود. به ویژه که ایالات متحده حامی روند کنونی و دموکراتیزه شدن افغانستان بوده، و درین راستا گام های به علاقه مندی برداشته است. به تصور این کارشناسان نزدیکی با دشمنان ایالات متحده سبب تغییر دید دولتمردان واشنگتن نسبت به رهبری و دولت افغانستان خواهد شد، که در درازمدت برای افغانستان نهایت خطر ناک خواهد بود.کمااینکه “پیترتومسن” سفیر سابق آمریکا در افغانستان، می گوید که یک دولت ضعیف افغانی احتمال اینکه افغانستان به یک متحد آمریکا و ضد ایران تبدیل شود را، کاهش می دهد. به اعتقاد وی، باقی ماندن سطحی از بی ثباتی باعث می شود که آمریکا در افغانستان دست پایین را داشته باشد. همچنان بوش در زمان کنفرانس مطبوعاتی خود با کرزی در کمپ دیوید، به موضوع ایران اشاره کرد. او گفت: “تا جایی که ما می بینیم، ایرانی ها دارای نقشی مثبت نیستند، و بیشتر نقش برهم زننده دارند”. وی سپس با اشاره به کرزی، ادامه داد: “دیگر خود رییس جمهوری افغانستان به مسایل کشورشان اشاره می کنند، اما ما زمانی که نقش ایران در افغانستان را مثبت می نامیم، باید خیلی احتیاط کنیم.” 

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

فراز و نشیب دیدارهای رهبران کابل و واشنگتن

نزدیکی روابط دپلماتیک میان کشورهای ایالات متحده آمریکا و افغانستان، دست کم به نیم قرن پیش بر می گردد. چراکه ایالات متحده در دوران جهاد علیه قشون سرخ در افغانستان، و آزادی این کشور از چنگال شوروی، بزرگ ترین کشور خارجی کمک دهنده به افغانستان بود. اما مناسبات این دو کشور پس از حادثه یازدهم سپتامبر، وارد مرحله ی نوینی گردیده است.برای نخستین بار و پس از دست کم چهل سال، کاخ سفید از یک رهبر افغان دعوت به عمل آورد که از ایالات متحده بازدید کند. “زلمی خلیل زاد” نماینده ویژه دولت بوش و سفیر (وقت) ایالات متحده در افغانستان، دعوت بوش از کرزی را در ارگ ریاست جمهوری افغانستان، به وی اعلام کرد.

صبح دیدار
٢۸ ژانویه ٢٠٠٢ (۸ بهمن ۱٣۸٠)

آقای کرزی روز دوشنبه ٢۸ ژانویه ٢٠٠٢ (۸ بهمن ۱٣۸٠)، با جرج دبليو بوش رئيس جمهور آمريکا ديدار و گفتگو کرد. وی سپس از ويرانه های مرکز تجارت جهانی در نيويورک بازديد به عمل آورد. محور اصلی مذاکرات مقامات دو کشور، مسايل امنيتی، حضور نيروهای حافظ صلح در افغانستان، و چگونگی استفاده از کمک های ۵ ميليارد دلاری بود. زیرا کشورهای شرکت کننده در کنفرانس بازسازی افغانستان، قول دادند این مبلغ را به این کشور بپردازند. در جریان این سفر، بوش در يک کنفرانس خبری گشايش يک کانال اعتباری به ارزش ۵٠ ميليون دلار به منظور حمايت از بخش خصوصی برای سرمايه گذاری در افغانستان را هم، اعلام کرد.کرزی در سفر خود در “دانشگاه جرج تاون” در واشنگتن، با جمعی از افغان های مقيم آمريکا ديدار کرد. او خطاب به آنها گفت: “ما مسلمانيم، در افغانستان قوانين اسلامی خواهد بود و دولت مطابق آن عمل خواهد کرد. اما اسلام هيچ دخالتی در امور دولتی ندارد.” وی همچنين در مراسمی در سفارتخانه افغانستان در آمريکا شرکت کرد، و پرچم کشورش را در اين سفارتخانه به اهتزاز در آورد. آقای کرزی درخصوص رفتار با زندانیان طالب و القاعده، به آمریکا گفت: “برای من اين امر بسيار واضح است که آنها جنايتکار هستند. آنان با کشور افغانستان با وحشيگری رفتار کردند، و سرزمين ما را ويران نمودند. در آنجا جنگ وجود نداشت، بلکه فقط صحنه کشتار در ابعاد وسيع بود. با اين حال بايد با بازداشت شدگان بخوبی رفتار شود.” وی افزود: “آنان بد بودند. ما خوبيم. بنابر اين بايد با آنها بخوبی رفتار کنيم.”

نا خوشایند
۱
٠ فوریه ٢٠٠٣ (٢١ بهمن ۱٣۸۱)

برای دومین بار حامد کرزی همراه با یک هیئت بلند پایه حکومتی و برای دیداری رسمی، وارد ایالات متحده آمریکا شد. هدف از این سفر، تحکیم هرچه بیشتر روابط میان دو کشور افغانستان و آمریکا عنوان گردید. کرزی پس از ملاقات با جرج بوش، برای دیدار با اعضای مجلس سنای آمریکا، به این مجلس دعوت شد. گرچه ورود آقای کرزی به مجلس مذکور با کف زدن های ممتد همراهی شد، اما برخورد خوبی با وی صورت نگرفت. به طوری که جای مناسبی برای قرار گرفتن کرزی در مجلس در نظر گرفته نشده بود، و وی به جایگاهی رهنمای گردید که بیشتر مقامات حکومتی که مورد استیضاح قرار می گیرند، در آن حضور پیدا می کنند. آقای کرزی همچنین با پرسش هایی روبرشد، که برایش چندان خوش آیند نبود. برخورد مجلس سنا با کرزی، دیدار وی به آمریکا را تحت الشعاع قرار داد و سفری نا خوشایند برای او پنداشته شد.

عذر خواهی
۱۱ مارس ٢٠٠٣ (٢١ اسفند ۱٣۸۱)

درست یک ماه پس از پایان سفر کرزی به ایالات متحده، “اری فليشر” سخنگوی کاخ سفيد گفت که پرزيدنت بوش در تماسی تلفنی با حامد کرزی رییس جمهور افغانستان از رفتار اعضای سنا با او در سفرش به آمریکا، عذر خواهی کرده است.آقای فليشر گفت که در رعايت آداب با رهبران خارجی که در سنا حضور می يابند، سنت ديرپايی وجود دارد. بنابراین آقای بوش فکر کرد، که در اين مورد عذر خواهی لازم می باشد. آقای فليشر از ارائه جزئيات آنچه اسباب اين عذرخواهی شد، خودداری کرد. اما مقامات افغان به روزنامه واشنگتن پست گفته بودند که آقای کرزی با پرسش های خصمانه و شکاکانه ای از سوی سناتورها روبرو شد، که انتظارشان را نداشت و برای آنها آماده نشده بود.

حمایت بیشتر
٧ ژوئن ٢٠٠٤ (۱٧ خرداد ١٣۸٣)
حامد کرزی رييس دولت انتقالی افغانستان به دعوت جرج بوش رييس جمهور آمريکا و به منظور جلب حمایت بیشتر کشور های کمک دهنده به افغانستان، در راس هياتی به آمریکا سفر کرد. درین سفر وی در اجلاس هشت کشور صنعتی يا گروه هشت، در آمريکا شرکت کرد. در اجلاس مذکور مسائلی مانند پيشبرد دموکراسی، بهبود امنيت و اصلاحات اقتصادی در حوزه خاورميانه بزرگ، مورد بحث و گفتگو قرار گرفتند. یعنی منطقه ای که از افغانستان تا مراکش را شامل می شود.همچنين آقای کرزی در حاشيه اين اجلاس، علاوه بر مسائل اقتصادی و امنيتی، در مورد گسترش روابط فرهنگی ميان دو کشور افغانستان و آمريکا نیز، با جرج بوش دیدار و گفتگو کرد. در نشست کشورهای گروه هشت، آمريکا، کانادا، ژاپن و چند کشور اروپايی مسائل مهم جهانی را هم، مورد بحث و گفتگو قرار دادند.

لورا در کابل
٣٠ مارس ٢٠٠
۵ (۱٠ فروردین ۱٣۸٤)
لورا بوش همسر رئيس جمهور آمريکا، برای بازديد با مقامات افغانستان و نيروهای آمريکايی مستقر در این کشور، به کابل سفر کرد. هدف دیگر وی کمک به دانشگاهی آمریکایی بود، که در افغانستان تأسيس شده است. او اعلام کرد که در اين سفر حامل پیام همبستگی زنان ایالات متحده آمریکا، با زنان افغانستان است. برنامه اصلی وی در اين سفر، ديدار با دانشجويان زن رشته تربيت معلم و همچنين زنانی بود، که با فروش صنايع دستی برای خود منبع درآمدی ايجاد کرده اند.لورا بوش در کابل با حامد کرزی رئيس جمهور افغانستان دیدار و گفتگو کرد. وی همچنین از گروهی از نيروهای آمريکايی مستقر در پایگاه بگرام در نزديکی کابل نیز، بازديد به عمل آورد.خانم بوش کمکی نزدیک به هيجده میلیون دلار به دانشگاه آمریکایی مذکور اهدا، و سه و نیم میلیون دلار نيز به ساخت مکتب ابتدایی (دبستان) بین المللی در کابل کمک کرد. در این سفر “مارگرت اسپلینگز” وزیر تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) آمریکا، بانوی اول این کشور را همراهی می کرد. يک روز پيش از سفر خانم بوش به کابل، هیئتی آمریکایی وارد اين شهر شد که ریاست آن را بانو “پائولا دوبريانسکی” معاون وزیر خارجه آمریکا در امور جهانی، برعهده داشت.
سفرپربار
٢٢ ماه مه ٢٠٠۵ (اول خرداد ۱٣۸٤)
حامد کرزی برای انجام يک ديدار رسمی وارد واشنگتن شد که تحت الشعاع اتهام های متقابل دو دولت افغانستان و آمريکا نسبت به هم، قرار گرفت. آقای کرزی قبل از سفر به آمریکا گفت که می خواهد دولت آمريکا تمامی زندانيان افغان را به دولت افغانستان تحويل دهد، و برخی از اقدامات نيروهای خود در افغانستان را متوقف کند. حامد کرزی گفت تمامی زندانيان افغان، چه در افغانستان باشند، چه در خليج گوانتانامو و چه در هر جای ديگر جهان، بايد در اختيار دولت افغانستان قرار گيرند. این اظهارات کرزی زمانی صورت گرفت، که “نيويورک تايمز” مطلبی را به نشر رسانده بود که در يک مورد آن ادعا شده بود مردی افغان پس از آنکه ظرف ٢٤ ساعت صد بار مورد ضرب و شتم نيروهای آمريکايی قرار گرفته، درگذشته است. این روزنامه در عين حال گزارشی را چاپ کرد که اساس آن را پيغام سفارت آمريکا در کابل به کاندوليزا رايس وزير امور خارجه این کشور، تشکيل می داد. روزنامه مذکور نوشت ديپلمات های آمريکايی در افغاستان حامد کرزی را مورد انتقاد قرار داده و گفته اند او تا حدی در ناکامی کشورش در از بين بردن کشت خشخاش، مقصر است. در اين پيغام که به بيرون درز کرده، اشاره شده بود که مقام های بلندپايه افغانستان از جمله رئیس جمهور حامد کرزی، برای مقابله با مخالفت های رهبران محلی در مورد تخريب مزارع خشخاش، اقدام چندانی صورت نداده اند.

٢٣ ماه مه ٢٠٠۵ (٢ خرداد ۱٣۸٤)
جرج بوش برای رضایت خاطر افغانستان و اطمینان از ادامه همکاری ایالات متحده آمریکا با آن کشور، در زمينه بازسازی و همکاری های امنيتی، يک موافقتنامه بلند مدت با کرزی امضا کرد.حامد کرزی طی يک کنفرانس مشترک خبری با آقای بوش در کاخ سفيد، گفت که اين موافقتنامه تضمين کننده ادامه کمک ها به افغانستان برای بازسازی و آموزش ارتش اين کشور خواهد بود، تا به گفته وی افغانستان بتواند روی پای خود بايستد.جرج بوش و حامد کرزی در ديدار خود در کاخ سفيد، بر اختلافاتشان در زمينه عمليات نظامی آمريکا در خاک افغانستان سرپوش گذاشتند و موافقت کردند که نيروهای آمريکايی از “آزادی عمل” برخوردار باشند. آقای بوش در واکنش به اصرار خبرنگاران درباره اظهارات کرزی در مورد فرمانبرداری نظامیان آمریکا حین عملیات از دولت افغانستان، گفت: “البته که نيروهای ما به دستور فرماندهان آمريکا عمل خواهند کرد.” در این پیوند در اعلاميه مشترکی هم که دو رهبر امضا کردند، آمده است “آمريکا و نيروهای ائتلافی از آزادی عمل لازم برای انجام عمليات نظامی مناسب برخوردار خواهند بود.”حامد کرزی در اين کنفرانس گفت، که از بدرفتاری سربازان آمريکايی با اسرای افغان ناراحت است. اما تاکيد کرد که مردم افغانستان می دانند، اين رفتار نمايانگر نگرش جامعه آمريکايی نيست. آقای بوش هم درباره مساله کشت خشخاش، گفت: “من برای رئیس جمهور کرزی کاملا روشن ساختم، که دو کشور مجبورند برای ريشه کن کردن کشت خشخاش با يکديگر همکاری کنند.”

٢٧ ماه مه ٢٠٠۵ (٦ خرداد ۱٣۸٤)
حامد کرزی رييس جمهور افغانستان در پايان سفر چهار روزه اش به آمريکا، در يک کنفرانس خبری در کابل گفت که دیدارش از آمريکا “سفری بسيار پربار و سرشار از موفقيت های چشمگير” بوده است. وی تضمین ادامه همکاری با افغانستان در اعلامیه مشترک دو کشور را، نکته ای مهم خواند و گفت: “آن روزها ديگر گذشت که افغانستان کم زور باشد، و ديگران هر وقت دلشان خواست بيایند و در آن مداخله کنند. افغانستان اين اعلاميه مشترک را به همين دليل می خواست، که ديگر مورد تاخت و تاز قرار نگيرد و ميدان بزکشی کسی نباشد” او همچنين افزود که يکی از نظاميان آمريکايی به اتهام آزار زندانيان افغان، از ارتش آن کشور اخراج شده است.


تجدید پیمان
اول مارس ٢٠٠٦ (
۱۱ اسفند ۱٣۸٤)
جرج بوش برای تجدید پیمان واشنگتن، در یک اقدام غيرمنتظره به همراه همسرش به کابل سفرکرد. وی بلا فاصله پس از گفتگو با کرزی، در کنفرانس مطبوعاتی مشترکی با همتای افغان خود از پيشرفت دموکراسی در افغانستان ستايش کرد. او گفت که اين پيشرفت، ديگران را به اشتياق و تحرک واميدارد، تا آزادی خود را مطالبه کنند. بوش همچنین تاکيد کرد که حضور نظامی کشورش در افغانستان، با رضايت طرفين انجام شده است. برای رييس جمهور بوش و کشورش، افغانستان از زمان فروپاشی طالبان تا استقرار دولت جديد به رهبری حامد کرزی، يک موفقيت و در مقايسه با عراق، موفقيتی بزرگ است. کرزی هم به آقای بوش گفت که سفر غير مترقبه بود، و آنها نتوانستند از مهمانان خود پذيرايی لازم را انجام دهند. اما آقای بوش در مقابل گفت که او و همسرش لورا، افتخار دارند به کشوری آمده اند که مردم آن به عزت و وقار خود ارج قايلند. وی افزود که افغانستان تجارب مثبتی اندوخته است، که می تواند برای کشورهای ديگر الهام بخش باشد. او گفت رفتن دختران جوان برای نخستين بار به مکاتب (مدارس)، رشد مطبوعات آزاد، و ايجاد يک نيروی امنيتی حافظ منافع ملی، به معنی تحقق روياهای مردم اين کشور است.رييس جمهور آمريکا تاکيد کرد که از پيشرفت های تحت رهبری رييس جمهور افغانستان، خرسند شده است. وی همچنین گفت که جهان به چگونگی موفقيت دموکراسی در افغانستان توجه دارد. او در ادامه افزود: “افغانستان می تواند منبع الهام برای ديگران، و انگيزه ای برای مطالبه آزادی در کشورهای ديگر شود. مردم جهان به تجربه افغانستان توجه دارند. اميدوارم مردم افغانستان دريابند که دموکراسی به نفع همه است. شما منبع الهام ديگران می شويد، و اين در ديگران انگيزه ای ایجاد می کند تا آزادی خود را مطالبه کنند. جهان هر قدر آزادتر شود، امن تر می شود. من مثل يک دوست و يک متحد آمده ام که اين موفقيت را ببينم.”


سفر پرماجرا
٢٤ سپتامبر ٢٠٠٦ (٢ مهر ۱٣۸۵)

پس از بلند گرفتن بحران امنیتی در افغانستان و دخیل دانستن پاکستان درین قضیه از جانب افغانستان، واشنگتن برای پایان بخشیدن به تشنجات میان این دو کشور، میزبان دو رهبر افغانستان و پاکستان گردید. قبل از دیدار دو رهبر، پرويز مشرف در بروکسل گفت که طالبان در مقايسه با القاعده خطرناک ترند و در ميان اقوام پشتون ريشه دارند. آقای مشرف اظهار داشت که طالبان برخلاف القاعده از يک حمايت عمومی برخوردارند، و می توانند به يک مناقشه ملی دامن بزند.اما رئيس جمهور افغانستان اظهارات پرويز مشرف مبنی بر وجود مراکز و پايگاه های طالبان در افغانستان را، شديدا رد کرد.نشست سه جانبه ی بوش، مشرف و کرزی در واشنگتن، به پیشنهاد رئیس جمهور افغانستان توسط رئیس جمهور بوش ترتیب داده شد، و از مشرف دعوت به عمل آمد تا برای گفتگو در مورد مشکلات ناشی از فعالیت های تروریستان درمنطقه، در آن شرکت نماید.کرزی درین نشست گفت: “تا آنکه با منابع تروریسم برخورد صورت نگیرد، این مسئله از بین نخواهد رفت.” در این مذاکرات توافق شد تا یک جرگه ی وسیع متشکل از مردم قبایل دو طرف سرحد در افغانستان، و یک جرگه مشابه در پاکستان برگزار گردد، که در آن حامد کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان و پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان نیز، شرکت داشته باشند. رئیس جمهور ایالات متحده ضمن پشتیبانی از این توافقات، گفت که کشورش نه تنها به مثابه ناظر، بلکه به عنوان همکار در اجرای این جرگه، ها شرکت خواهد نمود. جورج بوش همچنین در ديدارجداگانه با حامد کرزی، گفت که می داند رئيس جمهور افغانستان در مبارزه با طالبان با وظيفه ای دشوار روبروست. وی افزود افتخار می کند که می تواند آقای کرزی را متحد خود بخواند.


تقابل دیدگاه
۵
اوت ٢٠٠٧ (١٤مرداد ١٣۸٦)

آقای کرزی در آخرین سفرخود به آمریکا و چند ساعت پس از فرود هواپیمایش در ایالات متحده، با شبکه تلویزیونی سی ان ان گفتگو کرد. وی برخلاف اظهارات مقامات ارشد آمریکایی در مورد نقش ایران در بی ثبات ساختن افغانستان و حمایت آن کشور از شورشیان و ادامه شورش ها در افغانستان، گفت: “ایران چه در روند صلح و مقابله با ترور، و چه در مبارزه علیه مواد مخدر از حامیان افغانستان بوده است.” کرزی بدون اشاره به دست داشتن تهران در ادامه نا آرامی ها، افزود که روابط ما با تهران “بسیار بسیار خوب، و بسیار بسیار نزدیک” می باشد. “رابرت گیتس” وزیر دفاع آمریکا که به تازگی از سفر خاورمیانه برگشته بود، بلافاصله در واکنش به سخنان کرزی گفت که ایران هر دوطرف را گرفته است. چراکه از یکسو شورشیان را تجهیز می نماید، و از سوی دیگر دولت افغانستان را پشتیبانی می کند.درعین حال یک روز پس از اظهارات آقای کرزی درمورد ایران، جرج بوش گفت حامد کرزی بهتر از همه می داند که در کشورش چه می گذرد، و حاضر است به نظرات رئيس جمهور افغانستان در اين زمينه گوش فرا دهد. در سفر اخیر، امنیت افغانستان، گسترش تجارت مواد مخدر، قوت گرفتن مجدد طالبان و کشتار تصادفی غیرنظامیان، از مسائل مهم مورد بحث در دیدار رهبران دو کشور بود. جرج بوش بار دیگر بر کرزی تاکید کرد، که نباید هیچ معامله ی با گروگانگیران صورت گیرد. زیرا آنان بی رحم هستند، و این کار جسورترشان می کند. این گفته های بوش زمانی ایراد می شود، که دولت افغانستان روند معامله با گروگانگیران را پی گیری نموده، و برای آزادی گروگانان کره ای به مذاکره و معامله دلبسته است.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

تغییر روش جنگی طالبان: از جبهه به رسانه

بالاخره طالبان هم بر این اصل پی بردند که رسانه ها یکی از تاثیرگذارترین حوزه ها هستند، و در استحکام و انهدام دولت ها اهمیت ویژه ای دارند. چراکه به تاریخ ۱٩ ژوئن (٢٩خرداد) سال جاری، شورشیان طالب با یک اقدام غیرمترقبه به نشرات “رادیو صدای شریعت” آغاز کردند. البته نام این رادیو برای شهروندان افغان ناآشنا نیست. زیرا در خلال شش سال حاکمیت طالبان، تنها رسانه ای بود که در مناطق تحت تصرف این گروه نشرات داشت. پس از فروپاشی نظام طالبانی در افغانستان نیز، بارها صدای این رادیو در استان های مختلف این کشور شنیده می شد. اما به گفته سخنگویان طالب، این بار رادیو صدای شریعت به نشرات خود به طور دوامدار ادامه خواهد داد. طالبان در ۱٩ آوریل ٢٠٠۵ (٣٠ فروردین ۱٣٨٤) نیز ادعا کرده بودند، که از نقطه ای در نزدیکی پایگاه سابق خود در جنوب افغانستان (قندهار)، نشرات رادیویی را آغاز کرده اند. همزمان با این ادعا، سخنگویان طالب به رسانه ها گفتند که رادیو صدای شریعت روزانه دو برنامه ی یک ساعته نشر خواهد کرد، که محتوای برنامه های آن را آهنگ های طالبی (ترانه های بدون موسیقی)، قرائت قرآن کریم و اخبار مربوط به طالبان تشکیل خواهد داد. گرچه بار نخست این گفته آنها در حد ادعا باقی ماند، اما این بار قبل از اطلاع به رسانه ها به نشرات آغاز کردند. شورشیان طالب درحالی سخن از راه اندازی ایستگاه رادیویی می رانند که درست با به دست گرفتن حاکمیت در افغانستان در سال ۱٩٩٦ (۱٣٧۵)، نام رادیو افغانستان را به رادیو صدای شریعت تغییر دادند. آنها پخش و نشر برنامه های موسیقی و گویندگان زن را قدغن کردند، و در بیشتر موارد خبرهای شکست رقیبان، و مدح سرایی ها و فرامین رسمی ملا محمد عمر (رهبر گروه طالبان) را به نشر می رساندند. رادیو صدای شریعت زمانی به نشرات خود آغاز نمود که مجلس افغانستان در قانون جدید رسانه های همگانی، برای فعالیت های رسانه ای سه خط قرمز را مشخص نموده است:
۱- رسانه ها مطابق قانون اساسی، خلاف اسلام چیزی ننویسند و نگویند.
٢- رسانه ها نباید به فرد، ملت، قوم و یا حزبی مشخص توهین کنند.
٣- رسانه ها نباید به تخریب نظام دموکراتیک موجود کمر همت ببندند.بنابراین با توجه به قالب های انتخاب شده برای فعالیت های رسانه ای در افغانستان، طالبان حق راه اندازی رادیو و فعالیت های رسانه ای را ندارند. زیرا ایشان قانون اساسی افغانستان را نپذیرفته اند، و ضد حاکمیت ملی این کشور می باشند. با این حال آنها نیز درست همانند رادیو های تجارتی ایجاد شده در افغانستان، روی موج اف ام آغاز به نشرات نموده، و صدای رادیویشان در استان های “پکتیا”، “پکتیکا”، “خوست” و بخش های از “استان غزنی” قابل دریافت است. به گفته مردم محلی، این رادیو هر شب یک نیم ساعت نشرات دارد. رادیو صدای شریعت در حالی به نشرات خود آغاز می کند که بیش از ۵٠٠ رسانه چاپی، ۵۵ رادیوی محلی، ۱٨ ایستگاه تلویزیونی -که در حال حاضر هفت ایستگاه آن آغاز به فعالیت نموده اند-، بیش از یکصد مرکز تولید فیلم، و ۱۵٠ مطبعه خصوصی و شخصی از “وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان” جواز فعالیت اخذ نموده اند. اقدام طالبان برای ایجاد ایستگاه رادیویی، با سخنان خانم “الیزابیت روسیت” نیز همزمانست. وی که به نمایندگی از کمیسیون اروپا در کنفرانسی برای رشد رسانه ها سخن می گفت، در مورد نقش رسانه ها و کمک این کمیسیون به رسانه ها در افغانستان مطالبی ایراد کرد. او گفت: “کمیسیون اروپا از سال ٢٠٠٢ تا ٢٠٠٦ (۱٣٨۱ تا ۱٣٨۵)، مبلغ ده میلیون یورو به رشد رسانه ها در افغانستان اختصاص داد.”هدف عمدۀ کمیسیون نامبرده، تحت پوشش قرار دادن انتخابات ریاست جمهوری و مجلس افغانستان بود. خانم روسیت افزود: “ما باید فاصله ای را که میان شرق و غرب در حال افزایش است، کم کنیم. افغان ها می توانند بنیادگرایی را دور نمایند، و تصویر واقعی از جامعۀ خود ارائه کنند. راهبرد (استراتیژی) سال جاری ما شامل سه بخش اداره، حاکمیت قانون و معلومات عامه می باشد. اما تلاش می نماییم تا رسانه ها انکشاف نمایند.”ولی طالبان هدف از ایجاد رادیوی خود را، بلند کردن صدا ی اسلام دانسته اند. در این پیوند یکی از سخنگویان طالب در مصاحبه با رسانه ها گفته است که طالبان برای مقابله با آنچه موضع “آمريکايی گرای” رسانه های جهانی می باشد، اقدام به ایجاد این رادیو نموده اند. در عین حال، مقامات افغان در مورد آغاز بکار نشرات رادیو صدای شریعت اتفاق نظر ندارند. زیرا در حالی که مقامات محلی در پکتیکا آغاز بکار رادیو صدای شریعت را تائید کرده ومی گویند که امواج این رادیو ساحه محدودی را تحت پوشش دارد، “زمری بشری” سخنگوی وزارت امور داخله افغانستان فعالیت رسانه ی طالبان را نپذیرفته و آن را رد می کند. مردمان محلی می گویند که آنها از طریق موج اف ام رادیو صدای شریعت ترانه های طالبی (ترانه های بدون موسیقی) و قرائت قرآن کریم پخش می کند و مردم را به جهاد و شورش علیه دولت حامد کرزی تشویق می کند. این اقدام طالبان نشان دهنده تاثیر گذاری رسانه ها بر افکار عمومی بوده، و به فرضیه رسانه به عنوان قوه چهارم، قوت بیشتری می بخشد. از آنجا که در جنگ تازه آغاز شده میان طالبان و دولت افغانستان فن آوری مورد استفاده هر دو طرف یکی است، این نحوه نشرات خواهد بود که انجام را به نفع یکی از طرفین رقم خواهد زد. با توجه به گذشته نشرات رادیویی طالبان یعنی صدای شریعت، می توان گفت که در زمان حکمروایی آنان، رادیو در افغانستان از کم شنونده ترین رادیو ها در سراسر جهان بود. به طوری که حتی در میان حامیان طالبان هم، شنونده چندانی نداشت.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

گروگانگیری، ناخن افگار دولت افغانستان

دولت افغانستان پس از استقرار در سال ٢٠٠١ (۱٣۸٠) و اندکی بعد، منکر حضور گروهی به عنوان طالبان در افغانستان بود. این دولت با شنیدن اینکه با طالبان مواجه است، شدیدآ ناراحت می شد. اما در حال حاضر نه تنها به طالبان به عنوان یک طرف حل مشکل می نگرد، بلکه در عین حال از ناچاری با این گروه  وارد معاملات مغلق و پیچیده ای می شود که “زنگ های خطر” را به صدا درآورده است.طالبان با تغییر روش های جنگی، خود را در موقعیتی قرار داده اند که عملا توان به چالش کشیدن دولت را به دست آورده اند. آنها از گروگانگیری به عنوان چشم اسفندیار دولت، سود هنگفتی جسته و در حال حاضر با این روش دولت را به معاملات ناچار وامی دارند.

نخستین تجربه

۱٠ اکتبر ٢٠٠۱ (١٨مهر ۱٣٨٠)

با فروپاشی نظام طالبان در افغانستان و به حاشیه رانده شدن این گروه از صحنه ی سیاسی این کشور، آنها برای بازگشت و حضور سیاسی خود نیازی به اقدامات شدید نظامی داشتند. از آنجایی که نیروهای متلاشی طالبان توان رویارویی با نیروهای خارجی مستقر درافغانستان را نداشتند، با استفاده از روش های چریکی و تجارب خود در زمان جهاد علیه نیروهای قشون سرخ، به نحوی حضور خود را به عنوان یک طرف بحران در افغانستان جان بخشیدند.طالبان با دو روش جدید خود، حالت چشم اسفندیار دولت افغانستان و نیروهای خارجی مستفر درین کشور را، پیدا کرده اند. چراکه با طرح و اجرای حملات انتحاری و گروگانگیری به عنوان نقاط ضعف و منفی که دولت افغانستان را جدآ بی ثبات می سازد، بر فشار های شان بر این نقاط افزودند.واکنش دولت افغانستان در مقابل آدم ربایان و گروگانگیران و وارد معامله شدن با این گروه ها، به نحوی طالبان و سایر شورشیان را برای ادامه این روند تشویق کرد.

٣٠ اکتبر ٢٠٠۱ ( ٨ آبان ۱٣٨٠)

“حسن اورنال” مهندس ترک در افغانستان به گروگان گرفته شد. اين مهندس که در طرح ساختن جاده کابل به قندهار مشارکت داشت، روز پنجشنبه ٣٠ اکتبر ٢٠٠۱ ( ٨ آبان ۱٣٨٠) در ولايت زابل واقع در جنوب شرقی افغانستان، به دست افراد ناشناس ربوده شد.به تاریخ سه شنبه ٢۵ نوامبر ٢٠٠٣ (٤ آذر ۱٣۸٢)، جيش المسلمين که ظاهرا با هواداران رژيم سابق طالبان ارتباط دارد، مسئولیت ربودن وی را برعهده گرفت. شخصی به نام “عبدالقاسم” به عنوان سخنگوی اين گروه به رسانه ها گفت، که ربودن آقای اورنال در جاده قندهار به کابل کار اين گروه بوده، و این کار به سبب مخالفت اين گروه با هر فرد خارجی است که با حضور آمريکا در افغانستان، همراهی می کند. اين سخنگو گفت که جيش مسلمين گروگان خود را تنها در مقابل آزادی ٢٠ تن از زندانيان وابسته به طالبان آزاد خواهد کرد، که در بازداشت دولت افغانستان و نيروهای آمريکايی هستند. وی افزود: “آقای اورنال در شرايط خوبی در ولايت زابل نگهداری می شود. وزارت خارجه ترکيه قول داده، که هر چه در توان دارد برای آزادی وی انجام دهد.”اما همه تلاش ها برای رهایی این مهندس عقیم ماند، و وی سرانجام روز سه شنبه ۱٤ دسامبر ٢٠٠٣ (٢٣ آذر ۱٣۸٢)  در افغانستان به قتل رسيد.

معامله با گروگانگیران

٧ دسامبر٢٠٠٣ (۱٦ آذر ۱٣۸٢)
 
دو مهندس هندی که در طرح احداث جاده کابل به قندهار در منطقه زابل فعاليت داشتند، توسط افراد ناشناسی ربوده شدند. روز يکشنبه ٢
۱ دسامبر ٢٠٠٣ (٣٠ آذر ۱٣۸٢)  افراد مسلحی که دو مهندس راهسازی هندی را به گروگان گرفته و گفته می شد از هواداران گروه طالبان هستند، از دولت خواستند تا در برابر آزادی اين دو نفر، پنجاه تن از افراد مسلحی را که دستگير شده و در زندان های افغان به سر می برند، آزاد کند.سرانجام در پی معامله میان دولت افغانستان و گروگانگیران، گروگان های هندی در روز ٢٣ دسامبر٢٠٠٣ (٢ دی ۱٣۸٢) آزاد شدند.
“علی احمد جلالی” وزير داخله (وقت) افغانستان گفت که ربايندگان اين دو شهروند هندی از افراد محلی بوده اند، و ارتباطی با رهبران طالبان نداشته اند. وی گفت: “آدم ربايان هيچ شرايطی را برای آزادی گروگان های خود مطرح نکرده اند، و باجی به آنان پرداخت نشده است.”
در مقابل “عبدالله خان” والی ولايت غزنی که در مذاکرات برای آزادی گروگان ها شرکت داشت، گفت که آدم ربايان از نفرات سابق طالبان بوده اند. به گفته آقای جلالی در پی مذاکرات با رهبران و ريش سفيدان محلی، اين دو شهروند هندی اواخر روز سه شنبه ٢٣ دسامبر٢٠٠٣ (٢ دی
۱٣۸٢) در اختيار مقامات دولتی قرار گرفتند، و هنگام آزادی از شرايط جسمانی مناسبی برخوردار بودند.ربوده شدگان اعضای گروهی متشکل از ۱٤٠ کارگر ماهر هندی بودند که طبق قرارداد بين شرکت مقاطعه کار آمريکايی و يک شرکت هندی، برای کار در طرح های عمرانی به افغانستان اعزام شده بودند.

 ٣ ماه مه ٢٠٠٤ (۱٣ اردیبهشت ۱٣۸٣)

روز دوشنبه  ٣ ماه مه ٢٠٠٤ (۱٣ اردیبهشت ۱٣۸٣) افراد مسلح خودرو حامل پنج تن از نيروهای امنيتی دولت افغانستان را هنگام حرکت در مسير جاده اصلی کابل به قندهار در منطقه شاجويی ولايت زابل متوقف کردند، و آنان را به گروگان گرفتند.مقامات محلی اين آدم ربايی را به نيروهای طرفدار رژيم طالبان نسبت دادند. افراد ربوده شده بلافاصله به قتل رسيدند.در همان حال اجساد ١٠ نفر از نيروهای امنيتی دولت افغانستان که در حمله جداگانه افراد مظنون طالبان ربوده شده بودند، در جنوب اين کشور يافت شد.درپی یافتن اجساد کشته شدگان، حامد کرزی رييس دولت انتقالی افغانستان در یک واکنش جدی، کشورهای همسايه را به فرستادن افرادی با ماموريت قتل، آدم ربایی و گروگانگیری به کشور خود متهم کرد. وی افزود: “بعضی از کشورهای همسايه در عين بازسازی کشورشان، سرگرم فرستادن افراد قاتل به داخل افغانستان هستند.”

٢۸ اکتبر ٢٠٠٤ (٦ آبان ۱٣۸٣)

مردان مسلح سه کارمند سازمان ملل را در کابل ربودند. اين سه تن، “آنت فلانيگن” اهل ايرلند شمالی، “شکيب حبيبی” اهل کوزوو، و “انجليتو نايان” شهروند فيليپين بودند، که هنگام عبور با اتومبيل خود در يکی از خيابان های پر ازدحام کابل پايتخت افغانستان، ربوده شدند.این سه تن در پروژه برگزاری انتخابات افغانستان کار می کردند. شنبه ٦ نوامبر ٢٠٠٤ (۱۵ آبان۱٣۸٣) مقامات افغان و سازمان ملل متحد گزارش های مبنی بر تماس بين اين مقامات و ربايندگان را تکذيب کردند.
اما جيش المسلمين که ادعا داشتند اين گروگان ها را در اختيار دارند، در تماسی تلفنی با خبرنگاران گفتند که ضرب الاجل خود برای آزادی گروگان ها را تا غروب روز شنبه ٦ نوامبر ٢٠٠٤ (
۱۵ آبان ۱٣۸٣) تمديد کرده اند. ربايندگان خواستار آن شدند که در برابر آزادی اين سه گروگان، نيروهای بريتانيايی و کارمندان سازمان ملل از افغانستان خارج، و زندانيان افغان از بازداشتگاه گوانتانامو آزاد شوند.يکشنبه ٧ نوامبر (۱٦ آبان) يکی از سخنگويان ربايندگان گفت که يک گروه شش نفره متشکل از اعضای دولت افغانستان و سازمان ملل متحد با هدف مذاکره برای آزاد سازی احتمالی گروگانها به محلی که نام آن فاش نشده، سفر کرده اند.چهارشنبه ۱٠ نوامبر (۱٩ آبان) “ريچارد آرميتاژ” معاون وزير خارجه آمريکا که از افغانستان ديدن می کرد، ضمن مخالفت با مذاکره و معامله با ربايندگان سه شهروند خارجی در کابل گفت که چنين اقدامی صرفا مشوق گروگانگيری های بيشتری خواهد شد و راه مناسبی برای کسب آزادی گروگان ها نيست. وی در عين حال تاکيد کرد که به نظر ايالات متحده مذاکره و سازش با گروگانگيرها، انگيزه تکرار چنين اقداماتی می شود.درپی بی نتیجه ماندن مذاکره با گروگان گیران، روز دوشنبه ٢٢ نوامبر ٢٠٠٤ (اول آذر ۱٣۸٣)  عمليات نيروهای آمريکايی و افغان برای پيدا کردن گروگان های سازمان ملل آغازشد. درین عمليات نیروهای امنیتی  با حمله به دست کم دوخانه برای پيدا کردن سه گروگان سازمان ملل متحد در کابل، ده تن را بازداشت کردند.وزارت کشور افغانستان نیز در نخستين روزهای گروگانگيری، سه تن را به اتهام داشتن رابطه با گروگانگيران باز داشت کرد، که يک تن از آنها در بازداشت پليس جان داد. خانواده اين فرد مدعی شدند که او در اثر شکجه کشته شده، اما وزارت کشور گفت که وی در اثر بیماری درگذشته است.بالاخره پس ازتلاش های ناکام نیروهای امنیتی افغان و آمریکا، دولت افغانستان تن به امتیاز دادن به گروگانگیران داد، و روز سه شنبه ٢٣ نوامبر ٢٠٠٤ (٢ آذر ۱٣۸٣) گروگان های خارجی در افغانستان آزاد شدند.مقامات افغان و دولت آمريکا هرگونه معامله ای با گروگانگير ها را رد کردند. اما يک سخنگوی جيش المسلمين ادعا کرد که دولت افغانستان با آزادی تعدادی از اعضای طالبان از زندان موافقت کرده، و آزادی گروگان ها در برابر اين اقدام دولت صورت گرفته است.در عین حال آقای کرزی روز چهارشنبه ٢٤ نوامبر ٢٠٠٤ (٣ آذر ۱٣۸٣) حین ملاقات با گروگانان رها شده، در سخنان کوتاهش به عاملین گروگانگیری اشاره ای نکرد و به پرسش های خبرنگاران نیز پاسخ نگفت.

٢٦ نوامبر ٢٠٠٤ (۵ آذر ۱٣۸٣)
 
يک بريتانيايی که نام او “پيتر جووينل” اعلام شد، قبلا به حرفه روزنامه نگاری اشتغال داشت، و دارای يک مهمانخانه شخصی در کابل بود، در این شهر ربوده شد.وزارت کشور افغانستان اعلام کرد “پيتر جوونيل شهروند بريتانيايی که روز گذشته پس از يک روز بازداشت آزاد شده بود، امروز بار ديگر بازداشت شده است.”
به گفته مقامات وزارت کشور، اين شهروند بريتانيايی با گروهی که سه کارمند انتخاباتی سازمان ملل متحد در کابل را به گروگان گرفته بود، رابطه داشت. پيتر جووينل که قبلاً به حرفه عکاسی- خبرنگاری اشتغال داشت، در گفتگو با خبرنگاران ادعا کرد بود که در رهايی گروگان های سازمان ملل متحد نقش داشته است.“لطف الله مشعل” سخنگوی (پیشین) وزارت کشور گفت که آقای جووينل، حتی پس از رهايی گروگان ها، حاضر نشده است در مورد تماس های خود با گروگانگيران به مقامات امنيتی معلومات دهد.

١٦ ماه می ٢٠٠۵ (٢٦ اردیبهشت ۱٣٨٤)

“کلمنتينا کانتونی” زن ایتالیایی  ۳۲ ساله، روز ١٦ ماه می ٢٠٠۵ (٢٦ اردیبهشت ۱٣٨٤) از منطقه قلعه فتح الله شهر کابل ربوده شد.به گفته مقامات امنیتی افغان، گروگانگیران کانتونی را به زور از خودروی خودش پياده، و به يک اتومبيل ديگر منتقل کردند.حامد کرزی رييس جمهوری افغانستان روز شنبه ٢۱ ماه می ٢٠٠۵ (٣۱ اردیبهشت ۱٣٨٤)  گفت، که دولت او در جريان است که چه شخصی اقدام به ربودن این خانم کرده است.در عین حال “جيانفرانکو فينی” وزير خارجه ايتاليا نیز روز چهارشنبه ۸ ژوئن ٢٠٠۵ (۱٨ خرداد ۱٣۸٤) تاييد کرد که کلمنتينا کانتونی امدادگر ايتاليايی که ماه گذشته در کابل ربوده شد، زنده است.وی همچنین اظهار داشت: “ما به خاطر رهايی کانتونی هر چه می توانيم انجام می دهيم. ما می دانيم که او زنده است، و اين خود بزرگترين اميد برای ما محسوب می شود.”فردی که خود را رباينده خانم کانتونی معرفی کرد، در تماس تلفنی با آژانس های خبر رسانی گفت که خواست های آنان برای رهايی کانتونی در حدی نيست که دولت افغانستان از برآورده کردن آن عاجز باشد.دولت افغانستان روز جمعه ۱٠ ژوئن ٢٠٠۵ (٢٠ خرداد ۱٣۸٤) اعلام کرد که درپی آزادی مادر یکی از ربایندگان خانم کانتونی، ربایندگان نیز کلمینتینا کانتونی را رها کرده اند.همان روز حامد کرزی از رهايی کلمنتينا کانتونی استقبال کرد، و گفت که حمايت مردم افغانستان، ايتاليا و مردم بسياری از کشورهای جهان از خانم کانتونی، در رهايی او نقش داشته است.

۱٤ آگست ٢٠٠۵ (٢٣ مرداد ۱٣٨٤)

روز يکشنبه شب ۱٤ آگست ٢٠٠۵ (٢٣ مرداد ۱٣٨٤) يک مهندس لبنانی به نام “احمدرضا” در جنوب افغانستان ربوده شد. گفته شد که اين شهروند لبنانی پیش از ربوده شدن از منطقه ای در نزديکی قلات مرکز ولايت زابل، برای يک موسسه بين المللی ساختمان سازی کار می کرد.سه شنبه ۱٦ آگست ٢٠٠۵ (٢۵ مرداد ۱٣٨٤) “لطيف الله حکيمی” سخنگوی گروه طالبان که مسئوليت اين آدم ربايی را به عهده گرفته بود، گفت که گروگانگيران خواهان خروج موسسه بین المللی ساختمان سازی از افغانستان هستند. او افزود که شرکت برای انجام اين کار، بيست و چهار ساعت وقت خواهد داشت.پنج شنبه ۱٨ آگست ٢٠٠۵ (٢٧ مرداد ۱٣٨٤) مقامات دولت افغانستان اعلام کردند که مهندس لبنانی که توسط طالبان به گروگان گرفته شده بود، آزاد شده است.”گلاب شاه علی خيل” سخنگوی والی زابل گفت که این مهندس، صبح همان روز به مسئولان محلی سپرده شده است. او افزود که نيروهای دولتی، احمدرضا را در يک ايستگاه بازرسی در ولسوالی شاه جوی ولايت زابل تحويل گرفتند. در مورد نحوه تحويل دهی گروگان لبنانی به پليس، جزيياتی منتشر نشد. اما مقامات شرکت ساختمان سازی گفتند که درازای آزادی کارمند خود، از افغانستان خارج می شوند.

٣۱ آگست ٢٠٠۵ (٩ شهریور ۱٣٨٤)

شهروند بريتانيايی و مترجم محلی اش، شامگاه چهارشنبه ٣۱ آگست ٢٠٠۵ (٩ ­شهریور ۱٣٨٤)در ولايت فراه در غرب افغانستان ربوده شدند.مقامات وزارت داخله (کشور) افغانستان اعلام کردند “اين شهروند بريتانيايی و مترجم همراهش در حال سفر با چند موتر(خودرو) ديگر بودند ،که مورد حمله قرار گرفتند. سه مامور پليس هم که برای تامين امنيت همراه با اين کاروان سفر می کردند، در اين حادثه کشته شدند. اين حمله در ولسوالی زيره کوه بالابلوک ولايت فراه روی داده است.”

٢ سپتامبر ٢٠٠۵ (١١ شهریور ۱٣٨٤)

دو گردشگر ژاپنی که ۸ آگست ٢٠٠۵ (۱۷ مرداد ۱٣٨٤) توسط افراد طالبان بوده شدند، در ٢ سپتامبر ٢٠٠۵ (١١ شهریور ۱٣٨٤) به قتل رسیدند. جسد این دوتن در يک دشت در فاصله هفت کيلومتری شاهراه کابل – قندهار کشف شد.
ديپلمات های ژاپنی گفتند که دو گردشگر هموطنشان که قصد داشتند از بقايای پيکره های ويران شده بودا در ولايت باميان بازديد کنند و از پاکستان وارد افغانستان شده بودند، توسط شورشیان طالب کشته شدند.
“اسدالله خالد” والی قندهار به خبرگزاری رويتر گفت، که اين دو جسد در يک گودال پيدا شدند. او اظهار داشت که هيچگونه اوراق شناسايی به همراه جسدها يافت نشد، اما يکی از آنها ظاهری شبيه مردان ژاپنی داشته، و جسد ديگر هم مربوط به يک زن است. والی قندهار اظهار داشت که به نظر می رسد از مرگ هر دوی آنها، چند روز گذشته باشد.

٣ سپتامبر ٢٠٠۵ (۱٢­­ شهریور ۱٣٨٤)

“خان محمد یکتن” از نامزدهای شورای ولایتی قندهار با چهار همراهش، توسط شورشیان طالب ربوده شدند.يکی از سخنگويان شورشیان  درتماس با رسانه ها  گفت، که اين گروه پنج نفری را که در ولايت قندهار گروگان گرفته بودند، بلافاصله به قتل رسانده اند.

۱٩ نوامبر ٢٠٠۵ (٢۸ آبان ۱٣٨٤)
شنبه
۱٩ نوامبر ٢٠٠۵ (٢۸ آبان ۱٣٨٤) یک مهندس هندی به نام “منياپن رامن کوتی” و سه نفر از شهروندان افغان در منطقه موسوم به “پشته حسن” در ولايت نيمروز، از سوی گروهی از مردان مسلح ربوده شدند. شهروند هندی از جمله مهندسان جاده سازی در جنوب غرب افغانستان بود و در کار ساخت و ساز جاده ای کار می کرد، که با هزينه ۷۰ ميليون دلار از کمک های دولت هند احداث می شد.رييس جمهور کرزی با انتشار اعلاميه ای آدم ربايان را “دشمنان افغانستان” توصيف کرد، و به نيروهای امنيتی کشورش دستور داد با شدت تمام به جستجوی افراد ربوده شده بپردازند. وی  همچنين در اين اعلاميه گف که تلاش ها به منظور مختل کردن برنامه های بازسازی افغانستان، نتايج معکوسی برای عاملان آن در پی خواهد داشت.درپی اظهارات تند کرزی، روز چهارشنبه ٢٣ نوامبر ٢٠٠۵ (٢آذر ۱٣٨٤) جسد شهروند ربوده شده هندی در افغانستان پيدا شد. “محمد هاشم نورزی” يک مقام محلی در ولايت نيمروز گفت، که جسد آقای رامن کتی در کنار يک جاده در ولسوالی دلارام پيدا شده است.

۱٤ فوریه ٢٠٠٦ (٢۵ بهمن ۱٣۸۵)
“تانام سينگ” و “چت نارايان پون” دوشهروند نپالی که به عنوان نگهبان يک موسسه امدادرسان بريتانيايی در کابل کار می کردند، توسط گروهی که “تبهکار” خوانده شد، ربوده شدند.”عبدالملک صديقی” معاون وزير داخله (کشور) افغانستان گفت که هنگامی که پلیس پس از دوهفته جستجو در حال نزديک شدن به آدم ربایان بود، تبهکاران یک تن از شهروندان نپالی ربوده شده  را رها کردند.مقامات دولت افغانستان همچنين گفتند که ديگر گروگان نپالی که جسدش پيدا شده، در اسارت بيمار شده و درگذشته بود.
“پوشکارمن راجبندری” سفير نپال در پاکستان در گفتگو با خبرگزاری آسوشيتد پرس هموطن آزاد شده اش در افغانستان را، “تانام سينگ” معرفی کرد و گروگان ديگر را که جسدش پيدا شده، “چت نارايان پون” ناميد.

١١ مارس ٢٠٠٦ (٢١ اسفند ۱٣۸۵)

يک سخنگوی گروه طالبان روز شنبه ١١ مارس ٢٠٠٦ (٢١ اسفند ۱٣۸۵) ادعا کرد که آنها هشت تن از کارمندان يک دفتر آلبانيايی را در ولايت قندهار ربوده اند.”قاری محمد يوسف” فردی که خود را سخنگوی گروه طالبان معرفی می کرد، درپی ناپديد شدن اين افراد گفته بود که سرنوشت گروگان ها را مقامات رهبری طالبان تعيين خواهد کرد.پس از یک روز چهار تن از گروگانان افغان از قید طالبان رهایی یافتند. افراد آزاد شده گفتند که از محلی که گروگان های آلبانيايی در آنجا بسر می بردند، صدای شليک گلوله شنیده اند. ولی در اين مورد که آيا اين گلوله ها گروگان های آلبانيايی را هدف قرار داده باشد، گزارشی در دست نيست.اين افراد همچنين ادعا کردند گروهی که آنها را ربوده بودند، لباس پليس به تن، و موترها (خودرو)يی با نشان پليس بزرگراه با خود داشته اند.سرانجام روز سه شنبه ١٤ مارس ٢٠٠٦ (٢٤ اسفند ۱٣۸۵) قاری محمد يوسف گفت که آنها سه فرد آلبانيايی را که اخيرا در ولايت قندهار در جنوب افغانستان ربوده بودند، به همراه يک شهروند آلمانی، به ضرب گلوله کشته اند.طالبان بارها به رسانه ها گفته اند “ما هر فردی را که با آمريکاييان همکاری می کند، خواهيم کشت.”جمعه ١٧ مارس ٢٠٠٦ (٢٧ اسفند ۱٣۸۵) مقامات افغان اعلام کردند که جسد ٤ آلبانيايی تبار را که پيشتر در مناطق جنوبی افغانستان ربوده شده بودند، پيدا کرده اند.”اسدالله خالد” والی قندهار گفت که اجساد اين افراد در مناطق کوهستانی در ولسوالی ميوند اين ولايت پيدا شده است. کشته شدگان، آلبانيايی تباران مقدونيه بودند که برای يک شرکت آلمانی در افغانستان کار می کردند .

٢٨ آوریل ٢٠٠٦ (۸ فرودین ۱٣۸۵) 
طالبان “ساريا ناراين” شهروند هندی را به گروگان گرفتند. اين مهندس که برای يک شرکت تلفن همراه در افغانستان کار می کرد، شامگاه ٢٨ آوریل ٢٠٠٦ (
۸ فرودین ۱٣۸۵) در جنوب افغانستان ربوده شد.يکشنبه ٣٠ آوریل ٢٠٠٦ (۱٠ فرودین ۱٣۸۵) یعنی دوروز پس از ربودن شدن ساریا ناراین، شبه نظاميان طالبان در جنوب افغانستان گفتند يک مهندس هندی را که گروگان گرفته بودند، کشته اند. به گفته يکی از سخنگويان طالبان اين مهندس زمانی که می خواست از چنگ ربایندگان فرار کند، کشته شد.مقامات پليس در جنوب افغانستان گفتند جسدی را پيدا کرده اند، که هويت آن معلوم نيست و سرش از بدنش جدا شده است.

٦ مارس ٢٠٠۷ (۱٦  اسفند ۱٣۸۵) 

“دانیل ماستروجیاکومو” روزنامه نگار ایتالیایی که برای روزنامه “لاریپوبلیکا” کار می کرد و دو همراه افغان وی، در ولسوالی نادعلی در هلمند ربوده شدند.یک منبع نزدیک به نیروهای طالبان در جنوب افغانستان به رسانه ها گفت که این سه مرد، پس از اینکه بدون اجازه به منطقه ای در ولایت هلمند وارد شدند، توسط طالبان دستگیر شدند.طالبان دوهفته پس از از ربودن دانیل، به منابع خبری گفتند که خبرنگار ایتالیایی را در بدل آزادی پنج تن از افرادشان آزاد کرده اند. آنان افراد آزاد شده را به این ترتیب: “استاد یاسر” رییس بخش فرهنگی طالبان، “عبداللطیف حکیمی” سخنگوی سابق طالبان”، “منصور احمد” برادر ملا دادالله فرمانده طالبان، و دو فرمانده دیگر به نام های “حمدالله” و عبدالغفار نام گرفتند.طالبان روز يکشنبه ۸ آوريل ٢٠٠۷ (۱٩ فروردین ۱٣۸٦) ادعا کردند که اجمل نقشبندی روزنامه نگار افغان را که به همراه خبرنگار ایتالیایی در جنوب افغانستان ربوده بودند، به قتل رسانده اند.فردی که خود را سخنگوی ملا دادالله فرمانده نظامی طالبان معرفی می کرد، در تماس با بی بی سی گفت که آنان اجمل نقشبندی را حوالی بعد از ظهر همان روز کشته اند.این شهروند افغان زمانی توسط شورشیان طالب به قتل رسید، که دولت افغانستان پس از رهایی دانیل اعلام نمود که حاضر نیست برای رهایی اجمل نقشبندی با طالبان معامله کند. این اقدام دولت افغانستان موج نارضایتی مردم این کشور را پی داشت، که به بی تفاوت ماندن دولت افغانستان در قبال شهروندانش اعتراض می کردند. قبل از اجمل، “دل آقا” راننده ی دانیل نیز توسط شورشان طالب به قتل رسیده بود.

۱٤ آوریل ٢٠٠۷ (٢۵ فرودین ۱٣۸٦)

“شبکه تلویزیونی سی بی سی” کانادا تصاویری را از دو امدادرسان فرانسوی و چند افغان پخش کرد، که توسط طالبان در افغانستان ربوده شده بودند.در این تصاویر، یکی از این امداد رسانان با صدایی لرزان درخواست کمک کرد. این خانم گفت که فرانسوی است، و ۱٠ روز پیش از سوی طالبان ربوده شده است. یک مرد نیز که خود را “اریک” معرفی می کرد، برای رهایی اش درخواست کمک کرد. در این تصاویر ٣ افغان هم دیده می شدند، که چشم هایشان بسته، و به دست و پایشان زنجیر زده شده بود.دو امدادرسان فرانسوی با سه همکار افغان شان نزدیک به دو هفته پیش از آن در ولایت نیمروز ربوده شده بودند، و تا آن هنگام از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نبود.يکشنبه ۱۵ آوریل ٢٠٠۷ (٢٦ فرودین ۱٣۸٦)  در حالی که “ژاک شیراک” رییس جمهور فرانسه خواهان تلاش بیشتر دولت افغانستان برای رهایی شهروندان فرانسوی از اسارت طالبان شد، “رنگین دادفر اسپنتا” وزیر خارجه افغانستان گفت: “نباید در برابر آزادی این افراد، زندانیان طالبان آزاد شوند.”وزیر خارجه افغانستان که در یک کنفرانس خبری در کابل سخن می گفت، افزود: “اگر ما پیوسته به شرط های گروگانگیران عمل کنیم و در برابر آزادی هر کسی که طالبان به گروگان می گیرند تعدادی از زندانیان آنان را آزاد کنیم، گروگانگیری تبدیل به یک روند پایان ناپذیر خواهد شد.”این اظهارات در حالی صورت می گرفت که رییس جمهور فرانسه در یک تماس تلفنی از حامد کرزی همتای افغان خود خواست، برای آزادی دو شهروند فرانسوی از اسارت طالبان کمک کند. حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان نیز به دولت فرانسه اطمینان داد، که کشورش به تلاش های خود در این زمینه ادامه خواهد داد.طالبان روز جمعه ١١ ماه مه (٢۱ اردیبهشت) “اریک دامفرویل” امدادگر فرانسوی را آزاد کردند. وی بر اساس گزارش ها، به مقامات محلی تحویل داده شد.طالبان در تاریخ ٢٠ آوریل (٣۱ فروردین) در یک پیام اینترنتی خواستار خروج نیروهای فرانسوی عضو ناتو از افغانستان و آزاد شدن زندانیان افغان در ازای آزاد کردن گروگان ها، شده بودند. اما روز يکشنبه ٢٧ ماه مه (٦ خرداد)، گروگان های افغان خود را آزاد کردند.این سه مرد افغان، حدود دو ماه پیش از آن ربوده شده بودند. منابع طالبان رهایی گروگان های افغان خود را نیز تایید کرده، و گفتند که در بدل رهایی این افراد، هیچ معامله ای با دولت افغانستان نکرده اند.

۵ ژوئن ٢٠٠۷ (١۵ خرداد ۱٣۸٦)

طالبان چهار گروگان خود را که کارمندان وزارت بهداشت افغانستان بودند، آزاد کردند. آنها جسد یک کارمند دیگر را که دو روز پیش از آن سر بریده بودند، در قندهار به مقامات محلی تحویل دادند.کارکنان وزارت صحت که پس از تحویل دادن جسد ملا دادالله رها شدند، حدود دو ماه قبل از این در ولایت جنوبی قندهار از سوی طالبان ربوده شده بودند و در اسارت طالبان قرار داشتند.یک سخنگوی شورشیان طالب گفت که جسد ملا داد الله فرمانده کشته شده طالبان به خانواده اش در شهر کهنه قندهار تحویل داده شده، و دوباره در گورستانی در این شهر به خاک سپرده شده است.

۷ ژوئن ٢٠٠۷ (١۷ خرداد ۱٣۸٦)

اعضای گروه طالبان شامگاه روز چهار شنبه ٦ ژوئن ٢٠٠۷ (١٦ خرداد ۱٣۸٦) پنج کارگر افغان را که در ولسوالی گیلان غزنی برای یک شرکت خصوصی ساختمانی کار می کردند، با خود بردند. آنها صبح روز پنج شنبه  ۷ ژوئن  (١۷­­خرداد) اعلام کردند، که سه تن از آنها را کشته اند.مقامات محلی در ولایت غزنی تایید کردند که شورشیان طالبان، سه کارگر افغان را کشته اند.بر اساس گزارش ها، “شریف انس” که خود را سخنگوی محلی طالبان در غزنی می نامد، در یک تماس تلفنی گفت آنها این کارگران را به جرم سرکشی کردن از فرمان طالبان کشته اند. طالبان با بازسازی ساختمان ولسوالی (فرمانداری) گیلان غزنی مخالفت کرده، و هشدار داده بودند که کسی نباید بر روی این پروژه کار کند.

۱٨ ژوئن ٢٠٠۷ (٢٨ خرداد ۱٣۸٦)

وزارت امور خارجه‌ی آلمان خبر از ربوده ‌شدن دو شهروند آلمانی به همراه دو همکار افغانشان داد. این آدم ربایی در ولایت وردک ، یعنی ولایت مرزی با استان غزنی، روی داد.رئیس پلیس افغانستان خبر ربوده‌شدن ۷ نفر را در روز چهارشنبه ۱۸ژوئیه (٢٧ تیر) تأیید کرد. او افزود که افراد مذکور در یک پروژه سدسازی مشغول به‌ کار بوده‌اند.والی ولایت غزنی نیز اظهار داشت که گروگان‌ها کارمند سازمان‌ملل ‌متحد بوده‌اند. به گفته‌ی وی، دو شهروند آلمانی به همراه مترجم  و راننده افغان خود در جاده‌ای واقع در ۲۰ کیلومتری جنوب کابل توسط شخصی ربوده‌ شده‌اند، که “عضویت او در طالبان مبرهن است”در همین حال طالبان به  شنبه ٢۱ ژوئيه (٣٠ تیر) اعلام کردند که دو فرد آلمانی را که روز چهارشنبه ربوده بودند، کشته اند. قاری یوسف گفت که مقام های آلمان و افغانستان تقاضای این گروه برای خارج شدن سه هزار نیروی آلمانی از افغانستان را، نادیده گرفته اند.نیروهای آلمانی در چهارچوب نیروهای بین المللی در افغانستان مستقر هستند. وزارت امور خارجه آلمان در برلین، و مقام های افغان می گویند بیانیه طالبان را منبع مستقلی تایید نکرده است.

٢۱ ژوئن ٢٠٠۷ (٣۱ خرداد ۱٣۸٦)

نیروهای ائتلاف تحت فرمان آمریکا در افغانستان گفتند، دو گروگان افغان را از اسارت طالبان و القاعده آزاد کرده اند. در بیانیه منتشر شده از سوی این نیروها آمده است، که گروگان ها که از ساکنان روستایی در ولایت پکتیا هستند، در جریان یورش نیروهای ائتلاف به دو خانه در منطقه زرغون شاه آزاد شدند.“کریس بلچر” سخنگوی نیروهای ائتلاف گفت که پیکارجویان تعدادی زن و کودک را نیز به عنوان سپر انسانی در این ساختمان ها نگهداری می کردند. این سخنگو خاطر نشان کرد که در جریان این عملیات، آسیبی به غیرنظامیان وارد نشده است.نیروهای ائتلاف پیشتر نیز اعلام کرده بودند، که شبه نظامیان گروه طالبان و شبکه القاعده از مردم غیرنظامی محل به عنوان سپر انسانی استفاده می کنند. این نیروها گفته اند که هفت کودک افغان که در جریان حمله هوایی روز دوشنبه ۱٧ ژوئن ٢٠٠۷ (٢٨­­خرداد ۱٣۸٦) در ولایت پکتیکا کشته شدند، توسط اعضای شبکه القاعده به عنوان سپر انسانی استفاده شده بودند. این حادثه در یک مدرسه دینی در ولسوالی زرغون شاه ولایت پکتیکا روی داد، و تصور می رود کودکان کشته شده از طلاب این مدرسه بوده اند.یک تن از گروگان های آزاد شده گفته است که شبه نظامیان، یک روز پیش از این عملیات یک گروگان دیگر خود را کشته بودند. گفته شده که در جریان عملیات برای آزاد کردن گروگان های افغان، هشت شبه نظامی دستگیر شدند و مقدار زیادی اسلحه متعلق به آنان نابود شد.

٢٣ ژوئن ٢٠٠۷ (٢ تیر ۱٣۸٦)

مقامات افغانستان اعلام کردند که شورشیان در ولایت غزنی در جنوب کشور، گروهی از افغان ها را که مصروف ماموریت مین روبی بودند، به گروگان گرفته اند.”محمد شهاب حکیمی” رییس موسسه مین روبی گفت که شورشیان مین روب های مورد بحث و وسایل نقلیه و سگ هایشان را در حالی ربودند، که عازم کار در منطقه اندر بودند.آقای حکیمی افزود شورشیانی که خود را از نفرات طالبان معرفی کرده اند، به مرکز کشف مین و مین روبی تلفن کرده و گفته اند که ربوده شدگان پس از پاسخ به سئوالاتی که از آنان می شود، آزاد خواهند شد.وزارت کشور افغانستان در کابل و نیز رئیس پلیس ولایت غزنی، این حادثه را تایید کردند. این مین روبان پس از چند روز بازداشت دوباره از قید طالبان رها گردیدند.

٢٠ ژوئیه ٢٠٠۷ (٢٩  تیر ۱٣۸٦)

به گفته مقامات ولایت غزنی، شورشیان مسلح طالبان روز جمعه ٢٠ ژوئیه ٢٠٠۷ (٢٩  تیر ۱٣۸٦) اتوبوس حامل گروهی از شهروندان کره جنوبی را که از قندهار عازم کابل بودند، در جاده ای در ولایت غزنی متوقف کردند. آنها چند تن از مسافران را که اکثر آنان زن بودند، با خود بردند. مقامات دولتی تعداد ربوده شدگان را شانزده تن اعلام کرده اند.اما از قول سخنگوی طالبان، ربوده شدن هجده نفر گزارش شده است. این سخنگو تایید کرده که طالبان مسئول ربودن این شهروندان کره ای بوده، و مسئولیت ربودن دو شهروند آلمانی و همکاران افغان آنان در روز چهارشنبه را هم، برعهده می گیرد.مقامات غزنی گفته اند که مهاجمان مسلح، اتوبوس حامل مسافران کره ای را متوقف کردند و سرنشینان آن را با خود بردند. اما بعدا راننده افغان اتوبوس را آزاد کردند.یک مقام محلی به رسانه ها  گفته که عبور اتوبوس حامل شهروندان کره ای از مسیری که امنیت لازم را ندارد، قبلا به اطلاع مقامات محلی نرسیده بود. به گفته وی به دلیل خطرناک بودن این منطقه، معمولا برای مسافرانی که قصد گذر از این مسیر را دارند محافظان مسلح تعیین می شود.وزارت خارجه کره جنوبی با صدور بیانیه ای گفته که اطلاعاتی که در اختیار دارد، ربوده شدن شهروندان این کشور در غزنی را تایید می کند. اما جزییات بیشتری در این زمینه منتشر نشده است.در همین حال “روه مو-هیون” رییس جمهور کره جنوبی خواستار آزادی فوری اتباع این کشور شده است. آقای روه در یک سخنرانی که از تلویزیون کشورش پخش شد، گفت که این مسیحیان اغلب زن هستند، مشغول انجام خدمات پزشکی بودند و غیرنظامیان بی گناه نباید گروگان گرفته شوند.کره جنوبی در افغانستان نیروی نظامی ندارد، اما به گفته آقای روه گروهی متشکل از دویست تن از کارکنان مهندسی و پزشکی این کشور، طبق برنامه تا آخر سال جاری میلادی از افغانستان خارج خواهند شد. پیشتر سخنگوی “کلیسای جمعیت سیمول” در منطقه “بوندانگ استان گیونگی” کره جنوبی، گفته بود که گروه اعزامی از سوی کلیسا قرار بود روز ٢٣ ژوئیه ٢٠٠۷ (اول مرداد ۱٣۸٦) کابل را به مقصد کره جنوبی ترک کند. اما هنوز معلوم نیست که ربوده شدگان اعضای همین گروه باشند.روز ٢٢ ژوئیه  (٣۱  تیر)، وزارت دفاع افغانستان از محاصره محل نگهداری گروگان های کره ای خبر داد.مقامات این وزارت گفتند که نیروهای امنیتی افغان محل نگهداری ٢٣ شهروند کره ای را که توسط شورشیان طالبان به گروگان گرفته اند، در محاصره دارند. به گفته این مقامات هنوز عملیاتی برای آزاد کردن گروگان ها آغاز نشده، و گفتگو برای رهایی بدون درگیری آنها در جریان است.ناتو نیز اعلام کرده که از عملیات نیروهای افغان برای آزادی گروگان ها اطلاعی ندارد. اما در صورتی که افغانستان و کره جنوبی درخواست کمک کنند، آماده همکاری در این زمینه خواهد بود.
خبر محاصر گروگانگیران در حالی اعلام می شود، که یک هیات بلندپایه از سوی دولت کره جنوبی برای مذاکره در مورد سرنوشت آنها، وارد کابل شده است
شورشیان طالب روز دوشنبه ٢٣ ژوئیه (اول مرداد) اعلام کردند که در مورد رهایی گروگان های کره ای، فقط با نمایندگان دولت متبوع آنها مذاکره خواهند کرد. در همین حال، دولت کره جنوبی سفر اتباع خود به افغانستان را ممنوع کرد.با پایان مهلت تعیین شده از سوی طالبان، قاری یوسف ضمن تکرار گفته پیشین، اظهار داشته که نمایندگان اعزامی از سوی دولت و مجلس افغانستان، صلاحیت تصمیم گیریدر این مورد را ندارند.در همین حال یک هيات بلندپایه از سوی دولت کره جنوبی به افغانستان رفت، تا در مورد رهایی شهروندان ربوده شده خود مذاکره کند.روز چهارشنبه ٢۵ ژوئيه (٣ مرداد) یک سخنگوی طالبان به رسانه ها گفت، که این گروه یکی از ٢٣ گروگان اهل کره جنوبی را کشته اند. قاری یوسف احمدی از مکانی نامعلوم و در تماس تلفنی به بی بی سی گفت، که  طالبان یک تن از گروگان های کره ای خود را که یک مرد است، به ضرب گلوله کشته اند.

٢۵ ژوئیه  ٢٠٠۷(٣ مرداد ۱٣۸٦)

یک خبرنگار آلمانی و دو همراه افغان وی، در ولایت کنر در شرق افغانستان ربوده شدند. مقامات محلی می گویند این افراد در تلاش بودند خود را به روستایی برسانند، که چندی پیش شاهد کشته شدن غیرنظامیان افغان در اثر حمله هوایی ناتو بود.وزیر خارجه آلمان گفت که دولت این کشور در حال بررسی ناپدید شدن خبرنگار آلمانی در شرق افغانستان است، که گفته می شود به گروگان گرفته شده است. شورشیان طالبان که مسئولیت ربودن بیست و سه شهروند کره ای و دو آلمانی را به عهده گرفته اند، تاکنون در مورد واقعه اخیر اظهار نظری نکرده اند.در عین حال براساس گزارش های رسیده از افغانستان، خبرنگار دانمارکی و همراهان افغان وی که در افغانستان ربوده شده بودند، آزاد شده اند. این افراد روز سه شنبه  ٢٤ ژوئیه (٢ مرداد) از یک هتل در ولایت شرقی ننگرهار ربوده شده بودند.مقامات محلی می گویند این افراد نیز در تلاش بودند خود را به روستایی برسانند، که چندی پیش شاهد کشته شدن غیرنظامیان افغان در اثر حمله هوایی ناتو بود. ملیت خبرنگار آزاد شده در افغانستان، در گزارش های اولیه، آلمانی اعلام شده بود.این در حالیست که “ملا منصور داد الله” فرمانده ارشد طالبان در تماس با رسانه ها هشدار داده است، که این گروه در چند ماه آینده به روند آدم ربایی و گروگانگیری سرعت بیشتری خواهند داد، و این روند تا خروج نیروهای خارجی از افغانستان ادامه خواهد داشت.
کارشناسان سیاسی بدین باوراند که معامله گری های پنهان دولت افغانستان وضعیت را به گونه ای شکل داده، که نتیجه را به نفع طالبان تمام نموده است.

  این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

 ازهلمند تا روم برای تامین عدالت             
                        

درحالی که باشندگان استان هلمند در جنوب افغانستان از وجود فساد و رشوه گیری در ادارات دولتی این استان شاکی هستند و برای حل مشکلات حقوقی خود به دادگاه های صحرایی طالبان مراجعه می کنند، دوشنبه ٢ ژوئيه (١١ تیر) کنفرانس دو روزه توسعه قضایی افغانستان در شهر روم، پایتخت ایتالیا، آغاز به کار کرد. درین کنفرانس که نمایندگانی از بیست و پنج کشور جهان، بانک جهانی، بانک آسیایی و اتحادیه اروپا حضورداشتند، راه های تحکیم قانون و اصلاح نظام کهنه قضایی افغانستان بررسی شد. تقویت سازمان های عدلی و قضایی افغانستان، از نکات کلیدی بود که در بحث های اشتراک کنندگان این کنفرانس قرار داشت.

فاصله میان دولت ومردم

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان عصر روز دوشنبه به وقت محلی درحالی برای شرکت در این کنفرانس وارد روم شد، که باشندگان روستاهای افغانستان از فاصله موجود میان مردم و دولت محلی انتقاد می کنند. آنها می گویند مقامات دولتی افغانستان تمایلی ندارند تا در میان مردم عام ظاهر شوند. این شهروندان افغان شاکی اند که برای دیدن یک مقام عادی دولتی، باید روزها انتظار کشید. مردم روستا های دور دست افغانستان و مرکزمی گویند: “تا واسطه و پول نباشد، در ادارات دولتی کاری از پیش نمی رود. به همین دلیل است که مردم مجبور می شوند برای حل مشکلات خود به دادگاه های صحرایی طالبان مراجعه کنند.” اجلاس روم تلاش نمود تا نظام قضایی افغانستان را به سمتی هدایت کنند، که پاسخگوی مشکلات حقوقی مردم باشد و نیز در تقابل با معیارهای جهانی عدالت و مساوات قرار نگیرد.

کشتار غیر نظامیان

از دیگر مواردی که درین کنفرانس مورد بحث و گفتگو قرار گرفت، کشتار غیر نظامیان افغان از جانب نیروهای ناتو در جریان عملیات این نیروها در جنوب افغانستان بود. “یاب دهوپ شفر” دبیرکل پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، گفت که نیروهای این سازمان باید هرچه در توان دارند برای جلوگیری از کشته شدن غیرنظامیان در افغانستان انجام دهند. پیشتر، زلمی خلیلزاد نماینده آمریکا درسازمان ملل نیز که در حاشیه کنفرانس روم با خبرنگاران سخن می گفت، از وارد آمدن تلفات به غیرنظامیان افغان ابراز تاسف کرد. دبیر کل سازمان ملل هم درین کنفرانس گفت که باید از تلفات غیرنظامیان افغان جلوگیری شود، و باید همه فرماندهان نظامی مستقر در افغانستان، در این مورد کوشش کنند.” این اظهارات زمانی در کنفرانس روم مورد بحث قرار می گیرد که  حامد کرزی رییس جمهوری افغانستان  روز ٢ مه (١٢ اردیبهشت) سال جاری گفته بود که کشتار غیرنظامیان در جریان عملیات نظامی ناتو در این کشور، “غیرقابل تحمل” شده است .

ساختار سنتی قضا

آگاهان سیاسی به این باورند که موجودیت ساختارها و تشکیلات سنتی قضایی افغانستان، از چالش های اساسی برای دسترسی شهروندان این کشور به عدالت می باشد. چراکه در بیشتر موارد مجالس و شوراهای قومی از با صلاحیت ترین مراجع قضایی در افغانستان می باشند، اما تصمیم گیری این مجالس در قضایای جزایی سبب ایجاد خدشه در تامین عدالت می شود. افغانستان کشوریست که تابع قوانین مدون بوده، و همه دساتیر قانونی آن نوشته شده است. اما اصول و تصامیمی که به وسیله ساختارهای محلی تطبیق می شود، به هیچ وجه تابع این اصل نمی باشد. این امر مسئولیت پذیری و جوابدهی رابطه تامین عدالت را، زیر سوال می برد.در گزارش سالانه  ديده بان حقوق بشر که مرکز آن در نيويورک است، وضعیت افغانستان به دلیل عدم تطبیق قانون، در پرتگاه سقوط تعریف شده است. در این گزارش آمده است که افغانستان در اواخر سال ۲۰۰۶ بار ديگر در لبه پرتگاه قرار گرفت، و به مکان امنی برای ناقضين حقوق بشر، جانيان و افراطيون مسلح، مبدل شد. اکثريت اين ناقضين در گذشته نه چندان دور نيز باعث اذيت و آزار افغان ها و بخصوص زنان و دختران، و بی ثباتی کشور، منطقه و جهان شده بودند.

مدرن یا واپسگرا

در حالی که حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان از کنفرانس روم با دست پر برگشته و ٣۵٠  میلیون دلار برای اصلاح سیستم قضایی کشور و مدرن ساختن سیستم عدلی و قضایی با خود آورده است، شورای علمای هرات در روز ۵ ژوئيه ( ١٤ تیر) خواستار اجرای شریعت اسلامی و مجازات سنگسار، قصاص و قطع دست درین کشور شده اند. این شورا در قطعنامه ای که از طریق رسانه های محلی به نشررسیده است، ضمن تاکید بر اجرای شریعت اسلامی، گفته که “اجرای شریعت اسلامی تأمین کننده نظم و ثبات در جامعه است”.این درحالیست که از سرنگونی امارت طالبان تا اکنون، جامعه جهانی ده ها میلیون دلار را صرف اصلاح نظام قضایی در افغانستان کرده است. اما با گذشت شش سال از شکست حکومت طالبان در این کشور که جامعه بین المللی نیز در آن حضور فعالی دارد، هنوز میزان دسترسی مردم به عدالت اندک است. به علاوه شکایت هایی هم از نحوه برخورد مسئولان قضایی با دادخواهان به ویژه دراستان های  دوردست، وجود دارد.

این مطلب را روی سایت واشنگتن پریزم بخوانید

« مطلب‌های قدیمی‌تر